|
جنبش 22 خرداد زنان: تداوم چالشی يكصدساله رویا صحرایی |
|
|
|
برخي هستند که بنا به اعتقاد از کل به جزء رسيدن، همواره مسائل كلان را مهم تر از مسائل زنان ميدانند و براي ايجاد دمکراسي تعريفي فراتر از مسائل زنان دارند يعني احقاق حقوق زنان را در گرو کسب ديگرآزادي ها در جامعه مي دانند و معتقدند که "کلان نگري" خودش چاره ساز مي گردد و همه چيز خود به خود درست مي شود
جنبش 22 خرداد زنان: تداوم چالشی يكصدساله مبارزات برابري خواهانه زنان که نام جنبش زنان را برازنده خود کرده موضوعي است که در ايران تاييد يا تکذيب آن هميشه به خاطر به چالش کشيدن سنت ها، مذهب و قوانين حتي به سختي مورد توجه اکثريت روشنفکران در ايران قرار مي گرفته چه رسد به حکومتگران. در اين يک قرن گذشته نظرات و نگاهها به مسائل زنان در جامعه ما در ميان گروهاي روشنفکري، سنتي و مذهبي بسيار متفاوت است.اما با وجود حمايتهاي بسياري از شخصيت ها، گروها و افراد از حقوق زنان در اين سالهاي طولاني، همواره دسته اي از روشنفکران و سياستمداران بزرگ و عزيزي بوده و هم اكنون نيز هستند که بنا به اعتقاد از کل به جزء رسيدن، همواره مسائل كلان را مهم تر از مسائل زنان ميدانند! و براي ايجاد دمکراسي تعريفي فراتر از مسائل زنان دارند يعني احقاق حقوق زنان را در گرو کسب ديگرآزادي ها در جامعه مي دانند و معتقدند که "کلان نگري" خودش چاره ساز مي گردد و همه چيز خود به خود درست مي شود!
اما روي صحبت اكنون با کساني است که تمام ابزارهاي قدرت را از وضع قانون تا اجراي آن گرفته و تلويزيون و راديو و برخي روزنامهها تا صد البته باتوم، گاز اشک آور و... را در دست دارند ، که وقتي در برابر موضوعي به نام حقوق زن در جامعه قرار مي گيرند تمام ابزارهاي قدرتشان را و همچنين مقام و تريبوني را هم که در اختيار دارند بهكار مي گيرند تا به همه ثابت کنند که زنان در ايران بهترين شرايط را دارند و اگر هم مشکلاتي هست خاص گروهي از زنان بي اعتقاد و بي بند و بار است که خدا را در مشکلات خانوادگي شان في مابين خود قرار نمي دهند! و با ارائه آمار و ارقام هايي مثلا دانشگاه رفتن زنان که به نشانه ارتقاء زنان در ايران از آن ياد مي شود قصد مخدوش کردن واقعيت را دارند. ( انگار که قوانين خانواده تبصره اي براي زنان ليسانسه دارد که حق طلاق يکسويه از طرف مرد را سلب مي کند و يا چند همسري براي مرداني که زنان آنان دانشگاه رفته اند منع شده است!) اما تحقير و ناديده گرفته شدن حقوق اوليه و اجتماعي زنان در جامعه ما به حدي است که با هيچ آمار و ارقام دولتي مثل ميزان حضور زنان در دانشگاها، حق راي زنان، اجازه رانندگي و حتي حضور در پارلمان هم نمي توان به مشاطه گري قوانين ضد زن در ايران پرداخت. هرچند که هيچ کدام از اين الطاف اجتماعي زنان در ايران وديعه کساني که از آنها حرف مي زنند نبوده و زنان ايران يکصد سال براي کسب تک تک آنها تلاش و مبارزه کرده اند، اما شايد علت بزرگنمايي آنها در حال حاضر به خاطر اين باشد که انتظار دارند که زنان ايران که آرام آرام حجاب اجباري را بعد از انقلاب پذيرفتند، بايد سپاسگزار نگرفتن اين حقوقشان باشند و دم بر نياورند. چون مثل حجاب اجباري مي شد کاري بر سر آنها آورد تا اين حقوق روبنايي را هم نداشته باشند (هر چند که حجاب ايراني! خودش مقوله اي مفصل و بحث برانگيز است که در اين مقاله نمي گنجد).
