rahai-zan Home
معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول arrow علیه خشونت arrow اسلام، آزاديهاى مدنى زنان و قتلهاى ناموسى اعظم کم گويان
tv
عکس روز
n8m074.jpg
از نگاه دوربین
همجنبشی




 Afghan Women's Mission
 The Organization of Women's Freedom in Iraq
 Amnesty International
 Support FemAid
 Association of defending children rights
 Terre des hommes
 the Persian Gay & Lesbian Organization
 TERRE DES FEMMES


 
اسلام، آزاديهاى مدنى زنان و قتلهاى ناموسى اعظم کم گويان چاپ پست الكترونيكي

٭ غزاله در دانمارک قربانى قتل ناموسى شد

٭ فاديمه، پلا، لاله و شهيدا در سوئد، کردستان عراق، دانمارک و انگلستان بدليل ناموسى بدست پدر خود بقتل رسيدند

٭ بتول گرايى بدلايل ناموسى در سنندج بقتل رسيد

٭ فريده عبدالحکيمى در مقابل ساختمان دادگسترى سنندج بدليل ناموسى با چاقو کشته شد

٭ زنى را به جرم "ناموسى" در سقز سر بريدند

٭ تابان به دليل رابطه با مردى در سقز به دست پدرش کشته شد

٭ سعديه به "جرم" گردش با نامزد خود در سقز توسط پدرش بيرحمانه کشته شد

٭ آسيه ٢٢ ساله توسط برادر ١٦ ساله اش که گلوى او را با يک کابل الکتريکى فشرد، خفه شد. چند ماه قبل از مرگش، آسيه در نتيجه رابطه جنسى خارج از ازدواج حامله و ناچار به سقط جنين شد

٭ عزيزه ١٤ ساله بخاطر رابطه جنسى، "ناموس خانواده اش را لکه دار کرد". تنها راه رفع اين "ننگ"، پاک کردن آن با خون عزيزه بيگناه بود. برادرانش او را به کانال آبيارى اطراف شهر برده و در آبهاى خروشان غرق کردند

٭ هاجر فلحان نوجوان توسط برادر ١١ ساله اش در ميدان مرکزى سانليورفا با چاقو کشته شد. علت: پيام عاشقانه مردى از طريق برنامه آهنگهاى درخواستى راديو براى هاجر نگونبخت بود. او دوست پسر هاجر هم نبود

٭ حديقه ١٢ ساله با ضربات چاقوى برادر ١٧ ساله اش از پا درآمد. علت: به سينما رفتن حديقه بدون اجازه برادر بود

 ٭ دلبر دختر ١٣ ساله اى بود که از نظر پدر و اعضاى فاميل چيزى جز شرم و بى آبرويى براى خانواده ببار نمى آورد. او با پسرها در خيابان حرف مى زد، چند بار از خانه گريخت و همسايه ها دائما در مورد او پچ پچ مى کردند و شايعه پخش مى کردند. چند بار دلبر بيگناه تلاش کرد از فضاى سياه و پر از فشار خانه فرار کند. آخرين بار، پدرش با ساطور به جان او افتاد و آنقدر با ساطور به سر و تن اين دختر معصوم ضربه زد تا جسد خونين و بى جانش بر کف حمام خانه افتاد. بعد اين قاتل غيرتى و ناموس پرست به يکى از دامادهايش دستور داد که خونها را پاک و جسد را جمع کند، و به دو پسرش امر کرد جنازه بى جان و خونين دلبر را در جايى سر به نيست کنند. سر و گردن اين دختر معصوم چنان سلاخى و تکه تکه شده بود که موقع معاينه پزشکى قانونى، آنها را با زحمت به تنه اش وصل کردند. قاتل - پدر دلبر - به پليس گفت من به وظيفه ام عمل کردم. ما او را کشتيم چون مايه بى آبرويى و بى ناموسى خانواده شده بود.

