rahai-zan Home
معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول arrow آرشیو مقالات arrow توقعات و شتابها :ثریا شهابی
tv
عکس روز
00280-01.jpg
از نگاه دوربین




 Afghan Women's Mission
 The Organization of Women's Freedom in Iraq
 Amnesty International
 Support FemAid
 Association of defending children rights
 Terre des hommes
 the Persian Gay & Lesbian Organization
 TERRE DES FEMMES


 
توقعات و شتابها :ثریا شهابی چاپ پست الكترونيكي
عروج و نزول زن از کرسی قضاوت!
خانم شیرین عبادی، در مصاحبه ای که  با سایت اینترنتی "تغییر برای برابری" تحت عنوان "باید مطالبات
زنان را به سطح جامعه ببریم" داشته است، حقایقی در مورد تغییر وضعیت زنان با به قدرت رسیدن
جمهوری اسلامی، را بازگو میکند.
  خانم عبادی میگوید:
" من و تعدادی دیگر از زنان در دوران قبل از انقلاب قاضی بودیم، همه ما را تبدیل به کارمند اداری کردند. اما حالا می بینیم که دو زن در دادگاه تجدید نظر در سمت مستشار دادگاه مشغول به کار هستند. همه این موارد در حقیقت باز پس گرفتن قسمتی از حقوقی بود که از زنان سلب شد."
"در تیر ماه ١٣٥٨، زنان تمامی حقوق خود را از دست دادند."
"در تیر ماه ١٣٥٨ زمانی که قانون اساسی تصویب نشده بود. زمانی که ارگان های سیاسی این کشور از قبیل پارلمان و ریاست جمهوری هنوز تاسیس نشده بودند و زمانی که حتی هنوز  خط مشی سیاس و اقتصادی ایران پی ریزی نشده بود. درست ٥ ماه بعد از پیروزی انقلاب به یمن شورای عالی انقلاب، قانون حمایت از خانواده لغو شد و قانون مدنی که ٧٠ سال قبل نوشته شده بود احیا شد و زنان حقوق را که بدست آورده بودند را از دست دادند."

خانم عبادی در مورد بی حقوقی زنان در زمینه قانون، بلایی که رژیم سر خود او بعنوان یک زن قاضی و بر سر زنانی چون او آورد، و در مورد بخشی از تعرضات به حقوق زنان و تغییر وضیعت زنان با به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، حقایقی را  باز گو میکند. اجازه بدهید منهم حقایق بیشتری را به لیست خانم عبادی اضافه کنم، قوانینی چون  قانون حجاب اجباری، قوانین و مقررات مربوط به ممنوعیت و محدودیت رفتار و پوشش زنان، ممنوعیت و محدودیت ورود زنان به بسیاری از اماکن عمومی چون استادیوم های ورزشی، سواحل، جدایی زن و مرد  در اتوبوسها، دانشگاهها و مدارس به قیمت محروم و محدود کردن بیشتر زنان، مقررات حجاب اجباری برای دختران خردسال در مدارس و در جامعه، قوانین برگزاری جشن های تکلیف برای دختران خردسال،  قوانین جزائی و مجازات های اسلامی در مورد تخطی زنان از احکام قرآن در روابط شخصی و زندگی خصوصی، و دهها و دهها مقررات و قانون دیگر که با حاکمیت جمهوری اسلامی برقرار شد. خانم عبادی معمولا  به بخش خاصی از نابرابری زن و مرد، مثل قانون حمایت از خانواده و دیه و خون بها نابرابر، میپردازد. اینکه ایشان از همین چند رقم قوانین تبعیض آمیز نام میبرد، میتوانست مسئله ای نباشد و بعنوان یک "مصلح اجتماعی" برای  همین اندازه کار، احترامی نصیب خود کند.

