|
تکليف ما با اين بربريت در خيابان مشخص می شود عباس رضايی |
|
|
اعتراض بر حق ۲۲ خرداد به وحشيانه ترين نوع سرکوب شد، رهبران جنبش زنان و دانشجويان زيادی دستگير  شدند، خيلی ها باطوم خوردند و لگد مال شدند و ده ها نفر دوباره راهی اوين خواهند شد. اين داستان زندگی مبارزاتی ما شده است. هر چند ديگر زندان رفتن دارد در ايران امری عادی می شود و همه مبارزان دارند تجربه اش می کنند. ترس از زندان در ايران شکسته شده است.

اما ۲۲ خرداد شروع يک اتحاد مبارزتی بود.حمايت ۱۱۱ دانشجو از اعتراض روز ۲۲ خرداد يک نقطه عطف تاريخی در مبارزات راديکال، در ايران بود. مدتها است که اعتراضات دانشجوی فقط به دانشجو ها مربوط می شود، اعتراضات کارگری فقط به کارگران مربوط بود و اين حکم در مورد اعتراضات جنبش برابری طلبی زن و مرد نيز حکم می کرد. اما اين حکم را دانشجويان، چند وقت پيش با حمايت از کارگران شرکت واحد و امروز با حمايتشان از اعتراض زنان در روز ۲۲ خرداد شکستند. اين می تواند به اتحاد نيروهای مترقی و مبارزات بر حق آنها کمک شايانی کند. سالها است که اعتراضات دانشجوی، اعتصابات کارگری و اعتراضات زنان به شدت سرکوب می شود. هر دوره يکی از اين نيروها اعتراضات مقطعی را شروع می کند، تنها می ماند و سرکوب می شود! اما امروز اين روند دارد تغيير می کند، رهبران اين اعتراضات در يافته اند که خواست های مشترک دارند و تنها راه رسيدن به پيروزی و خواستهايشان اتحاد با هم است. اين اتحاد قدرت بزرگی در مقابل جمهوری اسلامی و اتحاد شومی دارد که نيروهای ناسيوناليست قومی در چهار گوشه ايران برای تباه کردن جامعه بسته اند. اگر قدرت جمهوری اسلامی، نيروهای نظامی ، سرکوب، شکنجه و زندان است، اگر قدرت نيروهای سياه ناسيوناليست پولهای امريکا و خطی است که وزارت امور خارجه امريکا مشخص کرده است، قدرت ما در اتحاد اين سه نيرو ( دانشجويان، کارگران و زنان) است خواستهای راديکال و بر حق اين نيروها می تواند توده های وسيع مردم را متحد و با يک هدف مشخص به خيابان بياورد. اين کار در شرف انجام است و ۲۲ خرداد شروع اين حرکت بود. جنبش دفاع از حق برابری زن و مرد مدتی است جان تازه ای به خود گرفته است، مدتی است ديگر استاديوم های فوتبال، هشت مار س ها اعتراضات اين جنبش را به دنبال دارد. مدتی است طرح های مختلف جمهوری اسلامی برای سرکوب زنان با شکست مواجه می شود. اکنون با پيوستن دانشجويان مبارز به اين جنبش و با به حرکت در آمدن طبقه کارگر ديگر اين اين روند تا پيروزی نهايی بی برگشت خواهد بود. به ميدان آمدن رهبران جوان در عرصه مبارزات زنان قوانين ضد زن جمهوری اسلامی را به چالش کشيده است!
رهبران و سازمان دهندگان اعتراضات، برای ورود به استاديوم های فوتبال رهبران آينده نه چندان دور اين جنبش برابری طلب هستند. رهبران جوانی که قدرت را، در سازمان دادن خود دريافته اند و مسير درست رسيدن قدم به قدم به خواستهايشان را در پيش گرفته اند. نسل جوان ايران با توجه به همه گير شدن اينترنت و ماهواره ديگر زندگی کمتر از يک جوان در فرانسه ، سوئد و امريکا را نمی خواهد و جهموری اسلامی هم با سانسور و بگير و ببند نتوانست اين خواست را از مردم بگيرد. و اين سر آغاز يک جنگ فرسايشی بر عليه حکومت شد، که اکنون با وسعت گرفتن ابعاد اين جنگ، اعتراضات متشکل شده و قابل رويت است. سوال اينجا است که آيا اين رهبران تازه به دوران رسيده و اين جوانانی که هيچ بدهی به رژيم ندارند را می شود زير پرچم ”اعتراض مسالمت اميز و ما خواستهايمان را قانونی دنبال می کنيم“ جمع کرد؟ به نظر من نه! و همين امر در آينده نزديک مبارزان پا به سن گذاشته و محافظه کار را از گردونه به در خواهند کرد و اعتراضات زنان راديکال تر و حق به جانب تر در صحنه سياست ايران ابراز وجود خواهد کرد، به طوری که به به قول منصور حکمت ”ممکن است انقلاب اينده ايران يک انقلاب زنانه باشد.“ ظهور يک قطب جديد در مقابل جمهوری اسلامی که سابقه ای طولانی در مبارزه مخفيانه داشت و حمايت دانشجويان پيشرو و کارگران متشکل، قدرت اعتراض های راديکال را صد چندان کرده است. اکنون ايران بعد از ۲۲ خرداد، با چند روز پيش از آن هم فرق می کند.فاطی کموندو های جمهوری اسلامی امروز در اولين تجربه سرکوب خود سيلی از مبارزان جوان و پر ادعا و حق به جانب را در مقابل خود ديدند. ديگر به روشنی معلوم است که به ميدان آمدن جنبش برابری طلبی زنان را نمی شود با قوانين اسلامی و توحش زنان تازه پليس شده جواب داد. سرکوب اعتراض می آورد و به روشنی معلوم بود که اعتراضات چند نفره در جلوی استاديوم های فوتبال و اعتراض کوچک در خيابانها، بزودی تبديل به ۲۲ خرداد ها خواهد شد. زندانها جمهوری اسلامی مملو از دوستانمان است، نبايد اين دوستان تنها بمانند. اعتراضات چند وقت اخير در دانشگاه ها و اعتراض ۲۲ خرداد ده ها تن از اين معترضين را راهی زندان کرده است. اين دوستان نبايد تنها بمانند. خيابنهای تهران را بايد قرق کرد و خواستار آزادی دستگير شدگان شد. نهادهای مدافع حقوق بشر و سازمان ملل را بايد مجبور به عکس العمل کرد . بايد دنيای متمدن را بر عليه اين بربريت بسيج کرد. ما اکنون قدمها پيش رفته ايم و ياد گرفته ايم که چگونه مبارزات ما بهم ربط دارد، چگونه می شود پيروز شد. ياد گرفته ايم که در مبارزاتمان نبايد خيابانها را رها کنيم. تعين تکليف ما با اين بربريت در خيابان مشخص می شود
|