علل و عوامل:سلاخى فجيع دلبر و موارد فوق فقط نمونه هايى از هزاران جنايت ناموسى و فاجعه زندگى دختران جوان و زنان در فرهنگ عشيره اى - اسلامى در کشورهاى اسلام زده هستند. در سالهاى اخير قتلهاى ناموسى و اشکال ديگر خشونت نسبت به دختران جوان افزايش يافته و فرهنگ فاسد اسلامى - عشيره اى دختران جوان را قصابى مى کند. با تماس بيشتر دختران جوان با فرهنگ و روش مدرن زندگى در شهرها و باز شدن چشم و گوش آنها، آشنا شدن به آزاديهاى فردى و مدنى خود و بالا رفتن توقعات شان از طريق زندگى شهرى، تلويزيون، ماهواره و اينترنت، طغيان آنها عليه فشارهاى تحمل ناپذير رسوم و سنن عشيره اى - مذهبى و کنترل خانواده به واقعيتى روزمره تبديل شده است. دختران جوان بر عليه رسومى که مانع رفتار آزادانه و برخوردارى آنها از مواهب زندگى امروزى و حقوق مدنى شان مى شود، عصيان مى کنند و به آداب و رسومى که حق انتخاب را از آنان سلب مى کند، مانع معاشرت آنها با جنس مخالف و آزاديهاى فردى و مدنى آنها مى شود، تن نمى دهند. در فضاى مرگبار وحشيگرى اسلامى - عشيرتى، در يک طرف پدر و عمو و دايى و ريش سفيدها و زنان مسن خانواده در وحشت از بر باد رفتن ناموس و غيرت و ارزشهاى ارتجاعى شان قرار مى گيرند، و در طرف ديگر زنان جوان و دختران معصومى که از زندگى چيزى جز حق شان را طلب نمى کنند، طعم زندگى انسانى را کمى چشيده اند و مى خواهند آزاد باشند.

سالانه صدها زن در خاورميانه و ساير جوامع اسلام زده قربانى رسوم عشيره اى - اسلامى حاکم ميشوند و با جان خود بهاى حفظ ناموس و ارزشهاى اسلامى را مى پردازند. نه فقط رابطه جنسى خارج از ازدواج بلکه حتى وجود پچ پچ و شايعه در باره رفتار "سبک" زنان، نوع لباس پوشيدن، به سينما رفتن و تلفن کردن به افراد مذکر و مسائلى از اين قبيل به قتل ناموسى زنان منجر مى شود. زنان بطرز هولناکى کشته ميشوند تا ناموس و شرف مردان و فاميل حفظ شود. زنان به قتل مى رسند چون رفتارشان بطور مثال با اقوام مرد، دوستانه است، چون حرکات و لباس پوشيدنشان "جلف" است، چون عاشق مردى که "نبايد" شده اند، چون خواهان زندگى مستقلانه شده اند، چون تقاضاى طلاق کرده اند، چون در اتوبوس کنار مرد "غريبه اى" نشسته اند، با مردى تماس تلفنى داشته اند و يا عاشق مردى شده و خواسته اند با او زندگى کنند. قاتلين معمولا يا مجازات نميشوند يا به سه ماه و حداکثر يکسال زندان محکوم ميشوند. علاوه بر اين، اين قتلها در جوامع کوچک محل سکونت مسلمانان در بريتانيا، سوئد، نروژ، ايتاليا، برزيل، پرو و ونزولا و آمريکا هم روى ميدهد. قتل بيرحمانه و برنامه ريزى شده فاديمه که جامعه سوئد را عميقا تکان داد، فقط نوک کوه يخ تعرض ناموس و دين به حقوق مدنى دختران و زنان در کاميونيتى هاى محل سکونت مسلمانان در غرب است.

در فرهنگ عشيره اى، زن متعلق به مرد است و رفتار "درست" او انعکاسى از پاکى ناموس مرد و عشيره است و خلاف آن با قتل زن تطهير ميشود. روساى قبايل در يمن مى گويند: "اگر زنان بى اخلاقند، وظيفه مردان است که آنها را بکشند وگرنه ساير اعضاى قبيله، مرد را طرد خواهند کرد"

