|
تحميل ناآگاهی جنسی به زنان از وب لاگ زني تنها |
|
|
عروس ۱۹ساله بيش از آنکه واقعيتهای علمی و فيزيولوژيک درباره ی رابطهی زناشويی را بداند درگير انبوه تصاوير رمانتيکی است که از بچگی دربارهی عروس شدن و ازدواج در ذهن پرورده.لباس عروس میپوشد
خوشگل میشود و در کنار مرد دلخواهش حتی شده برای يک شب رل ملکهی قلبها را بازی میکند.همهی نگاهها به اوست و او حالا ديگر به مردی تعلق دارد که اميدواريم دوستش داشته باشد.بعد هم مرد دلخواهش که حالا ديگر شده آقای داماد با يکی از آن همه بوسههای عاشقانه و زيبايی که سالها در سينمای هاليوود ديده شب بهيادماندنی او را به سپيدهی سحر پيوند میزند....به همين سادگی! عروس ۱۹ ساله از اقوام نزديک توست.همخون توست و چه فرق میکند اصلا باشد يا نباشد.چه فرق میکند اگر دختر چشم و گوش قفلشدهای در روستاهای دورافتادهی بلوچستان باشد يا عضوی از اعضای خانوادهی تو که اتفاقا خيلی هم ادعای فرهنگ دارند؟خب البته فرقش در اين است که حالا مادر عروس تو را میکشد يک گوشه و در حالی که حلقهی اشک آرايش چشمش را به هم ريخته پنهانی میگويد:«میشه خواهش کنم چند کلمه حرف بزنی با ...» و تو که خوب میدانی تراژدی « شرم و حيا مال نوعروسه ....» امشب برای چند هزارمين بار قرار است دوباره تکرار شود لجت میگيرد از اين همه وقتنشناسی و میپرسی:«يعنی اين همه وقت هيچی به اين آدمی که قراره اتفاقی مهم تو زندگيش بيفته نگفتين؟ بابا شما ديگه کی هستين؟» و وقتی جواب میشنوی که:« آخه چی بگيم؟ خب بچهس هنوز.تازه منم راحت نيستم که باهاش حرف بزنم در اين موارد....بعد هم مگه مادرهای ما حالا به ما چی گفته بودن که ما به دخترامون بگيم؟» بيشتر لجتان میگيرد.«خب اگر بچه بود چرا شوهرش داديد؟ دست کم دو تا کتاب میداديد دستش تا بخونه.کتابای خيلی خوبی تو اين زمينه هست يا نه از دکتر میخواستيد که باهاش حرف بزنه...» عذر و بهانههای بعدی را نمیشنويد و به ياد جلسات مشاورهی قبل از ازدواج میافتيد.خودش موضوع يک گزارش است.واقعا در اين جلسات به زوجهای جوان چه میگويند؟ جز يک سری صحبتهای کليشهای تاريخمصرفگذشته آيا حرف ديگری هم زده میشود؟ واقعا عروس کوچولوی فاميل شما چه تصوری از وسايل پيشگيری از بارداری دارد وقتی اصلا برايش تعريف نشده که رابطهی جنسی يعنی چه؟ شنيدهام خيلیها اين جلسات را به خنده و شوخی برگزار میکنند و دستآخر هم اگر به فکر به دست آوردن يک سری اطلاعات بيفتند به دايره المعارف ناقص و ويرايشنشدهی «پچپچهای دوستانه» مراجعه میکنند! و تو با خودت فکر میکنی چه دردناک که اين موضوع هم«ويژه»ی زنان است.ناآگاهی جنسی و نشناختن جسم و کارکردها و نيازهای آن متاسفانه موضوعی زنانه است يا بهتر است بگويم بيشتر به زنان «تحميل شده ».و در بسياری از موارد در زندگی روحی و اجتماعی و خانوادگی آنها تاثيرات منفی بسياری میگذارد.اما در جامعهی ما نه در مدارس، نه در خانوادهها و نه حتا در دانشگاهها هرگز هيچ خبری از آموزش مسائل جنسی نيست.در تمام دوران کودکی و بلوغ، دختران و پسران را با هراسی وسواسگونه از هم دور نگه ميداريم و بعد ناگهان در دانشگاه در سنی که اگر آدمهای سالم و طبيعیای باشند قاعدتا بايد توجه زيادی به جنس مقابل خود داشته باشند، بدون هيچ آگاهی و دانش و تجربهای از هم رهايشان میکنيم تا با همين وضعيت رازآميز عاشق هم بشوند و بیآنکه هيچ چيز از «زبان بدن» يکديگر بدانند ازدواج کنند.حاصلش هم که از همين حالا روشن است.خانوادههايی که زن در آنها به «سردي» و «بیميلی جنسي» متهم است و مرد به «خودخواهي» و «بیتوجهی به نيازهای همسر». حالا تو از خودت میپرسی برگزاری چندهزار تا کنفرانس از آن نوع که ديروز در کنفرانس يکروزهی «بهداشت باروري» در کرمانشاه برگزار شد و پزشکان و متخصصان وضعيت بلوغ و مشاورهی قبل از ازدواج را در آن بررسی کردند، میتواند جای آموزههای واقعی زندگی و فرايند آگاهی تدريجی در پروسهی رشد را بگيرد؟ عروس کوچولو حالا يک ماهی است رفته سر خانه و زندگی خودش و متخصصان همچنان در کنفرانسها تاکيد میکنند که آگاهیهای مربوط به بلوغ و رشد جنسی بايد از کلاس چهارم دبستان يعنی از سن دهسالگی به دختران آموزش داده شود. سه شنبه، 13 دى، 1384 از وب لاگ زني تنها در آستانه فصلي سرد |