rahai-zan Home معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول arrow آرشیو مقالات
صفحه اول
در باره ما
اطلاعیه ها
گزارشات
علیه خشونت
دیدگاهها
فعالیتها و کمپینها
آرشیو مقالات
جنسیت
نقد ادبی و هنری
زنان جهان
زنان و ادیان
گوناگون
کتابخانه
گالری
جستجو
لینک (RSS)
مقالات
از نگاه دوربین
______________
آدرس پستی

P.M

P.F: 102431

50464 Köln

Germany
_______________

 
کردستان سنگر جنبش سبز نیست چاپ پست الكترونيكي
هلاله طاهری  
در حاشیه مطلب رویا طلوعی پیرامون" بی تفاوتی" مردم در کردستان به جنبش سبز
رویا طلوعی, روزنامه نگار و فعال حقوق زنان اخیرا در مطلبی تحت نام "سکوتی به بلندی فریاد" توصیه هایی برای رهبران جنبش سبز دارد تا "سکوت" مردم در کردستان را شکسته و به آنها بپیونندند.
رویا طلوعی مینویسد "...به نظر میرسد که کردستان همیشه خروشان و مبارز در سکوتی شگفت انگیز فرو رفته است... آنهم در بحبوبه بحرانی که گلوی حکومت جابر را به سختی فشرده و مشارکت همه ساکنان ایران میتواند کفه ترازو را سریعتر به نفع دمکراسی خواهان تغییر دهد".
 
"عروسی" یا تراژدی؟ تجاوز جنسی قانونی و شرعی به کودکان چاپ پست الكترونيكي
٤٥٠ دختربچه در شهرغزه در یک روز"عروس"شدند!
هلاله طاهری
چهارصدوپنجاه دختر بچه بین ٦ تا ١٠ ساله در لباس سفید عروسی در کنار شوهران بین ١٦ تا ٣٦ ساله در یک مراسم رسمی و سازمان یافته از جانب سازمان حماس, در شهر غزه روانه جهنم "خانه بخت" گردیدند. این بردگان کوچک سده بیست و یک در حالی که از کف زدن و رقص و پایکوبی شرکت کنندگان و میدیا بوجد آمده بودند, در یک رژه نظامی در انظار هزاران شهروند فلسطینی به نمایش گذاشتند. جشن و پایکوبی در شهر "استراتژیک" غزه, شهری که بخاطر تشتت بین دستجات اسلامی نام "امارات اسلامی" بخود گرفته, در میان شعارهای افراطی هوادارن حماس,  با رگبار کلاشینکفها بر سر کودکان سفیدپوش به نشانه پیروزی اسلام سیاسی بر انسانیت و حق انسان زیستن پایان یافت.
 
لغو حجاب, لغو آپارتاید جنسی و مبارزه برای آزادیهای بدون قید و شرط سیاسی چاپ پست الكترونيكي
هلاله طاهری
مهمترین شعارهایی که جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی درطی یک دهه تا به امروزحول آن متحدین خود را در میان میلیونها زن کارگر, جوان ماگزیمالیست و آزادیخواه بسیج کرده لغو آپارتاید جنسی, لغو حجاب و آزادیهای بدون هیچ قید و شرط سیاسی, اجتماعی, مطبوعات و بیان است. جنبش آزدایخواهی و برابری طلبی از پیگیرترین نیروی جنبش زنان برای خلاصی فرهنگی به معنای رسیدن به این خواستهاست.
 
حجاب, کلاه ایمنی شرعی در محیط کار مختلط چاپ پست الكترونيكي
هلاله طاهری
در حاشیه انتخاب سه وزیر زن در کابینه احمدی نژاد
محمود احمدی نژاد کابینه خود را معرفی کرد و سه تن از زنان را برای پست وزارت پیشنهاد نمود. پلتیک زنی احمدی نژاد برای انتخاب این خانمها در جواب به رقیبش در جبهه سبز و نشان دادن چهره ای قابل تحمل تر به جهان بود. بالاخره مجلس بعد از کشمکشهای چند روزه از میان آنان فقط صلاحیت خانم مرضیه وحید دستجردی را پزیرفت. طیفی از اصولگرایان و از آنجمله نمایندگان مجلس و امام جمعه ها به وجود این خانمها بعنوان وزیراعتراض داشتند. آنها بر این باورند که وجود خانمها "کاری خلاف با اصول اسلام"  است چون این زنها با "مردان نامحرم در وزارتخانه ها مراودت خواهند داشت" و این عمل "با اصول دینی نمیخواند و حرام است".  طرفداران موسوی و کروبی هم, بویژه فعالین زن, بر این باورند که این خانمها بشدت "سنتی" اند و با توجه به پیشینه چند ساله آنها علیه مبارزات زنان پست داده شده "برازنده شان" نیست.
 
