rahai-zan Home
معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول arrow زنان جهان arrow ٨ مارس، جنبش رهايى زن و ناسيوناليسم ايرانى ا. کم گويان
tv
عکس روز
n8m074.jpg
از نگاه دوربین
همجنبشی




 Afghan Women's Mission
 The Organization of Women's Freedom in Iraq
 Amnesty International
 Support FemAid
 Association of defending children rights
 Terre des hommes
 the Persian Gay & Lesbian Organization
 TERRE DES FEMMES


 
٨ مارس، جنبش رهايى زن و ناسيوناليسم ايرانى ا. کم گويان چاپ پست الكترونيكي
اعظم کم گويان در گفتگو با رهايى زن
رهايى زن: در ايران هر وقت کسى از آزادى زن صحبت کند، او را وادار مى کنند مرز خود را با "بى بند وبارى" روشن کند. اين مرز و قيود از کجا آمده است؟
 
اعظم کم گويان: ايران يک جامعه مردسالار است و نظام سياسى، قوانين حاکم و ارزشها و فرهنگ مسلط بر آن مردسالارانه است. ريشه اين مرز و قيدها در اين فرهنگ مردسالارانه و شرق زده حاکم است. در اين فرهنگ، آزادى زن و حضور او در زندگى اجتماعى هميشه برچسب بى بند و بارى خورده است. در جامعه مردسالار، مرد مدافع آزادى زن بى غيرت و زن صفت و فکلى ناميده مى شود.
تحولاتى که جامعه ايران از دهه چهل به بعد در عرصه اقتصادى و سياسى و اجتماعى از سر گذرانده باعث حاکم شدن روابط توليدى سرمايه دارى، رشد شهرها و شهرنشينى و شرکت وسيع زنان در فعاليتهاى اجتماعى، در تحصيل و اشتغال و ساير عرصه هاى زندگى شد. اما با وجود اين حضور وسيع زنان، قوانين و ارزشهاى حاکم همچنان مردسالارانه، مذهبى و سنتى باقى ماندند. جريانات ارتجاعى حضور زن در جامعه را بعنوان عامل فساد و انحطاط تکفير کردند، زنان را عامل امپرياليسم فرهنگى و عروسک مصرفى غربى خواندند و زن مدرن و شاغل را بشکل منحطى تحقير کردند. زن مطلوب و ايده آل در اين فرهنگ، يا دلبر است يا مادر، يا معشوقه است يا خدمتکار. و اگر از حق خود دفاع کند و خواهان آزادى و اختيار بر زندگيش باشد، بى بند وبار و زبان دراز است. وقتى که تماميت زن، وجود و حقوقش به مرد گره مى خورد و در رابطه با مرد و ارزشهاى مردسالارانه تعريف مى شود، اگر بخواهد کمترين ابراز وجودى بکند، بى بند و بار و ول ناميده ميشود. فقط تصور کنيد زنى که تحت قوانين اسلامى نه مى تواند به اختيار و تصميم خود شاغل باشد، نه حق انتخاب لباس خود را دارد، نه مى تواند با اختيار خود ازدواج کند، نه در مورد محل زندگيش تصميم بگيرد، نه مى تواند به مسافرت برود، نه حق سرپرستى فرزندش را دارد، نه زندگى مستقل و تنها داشته باشد، نه اختيار و کنترلى بر زندگى جنسيش داشته باشد و زير دهها فشار و محدوديت ديگر زندگى مى کند، وقتى که بخواهد حقوقش و آزاديش را طلب کند، طبق فرهنگ اسلامى ـــــ شرقى و مردسالار با او چه معامله اى مى شود.
رهايى زن: ستمکشى زن معاصر در غرب چه تفاوتهايى با ستمکشى زنان در شرق و کشورهاى اسلام زده دارد؟
