rahai-zan Home
معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول arrow گزارشات arrow زیر سایه یک دختر جوان - فادیمه
tv
عکس روز
00280-01.jpg
از نگاه دوربین




 Afghan Women's Mission
 The Organization of Women's Freedom in Iraq
 Amnesty International
 Support FemAid
 Association of defending children rights
 Terre des hommes
 the Persian Gay & Lesbian Organization
 TERRE DES FEMMES


 
زیر سایه یک دختر جوان - فادیمه چاپ پست الكترونيكي
گزارشی از استکهلم
 زير سايه سنگين يك دختر جوان ـ فاديمه!هفته گذشته را جامعه سوئد زير سايه سنگين "فاديمه ساهيندال" سپرى كرد. نام او همه جا، در فضاى رسانه هاى جمعى، در تعداد بسيار زيادى از اكسيونهاى خيابانى، كنفرانسها، كنفرانسهاى خبرى، زنگ درس جامعه شناسى در مدارس و در گفتگوهاى محيطهاى مختلف بر سر زبانها بود.

براى ما، براى همه فعالين و نهادهاى گوناگون دفاع از حقوق كودكان و زنان در اين جامعه سر و كار پيدا كردن دوباره با سالگرد مرگ فاديمه سخت و دردناك است. مرور تراژدى زندگى فاديمه، ورق زدن عكس ها، شنيدن صداى خود در بيان زواياى زندگى اش، آماده كردن شمع و گل و مشعلها، كنار هم چيدن آمارهاى جديد و آماده كردن متن اطلاعيه و سخنرانى در همين زمينه ... مغز و روح و احساسات انسان را در هم ميفشارد. چاره اى نيست. اين دختر جوان، داستان زندگى اش و اين مناسبت سنگر شناخته شده اى را براى دفاع از انسانيت در مقابل اسلاميون و دست درازشان فراهم آورده است كه نبايد آنرا از دست داد.

فاديمه دختر جوان يك خانواده مهاجر پنج سال پيش در ژانويه سال ٢٠٠١ در يك تراژدى قتل ناموسى كشته شد. قاتل،  كسى بجز  پدر خود فاديمه  نبود. دختر جوان  در يك پروسه دردناك بخاطر عشقش به يك جوان "غريبه"  و بخاطر پشت كردن به تصميمات پدر خانواده در اين مورد، سالها تهديد و رنج و آزار و فرسودگى را پشت سر گذاشت. او فرصت پيدا كرد كه اين موقعيت را جلوى چشم جامعه قرار دهد. سال آخر زندگى چندين بار از طريق رسانه ها و حتى در يك سخنرانى كوتاه در مجلس سوئد از موقعيت دختران جوان مشابه و همسرنوشت خويش در دايره بسته و پنهان روابط مذهبى ـ اسلامىـ فرهنگى پرده برداشت. تهديد بالاى سر خود را با پليس در ميان گذاشت. تقاضاى كمك كرد. تا زنده بود، اين تلاشها براى خود او ثمرى بهمراه نداشت.

بعد از مرگ فاديمه جامعه سوئد يكپارچه منقلب شد. با انتشار خبر، او  ديگر يك قهرمان بود. او بر اراده و حق و زندگى خود پاى فشرد. تن نداد. مقاومت كرد. نهراسيد. جلو افتاد. براى دفاع از خود و براى بسيج ديگران تا پاى جان هم رفت.  مگر قهرمانان ديگر چه كرده اند؟ هر چه كه اين دختر جوان در حماسه كارزار خانواده كوچك در شهر "اپسالا" سوئد شايسته  لقب " قهرمان"  بود، اما فصل فصل اين داستان براى اين جامعه يك خفت به ارث گذاشت. مراسمهاى با شكوه رسمى و دولتى، يادبودها و گراميداشت او بيمانند برگزار گرديد. هنوز هم نامش با احترام بسيار همراه است. اما هيچ چيز نتوانسته و نخواهد توانست از سرافكندگى اين جامعه در مقابل اين حادثه سر سوزنى كم كند: با همه امكانات پليسى و امنيتى و دادگسترى و اجتماعى  و سياسى نتوانستند اين دخترك را نجات دهند!

فاديمه ساهيندال، اين سرگذشت،  يقه گردانندگان جامعه را محكم گرفت، به تخت سينه ديوار كوبيد و فرياد برآورد كه اينها نميخواهند چاره اى بيانديشند. فاديمه سرپلى شد كه سرنوشت دردناك و هولناك هزاران دختر و زن ديگر را بجلوى صحنه جامعه راند. از آن پس هر ساله، و امسال در همين هفته هم، در انواع مناسبت ها تجمعات يكى بعد از ديگرى مقامات و مراجع از دولت و پليس و وزير و وكيل و اداره حمايتهاى اجتماعى پشت ميكروفون قرار ميگيرند تا از شرح اقدامات و تصميمات  خود در اين زمينه بگويند. امسال هم رسانه ها  و روزنامه ها با حساسيت موضوع  را در مرورى مجدد از قربانيان تازه تر، از موقعيت جارى دختران تحت فشار همان ارزشهاى اسلامى و فرهنگى  انعكاس دادند. اين سايه سنگين فاديمه ساهيندال است.  بيلان پايان اين هفته به ما ميگويد كه روى همان روال سابق، اين سايه سنگين همچنان ادامه خواهد داشت.

