|
سرکوب مبارزات برابرطلبانه زنان محکوم است - ندای زنان |
|
|
|
روز 22 خرداد ، میدان 7 تیر تهران شاهد گرد هم آیی زنان آزادی خواهی بود که به همراه مردان مبارز در اعتراض به عدم وجود پایه ای ترین حقوق انسانی خود به خیابان ها آمده بودند.
آنها آمده بودند که در شرایط تسلط دیکتاتوری عریان جمهوری اسلامی فریاد "ما زنیم - انسانیم - شهروند این دیاریم - اما حقی نداریم " را سر دهند. و به کوشش آنها فریاد "آزادی، برابری حق طبیعی ماست" برای مدت کوتاهی فضای میدان 7 تیر را پر کرد.
آنها از قشرهای متفاوت جامعه آمده بودند که به پایمال شدن حقوق خود، حقوقی که سالهاست توسط حاکمین ضد مردمی جمهوری اسلامی زیر پا گذاشته میشود، اعتراض کنند. ولی بار دیگر رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی ثابت کرد که چون گذشته در مقابل اعتراضات مردمی جوابی بجز ضرب و شتم و سرکوب وحشيانه نمیتواند داشته باشد. بار دیگر در عمل ثابت شد که رژیم های دیکتاتور وابسته به امپریالیسم، برای بقای سلطه ننگین خود راهی جز سرکوب مبارزات حق طلبانه مردم ندارند. رژیمی که که از بدو به قدرت رسیدنش در هر عرصه ای نشان داده است که با تمام قوا برای حفظ نظام پوسیده اش از هیچ جنایتی ابا نداشته، رژیمی که حیات 27 ساله اش را با سرکوب و کشتار خلق ها در گنبد و ترکمن صحرا و در کردستا ن آغاز نمود، رژیمی که پرونده ننگینش مملو از قتل عام و کشتار هزاران هزار تن از بهترین فرزندان خلق میباشد، رژیمی که قادر نیست کوچکترین صدای مخالفی را حتی در درون خودش تحمل کند، رژیمی که دستور قتل های زنجیره ای را صادر کرد و سرکوب دانشجویان مبارز در کوی دانشگاه را به صفحات ننگین کارنامه خود افزود، رژیمی که جواب مبارزات حق طلبانه کارگران خاتون آباد را با گلوله داد و مبارزات برحق کارگران شرکت واحد برای احقاق حقوق پایمال شده شان را با سرکوب و دستگیری و بریدن زبان جواب میدهد، رژیمی که از هیچ جنایتی برای سرکوب برآمد وسيع توده ای خلق ترک آذربايجان دریغ نکرده و مبارزات برحق اين خلق را با ددمنشی تمام سر کوب نمود. بلی چنين رژيمی يک رژيم ارتجاعی است که بايد به نيروی توده ها سرنگون شود.
با توجه به آنچه که اين رژيم در 27 سال سلطه ننگين خود بروز داده آيا ترديد نسبت به ماهيت سرکوبگرانه جمهوری اسلامی جايز است و آيا میشود از امکان نتيجه بخش بودن "مبارزه مسالمت آميز" سخن گفت !؟ و به اين توهم در صفوف زنان مبارز ايران دامن زد که با صرف اعتراض مسالمت آميز آنهم به قوانين نابرابر و جهت لغو آنها زنان میتوانند به خواستهای خود برسند!
پاسخ رژیم به تمامی زنان و مردانی که به مبارزه برخاستند کاملا روشن است، پاسخ رژیم سرکوب، چماق، گاز اشک آور و دستگیری و زندان و شکنجه بوده است. در این تظاهرات ثابت شد که زنان مزدور رژیم در اعمال خشونت و ضرب و شتم انسانهای مبارز هیچ دست کمی از مردان رژیم ندارند، بنابراين، زنان زحمتکش و مبارز ما هیچ منافع مشترکی با زنانی که در درون حکومت قرار میگيرند نداشته و نخواهند داشت. این موضوع يکبار ديگر به خوبی نشان میدهد که مسئله زنان نه جنسیتی بلکه طبقاتی است.
با توجه به واقعياتی که در بالا ذکر شد، ضمن پشتيبانی از اعتراض برحق زنان جهت دستيابی به حقوق برابر با مردان بايد تاکيد کنيم که محدود کردن مبارزات زنان در چهار چوب مبارزه با صرف لغو قوانین فقط به توهم در ميان مردم دامن میزند. چرا که تجربه مبارزات مردم ما در ایران ثابت نموده است که دستیابی به کوچکترین حقوق دمکراتیک مردم ايران و از جمله زنان بدون تغییرات بنیادین و ساختارشکن امکان پذیر نیست. رژيم های ديکتاتور حتی اگر تحت فشار توده ها در مواردی مجبور به عقب نشينی شوند، در اولين فرصت دستآوردهای مبارزاتی توده ها را با اعمال زور از آنها پس گرفته و زير پا میگذارند. با استناد به این تجربه باید گفت که هر مبارزه اعتراضی برای اينکه به سرانجام برسد، بايد مبارزه در جهت سرنگونی رژيم جمهوری اسلامی و نظام سرمایه داری وابسته حاکم بر ايران را تقويت کند و در آن بستر جاری گردد. همچنانکه مبارزه برای لغو قوانين زن ستيز جمهوری اسلامی بايد در اين مسير جريان يابد.
همواره باید به یاد داشت که نظام سرمایه داری وابسته ايران و رژيم حافظ اش جمهوری اسلامی بزرگترین سد در راه تحقق حقوق دمکراتیک شهروندان ایران میباشند. تشکل یابی جنبش های زنان و دانشجویان و پیوندشان با مبارزات کارگران و زحمتکشان و سایر اقشار و ملل تحت ستم و مبارزه متحدانه آنها تنها راه رسیدن به حقوق دمکراتیک افراد جامعه می باشد.
بی شک حمایت از مبارزات حق طلبانه و دمکراتیک مردم از وظائف خطیر همه نیروهای انقلابی و پیشرو جامعه ماست. وظیفه همه نیروهای انقلابی است که صدای اعتراض این مبارزات را به گوش مردم جهان برسانند و برای آزادی همه دستگیرشدگان تمام نیروی خود را به کار گیرند.
|