مقدمه : قبل از پرداختن به آیات خدای محمد در قرآن راجع به زن ، کنیز و مملوک ، به بررسی مختصری از تاریخچه وضعیت عمومی زنان در کشورهای باستانی و قبل از اسلام می پردازیم .( این مطالب از کتابهای محققینی چون گزنفون ، ویل دورانت ، دیاکونوف ، راوندی و...اقتباس شده است .)
در بابل قدیم :وظایف زن بچه آوردن و پروردن ،آب از چاه یا رودخانه آوردن ،پختن ، شستن ، بافتن وتمیزکردن خانه بود. مرد میتوانست زن خود را به علل نازایی ، زنا ، ناسازگاری و بد اداره کردن خانه طلاق دهد و تنها کاری که باید میکرد این بود که جهیزیه زن را به وی بازگرداند و به او بگوید (تو زن من نیستی) ، ولی زن چنین حقی نداشت . اگر زنی می توانست ثابت کندکه نسبت به شوهرش وفاداربوده و شوهر در حق وی سختی روا داشته ،طلاق نمی گرفت ولی عملا حق داشت جهیزیه خود رابردارد ، خانه شوهر را ترک کند و به خانه پدر بازگردد .
در آشور:اگر مردی زن خود را در رابطه جنسی با مرد دیگری دستگیر میکرد ، حق کشتن او را داشت .مردان می توانستند تعدادی کنیز برای خود بعنوان معشوقه بگیرند ، ولی زنان موظف بودند که کاملا نسبت به شوهر خود وفادار باشند .زن در حکومت هخامنشیان : در نخستین تمدن آریائی مردان تنها یک زن میگرفتند . اما پس ازتشکیل حکومت هخامنشیان ، در نتیجه تکامل طرز تولید و افزایش تولید اضافی و ظهور طبقات مختلف ، تعدد زوجات در بین طبقات مرفه و ممتاز جامعه و بخصوص در بین سلاطین و شاهزادگان رواج یافت . زنان و کودکان در کارهای ساختمانی و تولیدی مثل مردان شرکت داشتند . ویل دورانت نوشته - در زمان زرتشت ، زنان منزلتی عالی داشتند ، با کمال آزادی و با روئی گشاده در میان مردم رفت و آمد میکردند و صاحب ملک و زمین می شدند و در آن تصرفات مالکانه داشتند - پس از داریوش مقام زن مخصوصا در میان طبقه ثروتمند تنزل پیدا کرد. زنان فقیر چون برای کار کردن ناچار از آمد و شد در میان مردم بودند آزادی خود را حفظ کردند. زنان بالای اجتماع جرأت نداشتند جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند .زنان شوهر دار حق نداشتند هیچ مردی را ، ولو پدر یا برادرشان باشد ، ببینند .در نقشهائی که از ایران باستان برجای مانده هیچ صورتی از زن دیده نمی شود . کنیزکان آزادی بیشتری داشتند جه لازم بود ار مهمانان خواجه خود پذیرایی کنند. در رساله اندرز آذر پاد مهر سپندان به نقل دینشاه آمده که - زن و فرزند خود را از تحصیل دانش و کسب هنر باز مدار تا غم و اندوه بر تو راه نیابد و در آینده پشیمان نشوی . در ایران باستان غیر از زنان وابسته به طبقه اشراف ، سایر زنان از قید حجاب آزاد بودند .قوانین بابلیان در دوره داریوش : مرد فقط میتواند یک زن داشته باشد ولی اگر زن نازا باشد می توان زن غیر عقدی داشت . ازدواج بی قرارداد قانونی نیست .اگر آزاد با کنیزی ازدواج کند، آن کنیز مقام آزاد را می یابد .اگر شوهر زنش را طلاق دهد باید جهیزیه او را رد کند و یک سهم پسری از مال خود را به او ببخشد ولی اگر زن نازاست فقط جهیزیه به او بر میگردد.در مورد خیانت زن ، شوهرش او را اخراج یا برده می کند . زن میتواند اموالش را خودش اداره کند ، اجاره دهد ، جهیزیه خود را پس بگیرد ، مال خود را ببخشد ، تجارت کند ، در زمره روحانیون در آید . دخترانی که جهیزیه گرفته اند از ارث محرومند ولی آنها که جهیز ندارند در ارث بردن با پسران مساویند .
در انجیل مسیح آمده است : ....اما من میخواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است و سر زن ، مرد و سر مسیح خداست .- زیرا که مرد از زن نیست بلکه زن از مرد است ، مرد به جهت زن آفریده نشده بلکه زن برای مرد ، زن را اجازه نمیدهم که تعلیم گیرد و یل بر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند . زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا ،و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب خورد و در تقصیر گرفتار شد . ای زنان شوهران خود را اطاعت کنید چنانکه خداوند را ، زیرا شوهر زن، سر زن است.