اما خانم عبادی از حلقه این قوانین تبیعض آمیز علیه زنان به میدان دیگری میرود. و در این میدان است که معلوم میشود که انتخاب مطالبات محدود برای خانم عبادی امری تصادفی یا مثلا از سر تمکین به شرایط و مقتضیات کار در "داخل"  ایران و  تحت حاکمیت خفقان اسلامی، نیست! خانم عبادی بر متن طرح چند مطالبه در زمنیه تغییر قوانین به نفع زنان، ناگهان از هیئت یک "مصلح اجتماعی" به شکل مفسر و تحلیل گر اسلامی، نه تنها  جانبدار که تحریف کننده  یکی از عظیم ترین واقعه تاریخ معاصر ایران، ظاهر میشود. وضع زنان بلافاصله بعد از بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی حداقل بقول خانم عبادی ٧٠ سال عقب رفت و با معیار جهان متمدن قرنها عقب رفت. اما خانم عبادی علت این تغییر را اینگونه میگوید:

"با وجود اینکه در ابتدا به نظر می رسد مذهب عامل بازدارنده حقوق زن در ایران است به نظر من تفسیرهای پدرسالارانه و نادرست از مذهب است  که مانع از احقاق حقوق زنان در این کشور می شود."
"در حقیقت من همه اینها را به پای فرهنگ پدرسالار حاکم بر مشرق زمین می گذارم."
"به همان دلیلی که قانون خضانت که در ابتدا می گفتند دستور اسلام است و مخالفت با آن کفر تغییر کرد، به همان دلیل امروز بار دیگر دو زن مستشار داریم، من امیدوار هستم که روزی حقوق برابر زن و مرد در ایران داشته باشیم و این  موضوع هیج مغایرتی هم با شرع و اسلام ندارد."
" می توان با رعایت موازین شرعی برابری زن و مرد را در قوانین منظور کرد. این نکته به کرات نیز مورد تاکید علمائی همچون موسوی بجنوردی و ضانعی نیز قرار گرفته است که می توان با رعایت موازینی قوانین فعلی را اصلاح کرد."

خانم عبادی در ادامه، سطور بسیاری در مورد نقش "فرهنگ"، اهمیت تغییر میکروسکوپی قوانین بطوری که  مورد موافقت "فرهنگ" و "جامعه" قرار گیرد، نوشته است. در ادبیات خانم عبادی همه جا، با یک چشم بندی محیرالوقوع "فرهنگ" و "جامعه" به ترمها و مفاهیمی تبدیل شده اند که به سادگی به جای "مقامات حکومت های اسلامی"، "مراجع تقلید"، "آیت الله ها"، "فیضیه" ها و حزب الله، گذاشته شده است. این نبوغ اما "داخل کشوری" و اختراق خانم عبادی نیست. "خارج کشوری" و غربی است. او از غرب نه دستاوردهای پیشروی زنان و جهانشمول بودن حق زن، که عقب مانده ترین تئوریهای عصر حاضر یعنی نسبیت فرهنگی و قائل بودن به حقوق متفاوت انسانها طبق زمان و مکان تولدشان را، خوب آموخته است. می گوید که این دولتها، قوانین، دستگاه قضایی، پارلمان، سیاست و سیستم حاکم نیست که مقدرات جامعه، مردم، و قوانین ضد زن را تعیین میکنند. ادعا میکند که شبح یک موجود دیو صفت و غیر قابل تعرضی بنام "فرهنگ" وجود دارد که  بر فراز سر مردم از افریقا تا آمریکا و آسیا در پرواز است و به زندگی مردم رنگ نکبت و بدبختی زده است.  تمام خاصیت این نبوغ از دسترس مردم دور کردن عاملین واقعی سیه روزی جوامع است. با این مهندسی و تردستی، از پاپ تا احمدی نژاد و خاتمی، از بوش تا بلر و ژنرال مشرف، در مقابل تعرض مردم در امن و امان خواهند بود.
 
