|
عدم موفقيت جمهورى اسلامى در نهادينه کردن ارزشهاى اسلام |
|
|
|
عدم موفقيت جمهورى اسلامى در نهادينه کردن ارزشهاى اسلامى از زبان خودشان بشنويد
در شماره ١٥٧ پيام زن، ويژهنامه زن در جمهورى اسلامى ايران - دفتر سوم مقالهاى تحت عنوان: "پوشش و آرايش، آسيبها و راهبردها" چاپ شده است. اين نوشته که اثر "دفتر مطالعات و تحقيقات زنان قم" مىباشد در صدد آن است که "عدم موفقيت کامل نظام اسلامى در نهادينه کردن برخى ارزشهاى اسلامى و انقلابى" را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد.
مقاله مورد اشاره از چند زاويه به اين مسئله برخورد مىکند که سومين آنها "ناهماهنگى در عملکرد مجموعههاى مديريتى نظام" مىباشد. در صفحه ٣٥٥ پيام زن در اين رابطه مىخوانيم: "گاه عملکرد مجموعههاى نظام بيش از آنکه مکمل يکديگر باشد، به از بين رفتن قوا دامن مىزند، مثلا در حالى که قوه قضائيه با بىحجابى به عنوان جرم برخورد مىکند، دستگاههاى فرهنگى کشور زمينههاى تمايل به هرزهگرايى و ابتذال را فراهم مىآورند."
در صفحه ٣٥٦ پيام زن مىخوانيم: "در تحليل علل گرايش به ابتذال، علاوه بر عواملى که تاثيرات خاصى بر پوشش و آرايش مردم به ويژه زنان دارند، .... بىتوجهى به علل عام و ميزان تاثيرگذارى هر يک از آنها سبب مىشود استعدادها صرف کارهايى شود که تاثيرگذارى آن در حصول نتيجه بسيار کم است و رفته رفته مسئولان را به اين باور مىرساند که برخورد با اين پديده نتيجهاى نخواهد داد و بايد به گونهاى با آن کنار آمد. چنانکه برخى دستگاههاى نظام در مورد روسپيگرى و بىحجابى به اين نتيجه رسيدهاند!"
در صفحه ٣٦٧ پيام زن مىخوانيم: "دگم کردن عوامل انزجار از حجاب، از جمله اصلاح معمارى مدارس دخترانه به منظور آزادى عمل بيشتر آنان در محيط داخلى مدرسه، ...".
مقاله فوق که صفحات ٣٥٤ تا ٣٦٧ پيام زن را اشغال کرده، رهنمودى از روى استيصال براى اسلامى کردن پوشش زنان است و انتقاداتى به رژيم در عدم موفقيتش در اسلامى کردن جامعه بعد از ٢٥ سال قدرت دارد. ولى اين مقاله تنها اعتراضى از گور به رژيم جمهورى اسلامى در شکستش در اسلامى کردن جامعه و يا عدم موفقيتش در سرکوب زنان آزاديخواه نيست. اين مقاله روزنهاى است که از آن مىتوان واقعيت جامعه ايران را بعد از ٢٥ سال حکومت اسلامى ديد. نه تنها سن ازدواج بالا رفته است، چرا که در هر جامعه فقرزدهاى، خيلى از مردم امکان ازدواج را يا ندارند و يا خيلى دير مىتوانند ازدواج کنند. اقرار اين مقاله به "انزجار از حجاب"، نيز چيز تازهاى نيست، چرا که هر کس کافى است نگاهى به جامعه بيندازد تا متوجه اين انزجار شود. دستگيرى هر روزه زنان بخاطر بدحجابى و وجود ٧٤ ضربه شلاق براى متخلف و عليرغم همه اينها بازى زنان با روسرىهايشان از همان ابتداى قدرتگيرى جمهورى اسلامى نشان از اين انزجار داشت، چه رسد به حالا.
نويسندگان اين مقاله آنقدر از اوضاع عقب هستند که حتى از عقبنشينى رژيم هم درس نمىگيرند. نمىفهمند که اگر رژيم مجبور شد با بدحجابى کنار بيايد، از روى خواستش نبوده است. بلکه زنان رژيم را پس نشاندند. اينها نمىفهمند که دوره محدوديتهاى فردى در ايران به پايان رسيده و رژيم قادر نيست جوانان را در مدلهاى اسلامى محدود کند.
شماره ١٧ "راهبردها" بر "نظارت بر روزنههاى ورود محرکهاى جنسى و مفاسد اعتقادى، از جمله بستن سايتهاى غيراخلاقى ...." تاکيد دارد.
و بالاخره در بخش "راهبردهاى عام" اين مقاله که "اهداف مرحلهاى و برنامههايى هستند، که تاثيراتى کلى، از جمله در موضوع پوشش و آرايش بر جاى مىگذارند، به هجده مولفه پرداخته شده است که برخى از آنها قابل تعمق مىباشند. در مولفه شماره ٨ صفحه ٣٦٦ مىخوانيم: "در پائين آوردن سن ازدواج: پيوندهاى زناشويى و برخوردارى از پشتوانههاى عاطفى و خروج از دنياى تنهايى در ايجاد تعادل روانى و عدم ميل به گناه نقش اساسى ايفا مىکند. تامين نياز جنسى، رفتارهاى مخاطرهآميز و غيرمنطقى را به ويژه در حوزه مسائل جنسى کاهش مىدهد. نمىتوان پوشيده داشت که گروهى از بدحجابان به دليل عدم تامين جنسى و عاطفى و به نيت فريفتن جوانان اقدام به اين کار کردهاند."
چه سادهانديش هستند نويسندگان اين مقاله که فکر مىکنند جوانانى که از حق و آزادى پوشش خود دفاع مىکنند همه مجرد هستند و يا رابطه جنسى و عاطفى ندارند. اينها بهتر از هر کس مىدانند که سن دوست پسر داشتن در ايران از هميشه پائينتر است. ولى اينها همه چيز را از زاويه همان داستان قديمى آدم و حوا و فريفتن آدم توسط حوا مىبينند. با اين تفاوت که امروزه در ايران بدحجابى نقش آن سيب معروف را در فريفتن جوانان (يعنى مردان) بازى مىکند.
اينها چه جور زنانى هستند که تمام هم و غمشان کنترل زنان و جلوگيرى از آزادى زنان است؟ اين زنان به اندازه مردان زنستيز، ضدزن هستند. واقعيت اينکه رژيم در اسلامى کردن جامعه ايران شکست خورد را درک نمىکنند و هرگز درک نخواهند کرد. چرا که نگاهشان، نگاه هزار سال پيش است. با اين نوع نگاه نمىتوان پديده امروزى مثل برابرى طلبى و آزادى خواهى را تجزيه و تحليل کرد.
زنده باد آزادى و برابرى
فوريه ٢٠٠٦
www.nasrinparvaz.com
|