rahai-zan Home
معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول arrow آرشیو مقالات arrow سهم مردان در جنبش حقوق زنان
tv
عکس روز
00280-01.jpg
از نگاه دوربین




 Afghan Women's Mission
 The Organization of Women's Freedom in Iraq
 Amnesty International
 Support FemAid
 Association of defending children rights
 Terre des hommes
 the Persian Gay & Lesbian Organization
 TERRE DES FEMMES


 
سهم مردان در جنبش حقوق زنان چاپ پست الكترونيكي

یکی از مهمترین مسائلی که برای تمامی فعالین جنبش زنان در عرصه مبارزه شان مطرح می شود، نقش و حجم کاری مردان در این مبارزه می باشد. این مسئله بیشتر از بیست و دو خرداد سال هشتاد و چهار مطرح شد. جایی که عده ای از فعالین زنان مانع حضور مردان در تجمع شان بودند و همواره سعی در حفظ فاصله ای میان خود و مردان می کردند. جنبه مهم دیگر این مسئله در روند تاریخی جنبش های مختلف زنان و موجهای فمینیستی موجود یا گذشته در کشورهای دیگر می باشد که با مشاهده ای حتی نه چندان عمیق به اهمیت حضور مردان در جنبش های زنان پی می بریم

نکته سوم برای بررسی دقیق این موضوع باید به توپولوژی فعالین زنان و جامعه توجهی خاص داشت و آنرا همواره مد نظر داشت و همچنین باید پاسیو بودن مردان را در مقابل این جنبش که نه به وسعت نیمی از جامعه بلکه به وسعت کل جامعه بشری می باشد از نظر گذراند و به راه حلی منطقی و نقد و تغییر بعضی از شیوه های تاکنونی رسید. یکی از مسائل آپارتاید جنسی است، با آنکه زنان در کل جامعه نظیر مدارس، دانشگاه ها، ادارات و ورزشگاهها و حتی اتوبوس ها پشت سر مردان و جدا از آنها نگه داشته می شوند شاید تنها تحقیر و توهین به زن را ببینیم اما در واقع این تنها زنان نیستند که با این ادبیات تحقیر می شوند و مردان نیز به همان میزان مورد هجوم مردسالاری هستند. اصلا جنسیت مبنای درستی برای در نظر گرفتن اشاعه مردسالاری یا مبارزه علیه آن نیست و باید با این تفکر هم همپای خود مردسالاری مبارزه کرد چون یکی از جنبه های آن می باشد.
مردان تا کنون نقش چندانی در فعل مبارزاتی زنان نداشته اند و تنها به صورت چند نفر پراکنده سعی در ارتباط داشتن و نزدیک بودن با این جنبش کرده اند که به دلیل همین پراکندگی نتوانسته اند تاثیر زیادی داشته باشند. دلایل این امر می تواند از فرهنگ به غایت عقب مانده شرقی و ملی – اسلامی نام برد که وقتی از جنبش زنان حرف زده می شود خود را عقب می کشند و به خود نامربوط می دانند. به این نکته توجه ندارند که ترجمان "جامعه مردسالار" این نیست که زنان فقط سرکوب می شود، بلکه این است که مردان هم به واسطه همین جامعه مردسالار سرکوب و عقب رانده می شوند. این سرکوب شدن توسط ماشین دولتی و بسط این فرهنگ می شود. این طور نیست که نیمی از جامعه نیمی دیگر را استثمار کنند بلکه هر دو اینها توسط اقلیتی به بردگی گرفته می شوند و این اقلیت سرمایه دار همواره به نابرابری زنان با مردان نیاز دارد تا بتواند گوشه ای از چرخ سرمایه را بچرخاند. این مسئله در کشورهای مختلف به یک میزان نیست اما در تمام نقاط جهان وجود دارد.
مطرح کردن پارادایم زن و مرد در دو جبهه مقابل هم خواست قلبی سرمایه داری برای سرکوب هر دو است و تنها جنبش زنان وقتی می تواند گامی به پیش بردارد که به محو کردن جنسیت در امر مبارزه اقدام کند. سالهاست از تاریخ مصرف جنبش مرد ستیز و جا زدن آن به جای جنبش برابری طلبانه زنان گذشته است اما در ایران سنتا این خصوصیت نه به آن شدت ولی با درجه ای پایین تر هنوز مشاهده می شود. مثال واضح این امر روز بیست و دو خرداد سال هشتاد و چهار در مقابل دانشگاه تهران بود و نشان عینی از اینکه بعضی از طیف های جنبش زنان که جزء باصطلاح الیت روشنفکری قرار دارند سعی می کردند با جمله "اونها مرد هستند" و "با آنها قاطی نشوید !" تفکر سنتی شان را در آن جمع حاکم کنند که خوشبختانه به خاطر رادیکالیزه شدن جنبش، این ذهنیت در عمل شکست خورد و راه به جایی نبرد. به تاریخ قبل از آن اشاره ای نمی توان کرد چون فکر می کنم تحت تاثیر فرهنگ عقب مانده مردان در تجمعات و گفتمان جنبش زنان شرکت نمی کردند. اما در این یک سال و اندی که از بیست و دو خرداد هشتاد و چهار می گذرد می توان به روشنی این خواست را دید و حتی در بیست و دو خرداد امسال خیلی بیشتر از پارسال این خواست و پراتیک مردان در جنبش زنان به خوبی قابل مشاهده است و این جای خوشحالی دارد و باید درصدد باز کردن بیشتر فضا برای حضور "جامعه" بدون در نظر گرفتن مرد یا زن بودن پرداخت.
اما به ساخت و شکل جنبش زنان می رسیم، تا جائی که توانستم این ساخت را مورد بررسی قرار دهم به این نتیجه رسیدم که مشکل اصلی همان "الیت روشنفکری" و جدا کردن خود از بطن جامعه می باشد. این عمل افکت های بسیار مخربی بر جنبشی که باید کف و سقف اش در جامعه و برای جامعه باشد، داشته و در حال حاضر سعی می کند این خلا را پر کند. اینکه چقدر می تواند در این امر موفق باشد به این برمیگردد که چقدر بتواند از ریشه هایش ببرد برمیگردد چون نمی توان رادیکال بود و به فکر اجتماعی شدن و توده ای شدن جنبش زنان فکر کرد و از طرف دیگر با تزهای دست و پا گیر جلوی آنرا سد کرد. اما در کل جنبش زنان منتظر این تغییر ریل نمی ماند و اگر نتواند رهبران واقعی اش را پیدا کند به سمت و سوی دیگری خواهد رفت
کارن دیبا
 
مطالب مرتبط



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org