خواهران زینب با طوم بد ست  اومدن سراغ زنان آزادی پرست
خواهران با رسالت زینبیشان
می خوان تزریق کنن اسارت را به هموطنان دیونه شدم تو این زندان درد گفتم آخه این چه اسلامی که هست بی صدا شکستم بی صدا گریختم
با خودم گفتم آخه خدایی هم هست می سوزم ازاین آتش غم گم شدم تو این سیاهی مرگ دیدم که به زندان می برن زنا ن رو با اسپری فلفلی که دارند به دست همه میدونن چه کارا میکنند کجا میبرن چه جوری تجاوزمیکنند تو خیا بونهای غربت قد میزنم
چجوری بگریزند از اون جهنمی که هست
ماجدائیم ازهم اما عشق توی قلب ماست
نمی تونن شکست بدن، آزادی که درون ماست
زهره جاماسبی
|