در اينجا با طرح يک سناريو چند سئوال ساده را از کساني که مثل کبک سر در زير برف کرده اند و يا با تهمت زدن ها و تخريب شخصيت هاي تلاش گران جنبش زنان قصد قلب ماهيت کردن اين جنبش عدالتخواه را دارند، مطرح مي کنيم.
اگر روزي يکي از اين خانمها مثلا خود سرکار خانم طبيب زاده نوري که به عنوان رياست مرکز مشارکت زنان روي کار آمده و طبق روال معمول مديريت سليقه اي در ايران، پيش از هر اقدامي نام "مرکز مشارکت زنان" را به "امور زنان و خانواده" عوض کردند! و با خون خود تعهد کرده اند که تا جان در بدن مبارکشان هست از پيوستن ايران حتي به طور مشروط به کنوانسيون رفع تبعيض از زنان جلوگيري کنند! خود ايشان اگر روزي به يک سمينار خارجي دعوت شوند تا مثلا درباره شرايط مطلوب زنان در ايران صحبت کنند و يا مثلا در خصوص مواضع خدشه ناپذير و جهان شمولشان در مورد بي نيازي زنان ايران از پيوستن به هر کنوانسيوني دفاع کنند و جهانيان را اقناع کنند که زنان ايران به دليل بهره مندي از نعمت قوانين اسلامي، سنتي، مدني و مترقي خانواده نياز به پيوستن به هيچ کنوانسيوني را ندارند، اما شوهر گرانقدرشان که قطعا تا همين حالا هم با تحمل بار مسئوليت بيشتر خانواده شان، ايشان را در پذيرفتن اين مقام مهم ياري رسانده اند، فقط از روي علاقه مثلا از نگراني از احتمال سقوط هواپيما به علت نقص فني که متاسفانه امري است رايج! به ايشان اجازه خروج ندهند، مطمئنا جهانيان را از سخنان خود محروم نمي کنند و قطعا متن سخنراني خود را مي فرستند که توسط نماينده اي از سوي ايشان ايراد شود، اما اي کاش ما زنان معترض به قوانين ضد زن مي دانستيم که چه مقدمه اي را به عنوان عذرخواهي از عدم حضورشان اضافه مي کردند!
البته ما در خيرخواهي امثال ايشان براي خانواده هاي ايراني شکي نداريم همان خيرخواهي که يکي از خصيصه هاي تمام حکومتگران جوامع مذهبي است، اما اگر يکي از اين خانمها به فرض خود ايشان در حين انجام اين وظائف خيرخواهانه که قطعا تلاشي شبانه روزي را مي طلبد به ناگاه نامه اي از يکي از دادسراهاي خانواده در ايران دريافت کنند که در آن نوشته شده باشد به خاطر عدم توجه کافي به محفل گرم خانواده که بنا به تعاريف خود شما نياز به حضور 24 ساعته زن در آن غير قابل انکار است، خداي ناکرده نه طلاق نامه اي قطعي، بلکه خبر ازدواج مجدد همسرشان که نه به دليل لهو و لعب، بلکه به خاطر گرم نگه داشتن کانون خانواده شان اقدام به اين عمل کرده باشند بشنوند، مطمئنا جامعه زنان ايران را از تلاش شبانه روزي خود محروم نمي کنند و از مقام خود کناره نمي گيرند، اما حتما مسئول دفتري يا قائم مقامي را به کمک مي گيرند که روزهايي که به دنبال حق حضانت و يا ديدار قانوني فرزندانشان مجبور ميشوند ساعات طولاني را در دادگستري بگذرانند، خلاء حضور ايشان را در دفاتر امور خانواده! يعني محل کارشان پر کنند و به مراجعه کنندگان پاسخگو باشند. مثلا حداقل بگويند که ايشان به سمينار دعوت شده اند و حضور ندارند( دروغ مصلحتي هم که اشکال ندارد).