 سارا محمد از چهره هاى سرشناس دفاع از دختران و كودكان در مقابل خشونتهاى ناموسى معتقد است كه اين دولت سمبل بزدلى در مواجهه با سرچشمه اصلى اين فجايع و مشخصا در مواجهه با جريانات اسلامى است. حق با اوست. در سخنرانى وزير دادگسترى در تجمع مركز شهر ركورد ارقام صدها ميليونى اختصاصى در حمايت از دختران قربانى شكسته شد. تعداد هر چه بيشترى از خانه هاى مخفى و پليس و قضات آموزش ديده در راه است. اما يكبار ديگر، مثل همه اين چند ساله، سرچشمه لعنتى اصلى اين خشونتها در ليست اقدامات و وعده هاى دولتى مسكوت گذاشته شد. دولت و دستگاه حكومتى اين كشور با يك دست و آنجا كه گريزى نداشته است، جريانات اسلامى را تحت فشار قرار ميدهد. همزمان همين دستگاه دو دستى زير بغل اين جريانات را محكم گرفته اند. در همين چند ساله تعداد مدارس مذهبى اسلامى براى كودكان چندين برابر شده است. سازمانها و نهادهاى رنگارنگ رسما اسلامى از كمك هزينه هاى بسيار كلانى برخوردار شده اند. مدارس به محل جولان فرهنگ و معيارها و انگهاى اسلامى تبديل شده است. در همين يكساله اخير تعداد مدارسى كه عيد قربان را به تعطيل رسمى تبديل كرده اند چندين برابر را نشان ميدهد. به سر هزاران هزار كودك بيگناه صرفا بخاطر محل تولد والدينشان چوب حراج زده و دودستى تحويل فرهنگ و كثافات اسلامى داده اند. مداوما معلم و پاسبان و مامور ادارات دولتى را به "احترام فرهنگى" و البته به چشم پوشى از بلاياى ناظر بر اين كودكان عادت ميدهند. در حقيقت امر همراهى با زندگى فاديمه در بهترين حالت فشار به جريانات اسلامى است كه حد و مرز خود را بايد بشناسند. خيلى خلاصه پيام اين بود: اگر دختران جوان خود يك تنه  بر عليه فرهنگ و خانواده و مذهب و ظلم وارده شورش كنند ميتوانند اميدوار باشند كه در آنسوى پرچين "شواليه" عدالت  دفاع از حقوق زنان و كودكان آماده است كه آنها را در آغوش بگيرد! "جبن و بزدلى"  ملايمترين لقبى است كه ميشود به صورت اين حكومتگران كوبيد.  همنوايى اينها هم  با مذهب و حتى خود اسلام بر پايه هاى طبقاتى و بنيادى ترى استوار است.

در اكسيون سالگرد فاديمه مردم با سمپاتى و احترام ميايستند. پير و جوان، نوجوانان كنجكاو و مادران با چشمانى پر از همدردى در كنار كالسكه كودكانشان در ميانشان ديده ميشد . اين انسانها از تمام چهره شان ناباورى و سوال ميبارد كه اين چه فرهنگ،  چه ارزش، چه روابط، چه خدا و چه ايمانى است كه از پدر، از برادر، از جميع جماعت نزديكان  عليه دخترك خودشان، يك هيولا ميسازد؟ جوان شركت كننده اى با طعنه ميگفت اگر در اين مملكت هواداران نازيسم را به سيخ ميكشند پس چرا آن يارو امام را بجاى زندان چپ و راست مياورندش پاى تلويزيون؟  يك خانم سخنران پديده را يك "گانگستريسم" آشكار لقب ميداد كه دست مافياى ايتاليا  را از پشت بسته است. در يك گانگستريسم كه همه شريكند، همه در ايجاد ترس، در ايجاد رعب و تسليم، در تدارك قتل و سپس در پنهان كردن مسببينش سهم ادا ميكنند.

در پايان روز دوباره شمع و مشعل و ديگر ملزومات باقيمانده از اكسيون را بسته بندى كرده و در انبار جا داديم. اما باندرولهايمان در اين بسته بنديها جا نگرفت: "ممنوعيت مدارس مذهبى براى كودكان"، "ممنوعيت حجاب براى دختران زير شانزده سال"، "دست اسلام از زندگى زنان و جوانان و كودكان جامعه كوتاه" ...  براى اعتراض و بسيج و مبارزه برعليه كثافات اسلامى ، در هرجاى اين كره خاكى از تهران تا استكهلم  همه ٣٦٥ روز و شب سال هم كم است.
راستش با از راه رسيدن يك سال ديگر، و  رفتن سراغ مراسم يادبود فاديمه بيلان زياد دلخوش كننده اى از صف اعتراضى ما عليه دست درازى اسلام و اسلاميون را بدست نميدهد. صف ما به قدرت و تعجيل خيلى بيشترى نياز دارد.
ياد فاديمه ساهيندال زنده است.
مصطفى اسدپور
بيستم ژانويه 
 
مطالب مرتبط



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org