طبق تحریفات خانم عبادی، سقوط موقعیت انسانی زن در ایران که با تصویب این و آن قانون و اخراج خود ایشان و هزاران زن دیگر از پست قضاوت و دهها و دهها مشاغل دیگر ممکن شد، اساسا حاصل یک شبه بیدار شدن وجدان "فرهنگی" مردم بود! گویا مردم ایران شب خوابیدند و صبح سال ٥٨ بیدار شدند و ناگهان توجه شدند که زن صلاحیت و توان قضاوت ندارد! مردمی که برای رساندن خود به سالن های "هنر برای مردم" و برنامه های تفریحی تلویزیون و سینما ها سر و دست می شکستند، ناگهان یادشان آمد که سینما و موزیک منشا فساد و خلاف اخلاق است و دستجمعی سینما رکس را به آتش کشیدند! مردمی که قانون حمایت خانواده زمان شاه را هنوز ناکافی میدانستند،  یکباره جن زده شدند و فهمیدند که اساسا قانون حمایت خانواده بد است، قوانین ٧٠ سال قبل و قوانین ٤ هزار سال قبل تر را بهتر دانستند و آن را داوطلبانه برسرخودشان حاکم کردند! مردمی که جدال با فرهنگ عقب مانده شرقی را شروع کرده بودند، هیپی شده و موسیقی پاپ گوش میکردند، یکباره خواب نما شدند و توسط "فرهنگ" به راه راست هدایت شدند و دستور دادند که همه زنانی که رعایت حجاب اجباری و امر به معروف ونهی از منکر را نمی کنند دستگیر کنند، شلاق بزنند، و قبل از اعدام با تجاوز "غیر باکره" به گلوکه شان ببندد. خانم عبادی ادعا میکند که این جمهوری اسلامی نبوده است که موقعیت زنان در ایران را به قعر تحجر قرون وسطایی پرتاب کرده و قانون قصاص و سنگسار را برقرار کرده است. بلکه خود مردم مسئول و مسبب اند! و موقعیت امروز زنان نه محصول زور و اسلحه و زندان و اختناق، که محصول "فرهنگ" خود مردم است! خانم عبادی طی یک شعبده بازی شنیع حقایق مربوط به یک هولوکاست عظیم اسلامی و ضد زن در ایران را با توسل به عبارات نیم پز و بی ملاتی چون فرهنگ مقصر است، تحریف و قلب میکند. اگر احمدی نژاد میتواند هولوکاست علیه یهودیان را انکار کند، چرا خانم عبادی نتواند هولوکاست اسلامی در ایران را انکار کرد؟ اگر میتوان دستان نازیسم و هیتلر را شست، چرا دستان خمینی و انواع آیت الله ها را نتوان؟


شاکیان  و مدعیان هنوز حاضراند!

خانم عبادی میتواند با تبرئه حکومت اسلامی بعنوان مسبب و مسئول عقب گرد وضعیت زنان، علاوه بر جایزه نوبل کاندید دریافت جایزه شعبده بازی هم بشود. اما چنین افاضاتی نمی  تواند جای پایی در جنبش دفاع از حق زن در ایران، برای خود باز کند. شاکیان، مدعیان و بازماندگان قصاوت و هولوکاست اسلامی، زنده و حاضرند. به "یمن" ابعاد خشونت اسلامی علیه زنان، تعدادشان میلیونی است و ٢٦ سال است  در ایران و در سراسر جهان، کیفرخواستهای زنان علیه مسبب واقعی تباهی زندگی شان، یعنی جمهوری اسلامی ایران را در دست دارند. کیفرخواست همان کسانی که هشت مارس همان سال  ٥٨ به خیابانها ریختند و با صدای بلند و رسا اعلام کردند که، "آزادی زن نه شرقی نه غربی، جهانی است" و فریاد زند که " ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم"! بازماندگان دختران جوان  اعدام شده که به خاطر سرپیچی از فرامین اسلامی، پیکر درهم شکسته از شکنجه شان به جوخه های اعدام سپرده شد، حاضر و زنده اند! کسانی که به خاطر حجاب شلاق خوردند، بر سروصورتشان اسید پاشیده شد، با تیغ چاقو مرعوب شدند، زنده اند! میلیونها میلیون زن و دختر جوانی که توسط گشت های امر به معروف و نهی از منکر روزانه به خاطر اجرای همان قوانینی که خانم عبادی آن را محصول "فرهنگی"  خود این مردم میدانید، مورد تعرض قرار گرفتند، زنده و حاضرند! خانم عبادی با تطهیر دستان خون آلوده حکومت اسلامی، تنها خود را از مقام زن قاضی به مفسر و مدرس قرآن  و یک "مرجع تقلید" جدید، تنزل میدهد. واقعیت این است که قوانین ضد زن، قوانین تبعض آمیز تنها و تنها به قیمت یک نسل کشی و قتل عام و سرکوب خونین و سیاه طی یک دهه ، توانست تا امروز دوام بیاورد .

