rahai-zan Home
معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول arrow گزارشات arrow متن نامه پدر و مادر نازنین
tv
عکس روز
00280-06.jpg
از نگاه دوربین




 Afghan Women's Mission
 The Organization of Women's Freedom in Iraq
 Amnesty International
 Support FemAid
 Association of defending children rights
 Terre des hommes
 the Persian Gay & Lesbian Organization
 TERRE DES FEMMES


 
متن نامه پدر و مادر نازنین چاپ پست الكترونيكي
از این جریانی که پیش آمده خیلی ناراحت هستیم . کسی به آن رسیدگی نمی کند . نازنین موقعی که به ملاقاتش می رویم ناراحت است . آخه چه جور ناراحت نمی شه . من با بدبختی و بیچارگی بچه هام رو بزرگ کردم . خونه های مردم کار می کنم . نظافت می کنم . دستهام دیگه زخم شده . بخاطر کی ؟ به خاطر بچه هام . وقتی به تهران می آئیم کسی رو نمی شناسیم . این دختر بی گناه ، اونجا مونده . اعصابش خرد شده . دوبار سکته کرده . اینو روزنامه های خارج از کشور باید بنویسند .
 اگر قانونی باشه ... در ایران دختری از ناموس خودش دفاع کرده . گناه نکرده . تازه دولت باید تشویق اش هم بکنه نه اینکه اونو در زندان کنند . ما کسی رو نداریم . نه ماشین نه مغازه خب خدا نداده . دلمون می خواست هرچی بچه هامون می خوان می تونستیم براشون فراهم کنیم کی خوشش می یاد تنگی بکشه – ندار باشه . بالاخره خدا نداده چکار کنیم ؟ این دختر 2 ساله توی زندانه کسی حرف نمی زنه . کی برای کی کار می کنه ؟ همه به فکر زندگی خودشونن و دزدی خودشون . آخه باید 4 مرد بریزند و زورکی یک دختری رو توی روشنائی روز بکشند ببرند و لختش کنند و این بلا را بسرش بیارند ؟ تمام گردن نازنین زخم شده بود . تازه قانون بگه تو چرا از خودت دفاع کردی ؟ اینو باید توی روزنامه های خارجی بنویسند . من شرط کردم نازنین برگرده به خونه . یک شب تا صبح توی بغلم بکشمش . با هم بخوابیم دیگه تو زندگیم هیچینمی خوام . بعد از اون اگه بمیرم مهم نیست . فقط همینو می خوام . نازنین بچۀ ساده ای بود . کم رو بود . از سایۀ خودش می ترسید . اگه کسی همراهش نبود می ترسید ، نمی تونست توی حیاط بره . باهوش بود . بچگی که به مدرسه نرفت ولی وقتی به نهضت ( نهضت سوآد آموزی منظورشون است ) می رفت درس اش خوب بود . توی نهضت تمام درساش 20 بود . توی نهضت یک خانمی بهش گفته بوده ، مادرت خونه های مردم می ره کار می کنه . اون ناراحت می شه و دیگه نهضت نرفت . از حرف خانومه ناراحت شده بوده . از اینکه طعنه زده بوده گفته بوده دیگه نمی رم . دو سه روز بعد از این جریان این اتفاق پیش میاد .
دختر پاک و تمیزی بود . ساده بود –. رو نداشت روبروی مهمون بشینه . همه کاری توی خونه می کرد . غذا – نون – آب ، هرکس می اومد سریع راهش می انداخت . از سادگی خودش بدبخت شد . سال به سال که بزرگتر شد خوبتر و تربیت دار تر شد . اصلاً کوچکترین سابقۀ بدی نداره . از همسایه ها سوال کنید. وقتی می دید دیگران چیزی دارند مثلاً یکی پتویی خریده  لباس خریده ، وقتی مردم رو می دید که چیزی می خرند به من می گفت مامان چرا تو نمی خری ؟ می گفتم بخدا مامان ندارم . می فهمید و دیگه چیزی نمی گفت و به خواهراش هم می گفت چیزی نگند
 
مطالب مرتبط



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org