|
راهکاری برای زنان غزاله حسینی |
|
|
تا کنون بسیار در مورد مشکلات زنان صحبت شده است
این مسئله که مشکلات ناشی از شیوهی تربیتی دوگانهای است که در مورد دختر و پسر به کار میرود؛ این که مشکلات به علت حاکمیت شرایط مردسالار بر جامعه است؛و این که زنان در بسیاری از موارد خود مانعی بر سر راه خویشند و باعث بازتولید و تداوم حیات جامعهی مرد سالار و فرهنگ زن-برده میشوند. در واقع زنان در چرخهی اقتصادی اجتماعی موجود در نظام طبقاتی، دور باطلی را طی میکنند.نخستین حرکت زنان برای خارج شدن از این دور، ورود به عرصهی اقتصادی است. اما آیا ورود صرف به عرصهی اقتصادی کافی است؟ چنین به نظر نمیرسد. حضور در عرصهی اقتصادی بدون داشتن درگیری اجتماعی و دغدغه اقتصادی، صرف سرگرمی و داشتن درآمدی که برای خرید لوازم غیر ضروری از قبیل لوازم آرایشی با مارکهای گلدن رز، ایوروشه، نیوا، بل، مُدا و غیره؛ لباس آخرین مد سالنهای پاریس، خرید لنزهای جدید سیبا سافت، دوراسافت، الگانس، بارنگ مد سال، عمل جراحی زیبایی زیر نظر دکتر مظاهری و ... نمی تواند شرایط را برای تغییر جامعه و فرهنگ مهیا کند.نکتهی اصلی داشتن دغدغه اقتصادی و درگیری با مسائل اجتماعی است. زنی که وارد عرصهی اقتصادی میشود باید دغدغه تامین اقتصادی خود و یا دیگران را داشته باشد. زنی که تنها زندگی میکند و سرپرستی خود و فرزندانش را برعهده دارد به خوبی مفهوم دغدغه اقتصادی را درک میکند. مهمترین مسئله برای چنین زنی تامین اقتصادی خانواده و برآوردن نیازهای ضروری و اولیه خود و فرزندانش است. زنی که در یک خانواده فقیر زندگی میکند، چه در نقش مادر و چه در جایگاه فرزند (که خود به عنوان نیروی کاری مطرح است)، زنی که برای کار از این خانه به آن خانه میرود، به خوبی میداند برآورده شدن نیازهای اساسی و اولیه زندگی چه اهمیتی دارد و چه هزینهای لازم است. چنین زنی دیگر فرصت پرداختن به حواشی غیر ضروری زندگی را ندارد و حتی اگر فرصت چنین کاری را پیدا کند، زندگی برایش اولویتهای مهم تری از قبیل اجاره خانه، خوراک، پوشاک، تحصیل فرزندان، رفع نیازهای اقتصادی فرزندان و ... تعریف کرده است که بدون تامین آنها ادامه زندگی برایش مقدور نخواهد بود. چنین زنی دیگر نمیتواند مراقب آرایش شبانه و روزانه خود باشد اما به خوبی میداند که تورم و گرانی چه معنایی دارد و چه تاثیری بر زندگی او میگذارد. کم بودن دستمزدش را میبیند؛ نقایص قانونی که باعث از بین رفتن حقوقش میشود درک میکند. از هر بهانهای استفاده میکند تا صدای خود را به گوش دیگران برساند. هر از چند گاهی صدایی از جانب او شنیده میشود. صدایی که نشان اعتراض به شرایطی است که علاوه بر ضایع کردن حقوق عمومی کار در مورد او و دیگران، او را تنها به علت زن بودنش مورد ستم و بهره کشی قرار می دهد. اما تنها درک این مسئله نیز کافی نیست. چنین زنی علاوه بر تمام موارد بالا یعنی داشتن دغدغه اقتصادی و درگیری با مسائل اجتماعی و درک نقایص، باید به تغییر شرایط خود نیز فکر کند، باید برای تغییر شرایط خود تلاش کند. باید برخورداری از زندگی بهتر را حق خود بداند و در مسیر آن حرکت کند.در چنین شرایطی وابستگی اقتصادی زن به مرد کم شده و در راه رسیدن به هدف گامی به پیش میرود. در این صورت است که در مقابل حقوق کم و نابرابری حقوقی خود با مردان عکسالعمل نشان میدهد. در این صورت است که با قانون کاری که حقوق او را ضایع میکند به مخالفت برمیخیزد. در این صورت است که با قانونی که از او حمایت میکند یا او را در محیط کار درمقابل کارفرما، در محیط خانواده در مقابل همسر و در جامعه در مقابل مردان، تضعیف می کند، آشنا میشود، انگیزه مبارزه پیدا می کند، خواستار حقوق خود میشود و با دیگر همکاران و همقطارانش همراه میشود تا آنچه را که حق خود میداند، بستاند. بدینگونه زن نیز به عاملی تاثیرگذار در جانعه تبدیل میشود. چنین زنانی در محیط کار خود نیز میتوانند تاثیر گذار باشند و فرهنگ سازی کنند. چنین زنانی وظیفه دارند با رفتار و گفتار خود در مقابل فرهنگ مردسالارانه بایستند و در تغییر آن بکوشند. این مبارزه باید به طور مداوم ادامه داشته باشد تا زن به جایگاه اصلی خود بازگردد. حضور زنان در عرصه های اقتصادی – اجتماعی، باعث میشود زنان خلق و خوها و رفتارهایی را که در جامعه خاص زنان شناخته میشود و به نوعی آن را جزئی از شخصیت زن (!؟) میدانند، تغییر دهند. در واقع رفتارهای مردانه در اثر کار اجتماعی بدست آمده و خصوصیات زنانه در اثر خانه نشینی و پرداختن به امور تکراری و یکنواخت در محیط بسته و ارتباط با افراد محدود، شکل گرفته است. ارتباط با دیگران مهمترین عامل برای رسیدن به رفتارهای اجتماعی است. اصولا انسانهای جدیدی که به محدودهی زندگی یک زن خانه دار وارد میشوند محدود و شناخته شدهاند ولی یک زن شاغل این امکان را دارد که به طور مداوم ارتباطهای تازهتری برقرار کند و در این ارتباطها، آموختههای جدیدتری نیز بدست آورد. طی زمان و حضور یشتر زنان در فرآیندهای اقتصادی جانعه باعث میشود زن رفتارها و کارکردهای اجتماعی از دست رفتهاش را بازیابد، وابستگی اقتصادی او به مرد (همسر، پدر، برادر، ...) کم شود، به حقوق خویش آگاهی یابد و برای بدست آوردن آنچه از او گرفته شده تلاش کند. تلاشی که باید بیوقفه و رو به رشد تا رسیدن به جامعه ای آزاد و برابر ادامه یابد.
|