درک شرایط داخل کشور!

اخیرا رسم شده است که طرفداری از اسلام به بهانه حق زن را تحت عنوان درک شرایط "داخل کشور" قالب کنند. این را در کمیپین یک میلیون امضا هم شاهد بودیم. مقدمتا معلوم نیست طی چه مراسمی و با کدام رای گیری،  سخنگویی مبارزات زنان در ایران به خانم های طرفدار آیت الله های "خوش خیم" داده شده است؟ این موقعیت خودگمارده تنها برای پوشاندن این واقعیت است که در "داخل" ایران و در "خارج" کشور، یک جنبش رایکال و ماگزیمالیست در دفاع از حق زن  وجود دارد. جنبشی زنده و حی و حاضر، رادیکال، سکولار و ماکزیمالیست در ایران و خارج کشور برای احقاق حق زن تحت حاکمیت اسلامی وجود دارد که برای افاضات اسلامی خانم عبادی ارزشی قائل نیست. این جنبشی است که دامنه اش از اعتراضات علیه سنگسار و حجاب، علیه جدایی جنسی و تبعض علیه دختران دانشجو،از میادین مسابقات ورزشی تا هشت مارسها، وسیع و گسترده است. شرایط خفقان اگر خاصیتی برای کسی داشته باشد، نه اسلامی کردن مطالبات زنان و کشاندن زنان به زیر پرچم آیت الله های جدید، که میدان و امکان دادن به کسانی چون خانم عبادی است که بتوانند حقایق مربوط به ریشه تبعیض و بی حقوقی زن در ایران، را قلب کنند.  شرایط خفقان اگر خاصیتی داشته باشد برای کسانی است که در امان از تغرض جنبش رادیکال و سکولار زنان، میتوانند با فراغ بال هر تحریف و تقلبی که خواستند را آزادانه منتشر کنند.
 
در عین حال با فرض اینکه انواع خانم عبادی بسیار "داخل" کشوری باشند! برای خزیدن به موقعیت مفسر اسلامی و یک مرجع تقلید جدید، اجباری در کار نیست! شرایط سخت و خفقان معمولا دامنه و اندازه فعالیت فعالین سیاسی را محدود میکند، جنس کار آنها را عوض و وارونه نمی کند. همان طور که هیچ طرفدار دفاع از حیواناتی به خاطر محدودیت طرفدار حقوق قصابان از آب در نمی آید! هیچ طرفدار حق زنی هم به خاطر محدودیت طرفدار این و آن شریعتمدار و تفسیر جدید از قران، نمی شود! مشکل خانم عبادی شرایط کار در ایران نیست. خانم عبادی خود شرایط مبارزه زنان و کار برای بهبود موقعیت زن در ایران را دشوار میکند.

در حاشیه: هیچ چیز بهتر از خواندن تمام مصاحبه که در آدرس اینترنتی سایت مربوطه قابل دسترس شده، نیست.
www.we-change.org/spip.php?article46
 
  سپتامبر 2006
 
مطالب مرتبط



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org