البته اميدواريم که در حين اين رفت و آمدهاي تمام نشدني به دادگستري تهران در يک ظهر داغ تابستاني در يکي از کوچه پس کوچه هاي جنوب تهران شاهد قتل، تجاوز و يا جنايتي نباشند چون حتما براي اثبات آنچه که ديده اند به دردسر تازه اي مي افتند و بايد بخشي از وقت گرانقدر خود را در امور زنان و خانواده و تلاش براي ثبت NGO هاي شمع سازي و گل سازي و پيدا کردن مواد اوليه و پيدا کردن بازارچه هاي جديد خوداشتغالي براي زنان سرپرست خانواده و ديگر وظائف خطيرشان بگذارند و به روانکاو! مراجعه کنند تا حداقل به خودشان ثابت شود که آنچه را ديده اند واقعي بوده هرچند که نمي توانند در هيچ دادگاهي براي آن شهادت دهند.تازه اين دردسرها فقط تاکيد بر ابتدايي ترين بي عدالتي ها نسبت به زنان در كشور ماست که زن تحصيل کرده و تحصيل نکرده، با ايمان و بي ايمان، بي بندو بار و متعهد، روشنفکر و سنتي،... نمي شناسد و هر زني که به هر دليلي پايش به عدليه باز شود آتش سوزان بي حقوقي زنان که تر و خشک را با هم مي سوزاند دامنش را مي گيرد.
با اين اوصاف آيا بهتر نيست که سر از زير برف در بياوريم و به جاي تهمت زدن ، انکار کردن و يا کم اهميت جلوه دادن مشکلات حقوقي زنان در ايران پاسدار اين جنبش صد ساله در سرزمينمان باشيم که اگر به همت تلاش هاي زنان نبود امثال شما هم مثل مادر بزرگهاي اين سرزمين از ترس اينکه روزي نامه عاشقانه ننويسيد اجازه قلم در دست گرفتن هم نداشتيد چه رسد به اينکه روزي تريبوني داشته باشيد که بتوانيد از طريق آن به جنبش زنان تهمت و افترا بزنيد و شهامت ها و زحمات و از خود گذشتگي هاي مادرانمان را طي اين يک قرن به هيچ بگيريد.
آنچه که زنان و مردان عدالتخواه و غيرتمند ما عليرغم عقايد مختلفشان، قبل و بعد از 22 خرداد (روز همبستگي زنان ايران) فرياد زده و به خاطر آن کتک خورده اند تهديد شده اند و تهمت شنيده اند ـ و البته بعد از اين هم فرياد خواهند زد ـ درخواست رهايي از بار مشکلاتي است که خود شماها شايد به خاطر خوش شانسي و يا هر دليل ديگري تاکنون با آن مواجه نبودهايد و هنوز حباب خوشبختي تان به ديوار کاخ دادگستري برخورد نکرده و نترکيده است تا اوج بدبختي و حقارت را ـ در حالي که تحصيلات دانشگاهي داريد، پشت ماشين خودتان مي نشيند و به دفاتر کارتان که از قضا صاحب مقام و منصبي هم در آنجا هستيد مي رويد ـ با تمام وجود حس کنيد. شايد آن زمان به جاي رشد تعداد زنان در دانشگاه ها حداقل آمار همان زنان روستايي را ــ که چون هيچ چتر حمايت قانوني برسرشان نيست از ناچاري و استيصال، خودسوزي مي کنند ــ اعلام مي کرديد و بيپناهي و رنج آنان را به مردم ميگفتيد!
نگارنده به عنوان يكي از حاميان جنبش 22 خرداد فرياد ميزنم که از قوانين تحقيرآميز و دست و پا گير خسته شده ام و نه به خاطر کسب مقام و جايزه و نه به خاطر حفظ پست دولتي و مزاياي مالي آن حاضر نيستم از هويت انساني ام چشم بپوشم .به جاي اينکه حاميان روز همبستگي 22 خرداد و شركتكنندگان در تجمع مسالمتآميز در اين روز ملي را عامل بيگانه بدانيد و به جاي اينکه وقت و انرژي خود را در تفتيش زنان و عقايدشان بگذرانيد (که قطعا جز نشانهي حقخواهي و برابري طلبي چيز ديگري نخواهيد يافت)، به دنبال راه چاره براي احقاق حقوق انساني زنان باشيد. چرا که ما زنان همچون مادرانمان تسليم تهمت و کتک و زندان و داغ و درفش نمي شويم و زمان را به نفع خواسته هاي برابري خواهانه مان به کار مي گيريم.
۱۰۷۹ ۲۳ ژوين ۲۰۰۶ - جمعه ۲ تير
|