در اين فرهنگ دختران از سنين پائين معنى "شرم"، "عيب" و "شرف" را مى فهمند. دختران از همان سنين پائين بايد "نجيبانه" لباس بپوشند، موقع حرف زدن چشمانشان را به پائين بدوزند و "باحيا" باشند! و اگر شانس مدرسه رفتن داشته باشند از پسران جدا نگه داشته شوند. در مناطق روستايى پاکستان و کردستان ترکيه و عراق، عشيره ها رسما براى دختران جوان و زنانى که "دست از پا خطا کرده اند" دادگاههاى خانوادگى تشکيل مى دهند و اعضاى اين دادگاهها در مورد قتل زن و چگونگى اجراى آن راى مى دهند، تقسيم کار مى کنند و حکم صادره را به اجرا در مى آورند. در فلسطين، پليس و دادگاه هميشه جانب قاتل را مى گيرند و پليس زنانى را که در معرض قتلهاى ناموسى هستند و به پليس پناه مى برند، را به نزد رهبران طايفه و خانواده مى فرستد. يکى از رهبران عشيره ها مى گويد: "من به چشمان زن نگاه ميکنم و ميتوانم حکم بدهم که گناهکار است يا بيگناه". در يمن و اردن رهبران عشيره ها مى گويند: "زن مانند درخت زيتون است اگر شاخه هاى آن کرم بزند، بايد قطع شود تا جامعه سالم و خالص باقى بماند". طراد فايز يکى از روساى عشاير در يمن مى گويد: "ما مانند مردم در غرب نخواهيم نشد. ما عشاير مسلمين غيورى هستيم که به رسوم خود سرسختانه پايبنديم"

فرهنگ و قوانين اسلامى و قتلهاى ناموسى: به استثناى کشور تونس، کشتار ناموسى زنان در کشورهاى خاورميانه و شمال آفريقا مجوز قانونى دارد و يکى از مواد و بندهاى قانون مجازات اين کشورهاست که بر مبناى فقه اسلام و شريعت است. در ايران تحت حکومت شاه، اصل ١٧٩ قانون مجازات کيفرى و در زمان جمهورى اسلامى اصل ١٣٢ قانون جزا اين کشتار را واجب کرده است. طبق اين دو اصل قانونى: " اگر مردى همسرش را با مردى ديگر در بستر يا وضعيتى مشابه آن ببيند و هر دو آنها را بکشد از مجازات معاف خواهد شد. اگر زن، خواهر يا دختر اين مرد باشد مجازات از يک تا شش ماه خواهد بود" در لبنان قانون مشابه اصل ١٧١ قانون مجازات کيفرى در ايران وجود داشت که از فوريه ١٩٩٩ لغو شد. در عراق هم اين قانون حاکم است. مجازات مرد قاتل در اين کشور تا يکسال است. دولت عراق در مقابل خواست افزايش مجازات مردان قاتل به هفت سال، مخالفت کرد چون نميخواهد حمايت رهبران عشاير را از دست بدهد. در يمن در سال ١٩٩٧، ٤٠٠ مورد قتل ناموسى روى داده است. اين رقم براى لبنان: ٣٦ مورد، اردن: ٢٥ مورد، ساحل غربى و نوار غزه در فلسطين: دو سوم قتلهاى مرتکب شده، مصر: ٥٢ مورد و کردستان ترکيه: ٢٠٠ مورد (آمار از سازمان ملل و عفو بين الملل) با اين حال هيچيک از اين آمار، ابعاد و گستردگى قتلهاى ناموسى را بيان نمى کند.

مى گويند قتلهاى ناموسى رسمى ماقبل اسلام است و به اسلام ربطى ندارد. اين واقعيت ندارد. اسلام بعنوان دينى که دشمن زنان است و حقوق آنان را سرسختانه پايمال ميکند، اين رسم را در سيستم خودش وارد کرده و مبناى احکام اعتقادى و روشهاى عملى زندگى پيروانش تعريف کرده است. سوره ها و آيات متعدد قرآن و احاديث (سنت) محمد پيغمبر اسلام همگى زن را متعلق به و مايملک مرد تعريف کرده و به مرد اين حق را داده اند که در صورت نافرمانى زنان و شک نسبت به وفادارى جنسى آنان، "آنها را سرزنش کرده، از آنها دورى گزينيد و آنها را بزنيد." حکم تنبيه و آزار زنان در قرآن و اسلام، مبناى الهى، قانونى و عرفى آزار و ارعاب زنان، قتلهاى ناموسى و سنگسار در جوامع تحت سلطه اسلام است. وقوع اکثر موارد قتلهاى ناموسى در کشورهاى اسلام زده و جوامع کوچک محل سکونت مسلمانان در کشورهاى غربى، سند زنده و گويايى بر اين واقعيت است. علاوه براين، اکثر قاتلين ناموسى با ارجاع به آيات قرآن از اعمال خود دفاع مى کنند.

