فمينستهاى آمريکاى لاتين و همچنين فعالين زنان در کاريبين در سال ١٩٨١ تصميم گرفتند که روز ٢٥ نوامبر را روز جهانى عليه خشونت بر عليه زنان اعلام نمايند. امروز در بسيارى از کشورهاى جهان در اين روز مراسمها و تظاهراتهايى بر عليه خشونت بر زنان برگزار ميشود و سازمان ملل هم اين روز را روز جهانى بر عليه خشونت بر زنان به رسميت شناخته است.
خشونت بر عليه زنان يک پديده وسيع در سراسر جهان است. از هر سه زن در دنيا يک زن در طول زندگى اش مورد ضرب و شتم، خشونت و يا تجاوز قرار مى گيرد. در ١١٤ کشور در جهان مردان بخاطر خشونت بر عليه زنان مجازات نمى شوند و اگر مردان زنان را بخاطر ناموس پرستى شکنجه کنند و يا به قتل برسانند، به مجازاتهاى سبکى محکوم مى شوند و يا اصلا مجازات نمى شوند. خشونت خانگى يکى از گسترده ترين اشکال خشونت بر عليه زنان است. خشونت در خانه بر عليه زنان همچنين يکى از دلايل اصلى مرگ زنان و صدمه بر عليه آنها در سراسر دنيا است. از هر چهار زن يک زن در خانه خود مورد خشونت قرار مى گيرد. خشونتى که عليه زن در خانه اتفاق مى افتد، از نظر بسيارى از دولتها يک امر خصوصى محسوب مى شود و به همين خاطر تلاشى هم براى مبارزه با آن صورت نمى گيرد. زنان خشونت زده در بسيارى از کشورها از هيچ حمايت و حفاظتى از طرف دولت برخوردار نيستند و خشونت بر عليه آنها در خانه جرم محسوب نمى شود.
در کشورهايى که قوانين حاکم و کل دستگاه حاکمه مبنى بر زن ستيزى و توحش بر عليه زن است، خشونت بر عليه زنان ابعاد وسيعتر و خشن ترى به خود پيدا مى کند. از جمله تحت حاکميت اسلامى زنان نه تنها در چهارديوارى خانه مورد خشونت قرار ميگيرند و نه فقط اين خشونت عموما جرم بحساب نمى آيد، بلکه زنان همچنين مورد خشونت دستگاه حاکمه نيز واقع مى شوند. خشونت بر عليه زنان «بدحجاب»، و زنانى که بر عليه قوانين و عرفها و نرمهاى اسلامى عمل مى کنند بخشى از خشونت مستقيم دستگاه حاکمه بر عليه زنان در ايران است. تحت حاکميت اسلامى ايران تاکنون تعداد زيادى از زنان به اين دلايل به مجازاتهاى شلاق، اعدام و سنگسار محکوم شده اند. در عين حال رژيم اسلامى ايران مرتبا در تلاش بسط و ترويج فرهنگ زن ستيز و ناموس پرستانه اسلامى است.
زمانيکه زنان از طرف دستگاه حاکمه چنين مورد خشونت و توحش واقع مى گردند، توحش خانگى نيز به مراتب گسترده تر شده و به يک نرم عادى در خانه تبديل مى شود. تعداد زيادى زن و حتى کودکان دختر در کشورهاى اسلام زده هر ساله قربانى خشونت خانگى و قتلهاى ناموسى ميگردند.
حتى خانواده هاى مهاجرى که در کشورهاى غربى زندگى مى کنند اما تحت تاثير فرهنگ اسلامى قرار دارند و به همين خاطر قصد مجازات و يا قتل دختران و زنان «نافرمان» در خانواده را مى نمايند، اين دختران و زنان را به کشورهاى اسلام زده برده و در آنجا بدون دغدغه خاطر آنها را مجازات کرده و يا به قتل ميرسانند!
اما فرهنگ اسلامى منبع ديگر خشونت و توحش بى مرز بر عليه زنان چه در کشورهاى اسلام زده و چه در خانواده هاى مهاجر در کشورهاى غربى است. در اين فرهنگ زن انسان محسوب نمى شود و به همين خاطر بايد او تحت کنترل دائم باشد و در صورتى که دست از پا خطا کرد، بايد مجازات شود و يا حتى به قتل برسد.در اين فرهنگ زن نه حق انتخاب دارد و نه حق اعتراض. در اين فرهنگ زن برده اى محسوب مى شود که بايد از فرمان پدر، شوهر و برادران خود اطاعت کند و براى رضايت آنها تلاش کند. فرهنگ و قوانين اسلامى امروز يکى از بزرگترين موانع رهايى زنان در کشورهاى اسلام زده و يکى از منابع اصلى خشونت بر عليه زنان است. به همين خاطر تلاش بر عليه اين فرهنگ و مبارزه براى جلوگيرى از ترويج و تبليغ فرهنگ اسلامى در بين مردم و بخصوص کودکان و نوجوانان و برچيدن قوانين اسلامى بايد بخشى از فعاليت و مبارزه دائمى مبارزين حقوق زن و مبارزين بر عليه خشونت بر عليه زنان باشد. در کشورهاى اسلامى، بايد از جمله خواهان برچيده شدن تمام قوانين اسلامى زن ستيز شد. بايد خواهان داير شدن خانه هاى امن زنان براى زنان خشونت ديده و فراهم کردن ملزومات کافى براى حمايت و خلاصى زنان و کودکانى که در خانه مورد خشونت قرار مى گيرند، شد. در کشورهاى غربى بايد خواهان کوتاه شدن دست اسلام از سر کودکان و نوجوانان در مدارس، برچيده شدن کلاسهاى قرآن و مدرسه هاى اسلامى براى کودکان، کنترل و مجازات امامهايى که در مساجدشان به تبليغ براى زن ستيزى مشغولند، جدايى کامل مذهب از دولت و آموزش و پرورش و يک مبارزه وسيع بر عليه فرهنگ ارتجاعى مردسالارانه شد.