زن دروغين" زنى شاعر و روزنامه نگار است که از مصائب زندگى در آفريقا گريخته و در انگلستان تقاضاى پناهندگى کرده است  . پدر، همسر و کودکش در آفريقا جلوى چشمهاى او به قتل رسيده اند و جنگ و نابسامانيهاى زندگى او را ناچار به فرار کرده است.
" در انگلستان در بازداشتگاه کمپسفيلد ـ ويژه پناهجويان ـ با تحقير، ستم نژادى و آزار سيستماتيک مقامات پناهندگى دولت بريتانيا روبرو مى شود. او در اعتراض به اين همه فشار و بيعدالتى دست به اعتصاب غذا مى زند. مقامات پناهندگى دولت بريتانيا در برسى پرونده اش لاقيدى مفرطى نشان داده و عامدانه دلايل او براى پناهنده شدن را ناديده مى گيرند. زمانى که به اين زن پناهجو اجازه اقامت موقت مى دهند، او که قادر به تامين معاش خود نيست به زندگى در خيابان و تن فروشى رانده مى شود. سرانجام دولت بريتانيا او را به آفريقا جايى که مرگ در انتظارش است ديپورت مى کند. راسيسم دولتى در اروپا تابحال قربانيان زيادى از اين زنان "دروغين" گرفته است. نعيمه زنى که از چنگ خشونت و تجاوز جنسى مکرر اسلامى ها در الجزاير فرار کرده و در آلمان تقاضاى پناهندگى کرده بود، زير فشار طاقت فرساى راسيسم دولت آلمان و تصميم آنها به ديپورت او به الجزاير، دست به خودکشى زد. مقامات دولت آلمان اطلاعات پرونده اش را ناقص و ناکافى اعلام کردند. سميرا آدامو زن "دروغين" ديگرى بود با ٢١ سال سن که از ازدواج اجبارى با يک مرد هفتاد و چند ساله از نيجريه گريخته و در بلژيک تقاضاى پناهندگى کرده بود. سميرا هم واجد حقوق پناهندگى شناخته نشد و در روز ديپورتش به نيجريه، پليس بلژيک براى خاموش کردن و خواباندن تقلاى و مقاومت او، بالشى روى دهانش گذاشت و اين زن "دروغين" جوان را براى هميشه خاموش کرد. چنين زنانى را دولت ليبر، حزب محافظه کار انگلستان دروغين مى خوانند و آنها را پناهجوى تقلبى مى نامند. "زن دروغين" نام نمايشنامه اى است که توسط کى ادشد نوشته شده و تاکنون چند بار در چند شهر انگلستان به نمايش گذاشته شده است. کى ادشد واقعيتهاى عريان زندگى پناهجويان را در قالب زندگى "زن دروغين" به تصوير مى کشد. زندگى مملو از تحقير و فشار پناهجويان در بازداشتگاهها، فشارهاى روانى سيستماتيک از سوى مقامات پناهندگى، سيستم ٣٠ پوند کوپن غذايى در هفته، وحشت دائمى از ديپروت شدن و تاثيرات اين همه خفت و آزار بر پناهجويان، در "زن دروغين" هنرمندانه تصوير مى شوند. کى ادشد بدرست راسيسم دولتى حزب حاکم ليبر را عامل و مسبب زندگى تراژيک زن پناهجوى "دروغين" معرفى مى کند. اما ضعف کار او جامع نبودن و انگشت گذاشتن بر حمله هيستريک حزب محافظه کار و رسانه هاى رسمى در انگلستان، و افشا نکردن راسيسمى است که همه اينها دست در دست هم در جامعه انگليس دامن زده اند. همان هيسترى راسيستى که با زدن مهر "دروغين" به پناهجويان، بستن مرزها و ديپورت، جامعه را با ضديت نسبت به پناهجو و راسيسمى نفرت انگيز آلوده است. همان راسيسمى که زندگى را براى پناهجويان به جهنم تبديل کرده است. "زن دروغين" اثرى قوى، پر احساس و سرشار از تعهدات انسانى به حقوق پناهجويان و بويژه زنان پناهجو است. اثرى آنقدر قوى که هرکس مغز و قلبى مانند يک انسان داشته باشد، بطور قطع متاثر شده و خود را در همبستگى با پناهجويان و در کنار آنها مى بيند. "زن دروغين" تعرضى صريح، هنرمندانه و مستقيم به راسيسم دولتى و پناهنده ستيزى در بريتانيا است. |