در فرهنگ اسلامى، آزادى زن و حضورش در جامعه مايه فساد و هوسرانى است و باعث بخطر افتادن اعتبار و ناموس مرد مى شود و ارزشهاى اجتماعى براساس بردگى زنان و حفظ ناموس مردان شکل مى گيرد. در اين فرهنگ فاسد و عتيق از کودکى به دختر ياد مى دهند که بکارت سرمايه اوست و از دست رفتن بکارت يعنى برباد دادن سرمايه و حيثيت مردان خانواده و فاميل. طبق اين فرهنگ و ارزشها، مردان محق و مجازند که از ناموس خود دفاع کنند. فرهنگ اسلامى - عشيره اى آدم کشى ناموسى را مجاز کرده است. طبق اين ارزشها که کشتار زنان را نه يک جرم بلکه يک وظيفه اخلاقى و دينى تلقى ميکند، به مرد قاتل مانند قهرمان نگريسته ميشود.

علاوه بر اين، کشتار ناموسى زنان با عروج اسلام سياسى و فعال شدن جريانات اسلامى در چند دهه گذشته شدت بيشترى يافته و رژيمهاى دست راستى و ارتجاعى حاکم بر کشورهاى خاورميانه براى سرکوب مردم، ميدان را براى تاخت و تاز گروههاى اسلامى باز گذاشته اند. در غياب ارزشهاى اجتماعى پيشرو و قوانينى که از حقوق انسانى دختران جوان و زنان دفاع کند؛ در فقدان آزاديها و حقوق مدنى زنان و جوانان، پدر به قاتل رذل دختر خود تبديل مى شود؛ غيرت اسلامى - عشيره اى با ساطور به جان زنان و دختران جوان مى افتد و وحشيانه قربانى مى گيرد. در ايران جمهورى اسلامى مسبب ابقا و تشديد اين وضعيت است، در ترکيه نيروها و احزاب ارتجاعى براى تصويب قانونى کردن معاينه بکارت دختران و جنايى کردن رابطه جنسى خارج از ازدواج کمپين مى کنند تا آتش زن کشى ناموسى را شعله ورتر کنند و در کشورهاى عربى حکومتهاى مرتجع و جريانات اسلامى، فرهنگ فاسد ناموس پرستانه - اسلامى را تقويت مى کنند.

آزاديهاى مدنى زنان: ريشه کن کردن اين زن کشى در گرو دفاع قاطعانه از آزاديهاى مدنى زنان، مبارزه با جريانات اسلامى، لغو قوانين شريعت بعنوان مبناى قانون خانواده و قانون مجازات در کشورهاى اسلام زده و طرد فرهنگ مردسالارانه حاکم بر اين جوامع است. راه نجات از اين دايره مرگبار، بالا بردن ارزش و حرمت زن و تحولات سکولار و پيشرو در کشورهاى اسلام زده است. سد جلوگيرى از وقوع اين قتلها، دفاع بى قيد و شرط از آزاديها و حقوق مدنى زنان و دختران است. بايد حقوق و آزاديهاى مدنى زنان را از زير لگد اسلام و رسوم عشيره اى و مردسالارانه بيرون کشيد. کليه قوانين و مقررات و رسوم عقب مانده اخلاقى و فرهنگى و دينى که استقلال و اراده مستقل زن و شخصيت او بعنوان يک شهروند برابر جامعه را پايمال مى کند، بايد ملغا شوند. قوانين و رسومى که آزادى زنان در انتخاب لباس و پوشش، انتخاب محل سکونت، شغل، معاشرت و حق سفر آنها را محدود مى کند، بايد ممنوع بشوند. هر نوع دخالتى از سوى اعضا خانواده در زندگى خصوصى، روابط عاطفى و جنسى زنان، و هر گونه ارعاب، سلب آزادى و خشونت عليه آنان بايد غير قانونى شود و تخطى کنندگان بايد قاطعانه مجازات شوند. علاوه براين با هر نوع توجيهى که بويژه در غرب زير پوشش دفاع از فرهنگ خودى، قتلهاى ناموسى و زن آزارى اسلامى و عشيره اى را موجه مى کند، بايد قاطعانه مبارزه کرد.

بر پا کردن يک جنبش دفاع از آزاديهاى مدنى زنان در جوامع اسلام زده به ضرورتى حياتى و اجتناب ناپذير تبديل شده است. ضرورتى که همه آزاديخواهان و نيروهاى پيشرو را به تحرک و جديت بيشترى فرا مى خواند.

 
مطالب مرتبط



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org