|
ضرورت مبارزه با حجاب، اين سمبل سرکوب زن زھرا فاطمى فر |
|
|
حجاب ، اين سمبل سرکوب زن و مسائل مرتبط با آن يکى از معضلات بزرگ جامعھ ايران است. زنان آزاده و روشنفکر بھ پا خواستھ اند تا بتوانند قدمى ھر  چند کوچک اما پر بار براى پيشبرد اھداف آزاديخواھانھ و ضد ارتجاعى خود بردارند و براى برقرارى مساوات و برابرى ميان زن و مرد و بدست آوردن تمام حقوق از دست رفتھ خويش تلاش کنند.
آنھا از تحجر مذھبى و محدوديت اسلامى بھ تنگ آمده اند. مسئلھ حجاب نھ يک مسئلھ شخصى و نھ يک معضل اجتماعى بلکھ يک مسئلھ جھانى است. بھ دليل اينکھ در بطن اروپاى متمدن ھم گاھى شيپور دفاع از حجاب اجبارى را مى شنويم ( در سوئد) و يا گاھى مخالفت با حجاب و عدم تحمل مساگل مربوط بھ آن را مى بينيم( در فرانسه).آنھايى کھ حجاب را براى زنان و کودکان خردسال اجبار کرده اند از چھ واھمھ دارند؟ از خود يا از بى حجابان؟ اجبار حجاب و عیم رعايت آن مساوى با تحمل مجازاتى مى باشد کھ بستگى بھ حکم شرعى دارد. حال اين حکم شرعى از طرف چھ شخصى صادر مى شود خود جاى بحث و تامل دارد. جالب است کھ اگر از آنھا پرسيده شود کھ يک دختر بچھ ۷ سالھ چھ تحريکاتى مى تواند براى آنھا داشتھ باشد کھ مى بايد بھ آن صورت براى رفتن بھ مدرسھ يا اماکن عمومى پوشيده شود چھ جوابى خواھند داد. البتھ جوابھاى تکرارى و بى محتواى آنھا ھيچ گاه تمامى ندارد. قابل انکار نيست کھ بايد براى دختر بچھ حتى ۵ سالھ در پاسپورت عکس حجاب دار تھيھ شود. واقعا توجيھ اين مسائل عقب مانده و متحجر فقط از اين مذھبيون ارتجاعى برمى آيد. چرا بايد کودکان ما اين حقارت و نکبت را تحمل کنند؟ تا بھ کى بايد بھ دنبال اين افکار پوسيده رفت؟ تا کى بايد اجازه داد کھ تحت قانون شريعت بھ دختران خرد سال تجاوز شود؟آيا بايد اين ھمھ سرکوب و جنايت را تحمل کرد؟ آيا بايد سکوت کرد و نسبت به اين ھمھ بى حقوقى بى تفاوت بود؟ نگاھى کوتاه بھ جنبش زنان و بخصوص حرکت اخير يعنى اجتماع زنان در روز ۲۲ خرداد نشان مى دھد کھ در جامعھ ما زنان بخصوص نسل جوان تشنھ آزادى و برابرى ھستند و نسبت بھ جنايتھا و سرکوبھاى رژيم بى تفاوت نيستند بلکھ برعکس با وجود جو خفقان، با تمام قوا و توان خود به خيابانھا آمده و خواھان حقوق برابرند. ساليان سال زنان در ايران بھ قيد و بند ھاى مذھبى و سنتى عقب مانده از اينکھ بدانند و بخواھند و فکر کرده و عمل کنند محرومند و بخاطر ھمين محدوديت ھا، زن در ايران نتوانستھ است کھ خودش باشد. " خودى" کھ اگر بھ "خود" واگذار شود از نظر علمى، فرھنگى، توليدى و مديريت تواناييھاى زيادى را از خود نشان خواھد داد. اين محدوديت ھا از فرھنگ سنتى و مذھب ارتجاعى گرفتھ تا مسائل اجتماعى و اقتصادى ھمگى توانايى ابراز وجود واقعى را از زنان گرفتھ است. و اينک اين مھم بر گرده ھمگى ماست کھ با استفاده از توانايى ھا ، موقعيتھا و دانستھ ھاى خود حرکتى را کھ شروع شده است جھت بخشيم و با زنان و جوانان، بھ منظور پيش بردن جنبش آزاديخواھانھ آنان با پرچم آزادى و برابرى ھمگام شويم.
زنده باد آزادى، زنده باد برابرى
|