rahai-zan Home
معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول arrow آرشیو مقالات arrow چرا برخى از زنان خشونت خانگى را تحمل ميکنند؟ الناز اکبرى
tv
عکس روز
00280-16.jpg
از نگاه دوربین




 Afghan Women's Mission
 The Organization of Women's Freedom in Iraq
 Amnesty International
 Support FemAid
 Association of defending children rights
 Terre des hommes
 the Persian Gay & Lesbian Organization
 TERRE DES FEMMES


 
چرا برخى از زنان خشونت خانگى را تحمل ميکنند؟ الناز اکبرى چاپ پست الكترونيكي
يک پايه اصلى اينکه خشونت خانگى، خواه به صورت کتک خوردن، فحاشى، ندادن خرج خانه، ممانعت از سفر، قطع کردن تلفن و.... ادامه پيدا ميکند، تحمل زن است.
   همان خصوصيتى که در فرهنگ ايرانى به عنوان "صبورى و خويشتن دارى" زن البته براى تو سرى خور بودنش به آن افتخار و از آن ياد ميشود. ولى راستى چرا يک زن تحقير و خشونت را تحمل ميکند؟ بسيارى ميگويند که از ناآگاهى است. خوب اين هم هست. عقايد مذهبى و خرافى در باره مرد است. مصداق آن مثل "چوب شوهر گل است، هر که نخورد خل است"!! اما من صحبتم بر سر اين عده هم نيست، بسيارى از زنان در خلوت خودشان ميفهمند و حس ميکنند که دارند تحقير ميشوند، حقشان اين نيست که با کمربند سياه شوند، دخترانى که ميدانند حقشان نيست از مدرسه بيرون آورده و منتظر شوهر به زور و اجبار بنشينند. من روى سخنم با اين دسته و راجع به اينهاست که به نظر من تعدادشان در ايران امروز از زنان ناآگاه خيلى خيلى بيشتر است. چرا اين دسته از زنان تحمل ميکنند و چگونه خودشان را به رضايت ميکشانند؟ اينجا من ميخواهم به ريشه اين تحملگرايى اشاره کنم که عامل ترس، احساس نگرانى دائم، نداشتن امنيت، نداشتن آينده، علت و مصبب تحمل بسيارى از مظالم جهان امروز است و آن هم مسئله عدم تامين مادى است. من يک دليل مهم و اصلى ستم کشى زن را و ستم کشى انسان را بطور کلى، فقر و فلاکت و تبعيض طبقاتى و استثمار ميدانم. فقر و فلاکت تنها دليلى است که هر انسانى به خاطر آن، حتى با وقوف به تحقير، رسما و آشکارا کوتاه مى آيد. اگر به خيابان برويد مى بينيد که از هر ١٠٠ زن، شايد بيش از ٩٠ تاى آنها به خاطر عدم تامين مالى کوتاه مى آيند. شما اگر نمودار تحمل زن را با توجه به وضعيت اقتصادى جوامع مختلف بکشيد، مى بينيد نسبت معينى بين اين دو وجود دارد. زن در جامعه ايى که سطح معيشت بالاتر است کمتر تحمل ميکند. در نتيجه خشونت کمتر است. ولى در جامعه ما، هر زنى حساب اين را ميکند که با مهريه اش، حال اگر زيرش نزنند، اگر قسط بندى نکنند و هزار و يک مسئله ديگر، چقدر مگر ميتواند زندگى کند، اجاره خانه و پول پيش را بدهد، خرج تحصيل بچه را بدهد، شکم خودش و بچه هايش را سير کند؟ حال فرض کنيد که حق طلاق هم داشته باشد. مملکتى که به زن کار نميدهند، به زن مطلقه خانه نميدهند، راحت نيست هر محله ايى که ميخواهى خانه اجاره کنى، سفر کنى و....! تامين زندگى زن چه در ازدواج و چه در طلاق در سيستم اقتصادى مناسبات ما، چه مرد "سبيل کلفت" باشد، چه نباشد، به شوهر و در خانه پدرى به پدر سپرده شده است. ساختمان مناسبات اقتصادى ما چنين برنامه ريزى شده که دولت در مقابل "فرد" هيچ مسئوليتى ندارد. يک جايى را به نام "خانواده" که سلول پايه جامعه است درست کرده اند، زن و بچه و مرد را درون آن ريخته و به امان خودشان رها کرده اند. خوب تصور کنيد، برا اينکه اين بار سنگين را به دوش مرد بيندازند، بايد يک جورى وى را "متقاعد" يعنى تربيت کنند، بهترين راه اين است که سيستم فرهنگى و اجتماعى و اقتصادى را جورى ست کنند که طرف فکر کند برتر است! يعنى امتياز برترى، يعنى همان آقا بالاسرى و خشونت کردن را به او داده اند، کليد زندانى که از قضا خود او هم يکى از ساکنينش هست را به دست خودش داده اند و منفعتش را کول کرده برده اند. فکر کنيد اگر مرد بگوييد نه! مرسى! چرا من؟ خود دولت در مقابل آحاد مردم مسئول است، چه خواهر من و مادر و زنم باشد يا نباشد، آنوقت چه ميشود؟ بله آنوقت بار مسئوليت به دوش دولت مى افتد، دولت بايد فکرى به حال اشتغال، رفاه و معيشت زنان و کودکان بکند. از طرفى هم، فکرى به حال معيشت و رفاه مردان بکند. دولت نميتواند کف دست مردان، صنار سه شاهى به نام دستمزد بگذارد و خيالش را راحت کند که طرف فردا هم سر کار بيايد و تا بوق سگ جان بکند، هم غذاى گرم بخورد، لباسهايش را بشويد، توليد مثل کند و بچه دارى و... را انجام دهد. مجبور است رخشويخانه عمومى درست کند، غذاخورى عمومى درست کند. مجبور است معيشت و زندگى و حداقلى از رفاه وى را تامين کند. کار خانگى را رفته رفته دولتى کند و سهم بسيار زياد و اساسى در تربيت و پرورش کودک به عهده بگيرد. هم الان در غالب کشورهاى اروپايى به مدت ٣ سال به مادر دستمزد کارش را پس از باردارى ميدهند، شغلش هم محفوظ است. در ايران رسم شده که بچه ٥ ساله را از صبح با يک تشت آب و غذا در خانه بگذارند و به سر کار بروند تا بعد از ظهر!! رسم است که مادران کارشان پرورش کودک باشد و به همين دليل هم کل آينده شان به مسئله آينده بسيار ناامنتر کودک گره بخورد. به نظر من حتى نقش و دخالت مذهب، سنت و .... نقشى هست براى ساپورت کردن اين سيستمى که روى هم چيده شده است. مذهب ميخواهد هم به زن و هم به مرد بقبولاند که اين مناسبات خدايى است. سنتها هم توجيه کننده همين امرند. به اعتقاد من، کسى که از آزادى و برابرى زن و مرد دفاع ميکند، نميتواند از مناسبات اجتماعى و اقتصادى ظلم و جور سرمايه دارى دفاع کند. به نظر من يگانه نقد ريشه ايى نابرابرى زن، اين است که کارى کنيم که زن مجبور به تحمل نباشد
 
مطالب مرتبط



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org