اعظم کم گويان: در غرب به يمن مبارزات آزاديخواهانه، سکولاريستى و جنبشهاى قوى حقوق زنان، برابرى قانونى در يک سرى از زمينه ها براى زنان کسب شده اما اولا، دامنه اين قوانين برابر، محدود است و جامع در همه عرصه هاى زندگى نيست. ثانيا، زنان بطور مثال با وجود قانون دستمزد برابر در ازاى کار مشابه، دستمزدى پائين ترى مى گيرند، در محيط کار دچار تبعيضات جنسى گوناگون هستند، بار کار خانگى روى دوششان قرار دارد، مشکل فقدان مهد کودک و نگهدارى از بچه ها غالبا مربوط به زنان است، دچار خشونت در خانواده و جامعه هستند، فقر و بى تامينى اقتصادى و بيمارى بيشتر از مردان گريبانگير آنها مى شود. يک رکن اصلى سودآورى نظام حاکم اين است که بين زن و مرد، بين دو نيمه جامعه، تفرقه حاکم باشد، زنان محروميتهاى بيشترى را تحمل کنند و حاصل اين تفاوت و تفرقه چه از نظر اقتصادى، چه سياسى و چه مالى به جيب سرمايه داران و سيستم سياسى حاکم آنها مى رود. سرمايه دارى آخر قرن بيست کاملا ستمکشى زن در ابعاد اقتصادى، سياسى و اجتماعى را رکن مهم سودآورى خود قرار داده و مبارزه براى هر نوع بهبود و تغيير در موقعيت زنان در هر زمينه اى به مبارزه عليه اين نظام گره مى خورد.
در شرق و جوامع اسلام زده، علاوه بر ستم و استثمار زمخت سرمايه دارانه، دين و سنت، نفوذ فوق العاده اى در همه عرصه هاى زندگى زنان دارد: در قوانين حاکم، در زندگى اجتماعى و در فرهنگ شرقى و مرد سالار. در کنار اينها، زير بختک نظامهاى استبدادى، مبارزه براى سکولاريسم و جنبشهاى حقوق زنان که به اين وضعيت تعرض کند و آن را تغيير بدهد ضعيف بوده اند.
رهايى زن: رسانه هاى بورژوايى و بطور اخص سلطنت طلبان مبارزه بر حق زنان عليه حکومت اسلامى را مى خواهند منحرف کنند. براى نمونه تبليغات هر روزه آنها نه عليه اسلام سياسى بلکه در ضديت با مردم مردم عرب است که گويا اسلام و قوانين اسلامى را به قوم ايرانى تحميل کرده اند. نظر شما در مورد تبليغات ضد عرب اين جريان چيست؟
اعظم کم گويان: در باب ترقيخواهى جريان راست سلطنت طلب بايد بگويم که اعليحضرت هاى سلطنت طلبان يکى پس از ديگرى شريعه يعنى قانون اسلامى را تا آخرين روز سلطنت شان بعنوان بستر و خمير مايه قوانين مدنى بر عليه زنان حفظ کردند. قانون حمايت خانواده که شاهکار اين جريان محسوب مى شود ارکان اصلى قانون شريعه يعنى محدود کردن حق اشتعال و تحصيل و سفر زنان به اجازه پدر و همسر، قانونى بودن تعدد زوجات مرد، قانون اسلامى طلاق، مشروط کردن حق سکونت زنان به اجازه پدر و همسر، و قانون مربوط به قتل ناموسى زنان در قانون مدنى زمان رضا شاه و محمد رضا شاه وجود داشت. اگر بعدا خمينى و اسلام سياسى در ايران ناخالصى هاى اين قانون را (که بخاطر الزامات سرمايه دارى شدن جامعه به رژيم شاه تحميل شده بود) را لغو کرد، اين نبايد لعاب ترقيخواهى بر پيروان اعليحضرت بکشد.
بعلاوه دين زرتشت که مايه افتخار اينهاست و آن را در مقابل اسلام مطرح مى کنند قبل از عروج اسلام در ايران دين رسمى و اصلى بود و مانند اسلام و اديان ديگر بسيار سرکوبگر، کهنه پرست، ضد زن و سلطه طلب بود. سگ زرد برادر شغال است. اين واقعيت که مسيحيت، انگيزاسيون و سالها کشتار و آزار را براى جامعه بشرى ببار آورد ذره اى موجب امتياز و اعتبار براى اسلام و يهوديت نمى شود و اينکه اسلام در ايران و خاور ميانه فاجعه مى آفريند باعث انسان پناهى و خوش خيمى دين زرتشت نمى شود. همه اديان ضد انسان و ضد خرد و ضد آزادى هستند.