جنبش سبز و طبقه متوسط چاپ پست الكترونيكي
هلاله طاهری
اینروزها حجم زیادی از مطالب پیرامون موقعیت طبقه متوسط و احزاب و جریانات درگیر در اعتراضات چند ماهه اخیر بچاپ رسیده است. این طبقه به رهبری جنبش سبز قصد دارد اوضاع را "تغییر" دهد اما بدون انقلاب٬ خواهان مطالبات "مدنی" ست ولی "بدون خشونت"٬ کار و فعالیت "ریسکی" نمیکند و از همه میخواهد که "ملزم به رعایت قانون اساسی باشند". برنامه براندازی دولت اسلامی را ندارد. اسلام ناب محمدی٬ بازگشت به دوران خمینی٬ سکوت در مقابل خشونت و اجرای قانون اساسی٬ شعار آنهاست.
 
پرچم سومی هم هست- در حاشیه اتفاقات اخیر در ایران چاپ پست الكترونيكي
هلاله طاهری
آنچه در این هفته در بسیاری از شهرهای ایران میگذرد با تفاسیر بسیار متفاوتی از جانب جریانات و شخصیتهای درگیر در مسائل سیاسی ایران روبرو گردیده است. در طیف اپوزیسیون پرورژیمی مانند توده ایها, اکثریتیها و احزاب خودی و گروههای ملی مذهبی تا طیف فمینیستهای ملی-اسلامی همه و همه در یک جبهه با پرچم سبز به طرفداری از موسوی به خیابانها آمده اند تا به تقلبی که در آرا شده اعتراض کنند.
 
زنان و مسئله انتخابات: شرکت یا سکوت؟ آیا راه سومی هست؟ چاپ پست الكترونيكي
هلاله طاهری
نزدیک به سی سال از اولین نمایش "انتخابات" با شعار «جمهوری اسلامی،آری یا نه» میگذرد. دوره ای که کرور کرور انسان از زن و مرد، پیر و جوان، از مسلمان و غیر مسلمان  روانه زندان ها و کشتار گاههای اسلامی میشدند.  هیچ جایی دیگر امن نبود و هر روز خبر از کشتارهای دسته جمعی در زندانها و کنار دیوار خانه ها بود.
سرزمینی که به هر کجایش میرفتید با هر  نیم نگاه و عطسه و حرکتی حزب الله و سپاه جلو مردم را میگرفتند و مردم را مورد توهین و اذیت و آزار قرار میدادند. حتی بعد از کشتار انسانها یک وجب خاک برای آرامش بعد از مرگ به آنها روا نمیدیدند و در گورستانهای جمعی چال میشدند.
 
"دل خونین" مادران داغدار و "لب خندان" نوشین احمدی خراسانی چاپ پست الكترونيكي
جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در مقابل جنبش سبز" مسالمت آمیز"
با گذشت بیش از یک ماه از وقایع سیاسی ایران و رشد بی وقفه سرکوب خونین مردم از جانب رژیم جریانات سیاسی و گرایشات درون جنبشهای اجتماعی شروع به بازبینی و ارزیابی از آنچه گذشت نموده اند. جنبش زنان با گرایشات متعدد درون آن بیش از یک دهه است بطور فعال تلاش برای تثبیت موقعیت خود بمثابه نیروی مطرح و درگیر در تحولات سیاسی ایران داشته وارد کارزار تحلیل و ارزیابی از روند مبارزات اخیر نموده است. از این میان ارزیابی نوشین احمدی خراسانی تحت نام "10 روزی که ایران را لرزاند" قابل توجه است.
 
ترسى ندارم چاپ پست الكترونيكي
دوربينم را چند روزى امان دهيد تا گزارشى بي‌پرده پيش رويتان بگذارم
رخشان بني‌اعتماد

ترسى ندارم كه در وانفساى اين دوران پرتوطئه به هر تهمتى منتسب شوم.
ترسى ندارم كه به جرم مشوش كردن اذهان عمومي، متهمم كنيد ولى نمي‌توانيد منكر شويد كه من يك مادرم، نه فقط مادر تنديس و بارانم,، مادر همه جوانانى كه از سال‌هاى دور از دريچه فيلم‌هايم، مادران خود را در قالب شخصيت‌هاى ,طوبا,، ,گيلانه, و ,فروغ,، ,نرگس,، ,سيما, و... ديده‌اند. مادر همه آنانى كه در همه اين سال‌ها مرا به حريم خلوتشان پذيرفتند و از رنج‌ها و فريادهاى فروخورده‌شان گفتند و گفتند تا بتوانم جانمايه دردهايشان را در فيلم‌هايم تصوير كنم. به حرمت يك عمر اعتماد همه مخاطبانم، اين حق را بر خود قائلم كه به دادخواهى مادرانى كه در اين شرايط بحران زده، بي‌پناه و دست از همه جا كوتاه يا در سوگ‌ جوانان از دست رفته‌شان خاك بر سر گرفته‌اند يا حيران و وحشت‌زده به دنبال پيدا كردن ردى از جگر گوشه‌هايشان در شهر سرگردانند، اين نامه سرگشاده را بنويسم كه، هيچ قانوني، هيچ مصلحتي، هيچ سياستى نمي‌تواند توجيه اين درد بر مادران اين سرزمين باشد. در شرايطى كه هيچ رسانه‌اى براى خبررسانى واقعيت‌ها و هيچ مسوولى پاسخگوى دلهره‌هاى كشنده خانواده‌ها نيست، چگونه مي‌توان از خبر يا توهم مرگ و رنج دختران و پسران دستگير شده بر خود نلرزيد. دوربينم را چند روزى امان دهيد تا گزارشى بي‌پرده پيش رويتان بگذارم، شايد به واقع نمي‌دانيد كه زير پوست شهر چه مي‌گذرد؟
--
woman = man
زن = مرد
 
