در چند سال اخیر روانشناسی اجتماعی اعتراضات و مبارزات مردم بر علیه حکومت جور و استبداد مذهبی به روزهای خاص و معینی گره خورده؛از روز دانشجو تا 8 مارس و اول

ماه مه و یا بعضی روزهایی که مراسم و شور و هیجان خاصی در آن وجود دارد؛ از جمله چهارشنبه سوری(چهارشنبه آتشینی) که به کارزاری علیه دیکتاتوری ، در چند سال اخیر تبدیل شده است . مردم، جوانان و خانواده ها از هر تجمعی که این امکان را برایشان فراهم کند تا در خیابانها جولان داده و شور و شوق و شادمانی خود را با مبارزه علیه حکومت و اعتراضات سیاسی در هم آمیزند ؛ دریغ نکرده اند و این قابل تقدیر است
در سیستم دیکتاتوری که هر گونه تجمع و تحصن و تظاهرات ممنوع و جرم سیاسی است و تاوان سنگینی به دنبال دارد، استفاده از این ابزار می تواند گامی به پیش بوده و تقابل های علنی و غیر قابل انکاری را بین مردم و حکومت عیان سازد.
در حکومتهای دیکتاتوری همچون جمهوری اسلامی ، برگزاری هرگونه مراسم جمعی حال با هر انگیزه ای که باشد ، باعث رعب و وحشت سیستم حاکم شده و ارکان نظام را به وضعیت آماده باش و دخالت و سرکوب وادار می کند چرا که ترس از نیروی خودجوش مردم ، ترس از این که این تجمعات به اعتراضات وسیع و گسترده تبدیل شود ، خواب و خوراک و آرامش را از آنها می رباید. اما تجارب چند سال اخیر ثابت کرده مردم برای عرض اندام و اعتراض جمعی، به هر بهانه ای متوسل می شوند . یک روز این اعتراضات به فوتبال وصل می شود و روز دیگر به مراسم مذهبی همچون "نیمه شعبان" و "شام غریبان" ووقتی دیگربه مراسم کهن و دیرینه !
چهارشنبه سوری اما، در راه است و جوانان و خانواده ها آماده برگزاری این روز و تقابل با کل سیستم حاکمیت . تدارک اولیه همیشه ازچند روز پیش فراهم آمده و مردم به بهانه آتش بازی به خیابانها و میادین و پارکها سرازیر شده و قصد دارند آتشی برپا کنند و رقص و خوشی و شادمانی و در پس همه این تدارکات و به هم پیوستن ها قصد دارند آتشی بر دل حاکمان بیاندازند ؛ قصد دارند قدرت نمایی کنند ؛ قصد دارند نیروی انتظامی و بسیج و لباس شخصی ها را به سخره بگیرند و به مبارزه بطلبند و تمامی حصارهای امنیتی و پلیسی نظام را در هم شکسته و به لرزه در آورند که تا کنون هم موفق بوده اند و نشان داده اند که به قدرت عظیم خود ایمان دارند . اما آنچه که بسیار هائز اهمیت است و بایستی برایش کوشید و تلاش کرد ، این است که چگونه می توان به این اجتماعات و اعتراضات رنگ یک جنبش هماهنگ و سازمانیافته و متشکل زد و مداومش ساخت؟ خواستها وانتظارات مشخص ومعین ورادیکال و سرنگونی طلبانه به آن بخشید؟ تقابل علنی جمهوری اسلامی با معلمین و کارگران و دانشجویان و به طور عام مردم و شرایط بحران زایی که جمهوری اسلامی در حال حاضر در آن به سر می برد و تقابل های جهانی ( از بحران اتمی تا باطلاق امریکا در عراق ) ، همه و همه ایران را به سمت حوادث خطیری سوق داده و می رود که جمهوری اسلامی بحران آخرش را تا مرحله سقوط طی کند .

تمامی این فاکتور ها کافی است ما را به این نتیجه رساند که دیگر اعتراض و تجمع و ابراز وجود در روزها ومراسم خاص ، به تنهایی برای سرنگونی کافی نیست .
روی سخنم به تمامی جنبشها اعم از دانشجویی وکارگری و زنان است : دیگر برپایی مراسم 8 مارس ، اول ماه مه ، 16 آذر و مراسمی همچون چهارشنبه سوری ، نمی تواند انتظار جنبش سرنگونی را برآورده سازد . باید هر روز و هر ساعت از مبارزه را به هم گره زد. آتش چهارشنبه سوری را باید به آتش خشم خود تا سرنگونی این حکومت سراسر جهل و جنایت و سرکوب و تحقیر بدل کرد و تداوم بخشید و تا رسیدن به هدف که همان آزادی و برابری است به پیش رفت .
پیش به سوی مراسم جشن و سرور و رقص و پایکوبی و همچنین اعتراضی وسیع و سیاسی و اجتماعی