رهايى زن: تاريخ جنبش زنان براى رهايى در ايران به چه دورانى بر مى گردد؟
اعظم کم گويان: فعاليت و حرکت زنان براى کسب حقوق انسانى خود از اواخر قرن ١٩ و اوايل قرن بيستم آغاز شد و دو وجه داشت: اول، شرکت وسيع در حرکتهاى سياسى انقلاب مشروطه و دوم، فعاليت آگاهانه براى بهبود موقعيت خود. انقلاب مشروطه که از انقلاب ١٩٠٥ روسيه تاثير گرفته بود با اعتراضات سياسى روشنفکران ناراضى و بخشهايى از سنت اسلامى، تجار، کسبه و کارگران و گروههايى از زنان آغاز شد. در همين مقطع جنبش حقوق زنان با نهادها، انجمنها و نشرياتش ظهور کرد و براى سواد و بهداشت زنان و حضور آنها در زندگى اجتماعى فعاليت مى کردند. انقلاب سوسياليستى اکتبر در تقويت آزاديخواهى و برابرى طلبى زنان در ايران تاثير غير قابل انکارى داشت. در اين دوره طى بيست سال، بيش از بيست نشريه و مجله و دهها سازمان زنان که خواستار سواد و آموزش براى زنان، لغو حجاب، و بهداشت و حقوق انسانى براى زنان بودند، ظهور کردند. انجمنهاى مارکسيستى دفاع از حقوق زنان ايجاد شدند. اولين خواست و اولويت جنبش حقوق زنان دستيابى به تحصيل و آموزش براى زنان و دومين اولويت، لغو حجاب بود. لغو تعدد زوجات، حضور در جامعه و زندگى اجتماعى، رفع عقب ماندگى و دستيابى به بهداشت و مظاهر زندگى مدرن و بهبود عمومى موقعيت زنان از ديگر خواستهاى جنبش زنان در اين مقطع بود. اين پروسه، شروع جنبش آزاديخواهى زنان در ايران بود.
رهايى زن: ٨ مارس چه جايگاه ويژه اى در جنبش زنان و مبارزات آنان در ايران امروز براى برابرى و رهايى از دست مذهب، حجاب اجبارى، آپارتايد جنسى و اخلاقيات مردسالارانه و عقب مانده دارد؟
اعظم کم گويان: ٨ مارس نقطه آغاز دور نوين جنبش آزاديخواهى زنان در ايران است. فرمان حجاب خمينى يک روز قبل از هشت مارس ١٩٧٩ (١٧ اسفند ١٣٥) عليه زنان صادر شد. در اين روز توجه جهانيان به تصاوير تظاهرات اعتراضى دهها هزار نفره زنان در خيابانهاى تهران و شهرهاى بزرگ ايران با مشتهاى گره کرده و قيافه هاى مصمم بر عيه لغو حجاب اجبارى و حقوق برابر بر صفحات روزنامه ها و تلويزيونها در سراسر جهان جلب شد. با ظهور جنبش ٨ مارس و رويدادهاى پس از آن مساله حقوق زنان و موقعيت سياسى و اجتماعى آنها برجستگى غير قابل تصورى در تاريخ معاصر ايران پيدا کرد. جنبش برابرى طلبى زنان که در هشت مارس و زير سرکوب خونين انقلاب ٥٧ پا گرفت در بيست و چند سال گذشته در طول و عرض و عمق، و در آگاهى و بلوغ سياسى عميقا متحول شده و نه تنها به يکى از سنگ بناهاى سکولاريسم تبديل شده بلکه مى رود تا به يک انقلاب در بنيادهاى ستم بر زنان دامن بزند. محورهاى اصلى اين جنبش رهائى بخش، لغو حجاب و آپارتايد جنسى و سلب احکام و ارزشهاى مردسالارانه و اسلامى است. اهميت ٨ مارس در اين است که هم آغازگر اين جنبش بود و هم اينکه مبارزه زنان و مردان آزاديخواه و ابتکارات آنها هر سال بمناسبت ٨ مارس به آگاهى و توان و عمق اين جنبش افزوده، آن را قدمها به جلو برده و به بخش لاينفک اين مبارزه بين المللى تبديل کرده است.


 
مطالب مرتبط



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org