آخرين سخنان و خواسته هاي بهنود شجاعي چاپ پست الكترونيكي
اين مصاحبه وقتي انجام شد كه بهنود هنوز زنده بود. هيچ وقت فكر نمي كردم  نوشتن فعل «بود» اين قدر  تلخي به جانم بريزد. بهنود از پشت تلفن گفت: «آدم به اميد زنده است»... كاش وقتي شما اين مصاحبه را مي خوانيد بهنود هنوز زنده «باشد». كاش رنگ سرخ آسمان بامدادي، آخرين رنگ چشمهايش نباشد؛ كاش آسمان آبي بعد از طلوع را ببيند...
اگر بخواهي نقاشي بكشي از چه رنگي استفاده مي كني؟
آبي
 
گزارشی از شب گذشته در مقابل زندان اوین چاپ پست الكترونيكي
صدا گرفته بود، تنها گفت تمام شد، بهنود اعدام شد / علیرضا فیروزی
دیشب غوغایی بود، نه هیچ کس به فکر سیاست بود، نه به فکر خود، تنها همه به واسطه احساس انسان دوستی، خواب را بر خود حرام کرده بودند و ساعاتی پس از نیمه شب را در مقابل زندان اوین انتظار می کشیدند که شاید بتوانند از اولیای دم یک نوجوان دیگر، رضایت بگیرند و شادی را به خانه ی آن نوجوان بازگردانند.
حدود ساعت 2 بامداد به زندان اوین رسیدیم، در ابتدا حدود 50 نفر از مادران صلح، فعالین حقوق بشر، هنرمندان و ... حضور داشتند و هر لحظه بر تعداد آن ها افزوده می شد. بعد از چند دقیقه، آقای اولیایی فر، یکی از وکلای بهنود به آن جا رسید، خانواده بهنود را معرفی کرد و همین طور، فردی که به نمایندگی از یونیسف در جمع حضور داشت.
 
خیزش جوانان و کابوس های مادران چاپ پست الكترونيكي
خیزش جوانان و کابوس های مادران
مـادر، در کنار پنجره خونه سرد و تاریک
روی صندلی چوبی، زانو بغل، چُمباتمه زده بود
چهره اش کبود، چشمانش گریان
با لبی لرزان، از شیشه تار پنجره
به بیرون خیره شده بود.
ناگهان فریاد همسرش که در اطاق "خواب" روی تُشک دراز کشیده بود افکار مشوش او را بر هم زد .
 
صداي من نبودي... صداي من نيستي... چاپ پست الكترونيكي
مهناز قِزِلّو
من كودكي سركشم كه در زندان چشم گشودم با خاطره ي گنگ خفيه گاهي سوخته در آتش كينه اي به درازناي تاريخ و به عمق جهل...
نحيف.. باقلبي لرزان كه با ديدن يك كبوتر كه بر كنج پنجره ي سلول از تخم بيرون آمد بال روياهايم به هر سو پركشيد.
و يك روز در حسينه ي زندان از مادرم پرسيدم:
- مادر، او هم بازجوست؟ شلاق بدست ندارد.
- او با فتورمان خود بر پيكر باورهاي ما تازيانه مي زند... "توبه نصوح*"...
و من... پدرم "لطف علي خان*" نبود، "بيژن*" بود، "حنيف*" بود، "سعيد*" بود.
 
بیاد زنانی که دراین روزها در کنار مان نیستند! چاپ پست الكترونيكي
زنان در زندان دهه 60 جمهوری اسلامی
تردیدی نیست در رژیم¬های  توتالیتر، هم¬چون جمهوری اسلامی امر سرکوب،زندان، شکنجه به عنوان ابزاری در جهت کنترل اجتماعی برنابودی شبکه¬های اجتماعی، شخصیت و هویت انسان قرار گرفته و می¬گیرد. در این سیستم حکومتی، اراده فردی و جمعی، ابتکار فردی و اجتماعی، همواره تحت فشار و سرکوب قرار می¬گیرد که نهایتا به کنترل پلیسی کل جامعه و تخریب منجر می¬گردد.
 
ادامه...
<< شروع < قبلي 1 2 3 بعدي > صفحه آخر >>

مطالب مرتبط

online:1 ميهمان



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org