وضعیت زن در اعراب جاهلیت : زن در جامعه عرب استقلال و شخصیت نداشت ، جزءمایملک مرد بشمار می رفت و هرگونه رفتاری با وی متداول و مجاز بود ،درنزد بعضی از اعراب زن مثل سایر ترکه میت به وارث او منتقل میشد ، بعضی از اعراب مولود دختر خود را می کشتند.
1- آیات قرآنی و اسلام محمد در رابطه با زن :
سوره اعراف آیه 189 : اوست خدایی که شما را از نفس واحده آفرید و جفت او را از او آفرید تا موجب آرامش او شود .- سوره بقره آیه 220 : و نکاح نکنید زنان مشرکه را تا وقتیکه ایمان آورند و هر آینه کنیزمومنه بهتر است از مشرکه و اگر چه خوش آید شما را و نه زن دهید مشرکان را تا وقتی که بگروند و هر آیینه بنده مومن بهتر است .- سوره بقره آیه 223 : زنان شما کشتزارند مر شما را پس بیایید کشتزار خود را از هرجا خواسته باشید و مقدم دارید برای خودتان. - سوره المومنون آیه 5و6 : و آنان که ایشانند مر عورتهاشان را نگاه دارندگان - مگر بر زوجهاشان یا آنچه را مالک شد دستهاشان پس بدرستیکه ایشانند غیر ملامت کرده شدگان . - سوره نور آیه2 و4 : زن زناکار و مرد زنا کار پس بزنید هر یک از آن دو را صد تازیانه - و آنان که نسبت زنا دهند بزنان با عفت پس نیاورند چهار گواه پس بزنید ایشانرا هشتاد تازیانه و قبول نکنید مر ایشان را کواهی .- سوره احزاب آیه 35 : بدرستیکه مردان گردن نهندگان و زنان گردن نهنده و مردان شکیبا و زنان شکیبا و مردان با خضوع و زنان با خضوع و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده و مردان روزه دار و زنان روزه دار ومردان نگاهدارنده فرجهای خود و زنان نگهدارنده و مردان یاد کنندگان خدا را بسیار و زنان یاد کننده ، شمرده خدا مر ایشان را آمرزش و مزدی بزرگ - سوره احزاب آیه 73 : تا عذاب کند خدا مردان با نفاق و زنان با نفاق و مردان شرک آورنده را و زنان شرک آورنده را و توبه پذیرد خدا از مردان گرونده و زنان گرونده و باشد خدا آمرزنده مهربان . - سوره تکویر آیه 8 و 9 : و آنگاه که دختران زنده در گور کرده پرسیده شوند - که به کدام گناه کشته شده . -
سوره نساء آیه 3 : واگربترسید که عدل نورزید دریتیمان پس نکاح کنید آنچه را خوش آید شما را از زنان دو و سه و چهار پس اگر بترسید که عدالت نورزید پس یکی یا آنچه را مالک باشد دستهاتان آن نزدیکتر است که میل نکنید .- آیه 29 : و آنکه استطاعت ندارد از شما بتوانگری که زنان آزاد ایمان دار بزنی خواهد.پس ازآنچه مالک شد دستهاتان از کنیزانتان که ایمان دارند و خدا داناتر است به ایمانتان بعضی تان از بعضی است پس بزنی بخواهید آنرا برخصت صاحبهاشان .-آیه 38 : مردان کارکذاران فرمان روایند بر زنان بآنچه فزونی داده خدا بعضی ایشان را بر بعضی و بآنچه انفاق کردند از اموالشان پس نیک زنان پرستارانند و نگاه دارنندگانندخود را در وقت حاضر نبودن شوهر بنگاهداشت خدا و آن زنانی که میترسید از نافرمانی ایشان پس پند دهید آنها را و دوری کنید از آنها در خوابگاهها و بزنید ایشان را پس اگر فرمان برند شما را پس مجوئید بر ایشان راه آزاری بدرستیکه خدا باشد برتر بزرگ .
- همچنین آیات دیگری نیز در مورد برتری مردان بر زنان در مورد طلاق و نکاح ، وظایف زنان ، کارهائیکه بر زنان ممنوع و حرام است ، شهادت دادن زنان ، منع قضاوت و غیره آمده که از ذکر آنها خودداری و مفهوم آن آیات و آیاتی که در بالا آمد و آنچه را که فقه اسلامی از قرآن در مورد زنان تفسیر نموده و جزوشریعت اسلامی میدانند در زیر می آوریم و بعد به بررسی آنها میپردازیم .
2- مفهوم آیات قرآنی و نظر شریعت اسلام در باره زن و نقد و بررسی آنها:
(خلق زن در قرآن) : خدا از باقیمانده خمیره آدم ، حوا را برای آسایش و آرامش و شرکت در زندگی آدم و بکار انداختن کارخانه آدم سازی خلق کرده ، زن جزء اخیر و علت تامه کمال آفرینش است . و فقهای اسلام می گویند که خدا در قرآن گفته : برای فرزندان پسر آدم دخترانی چون مادرشان از جنس حوریه و جنیه آفریدیم وتوالد و تناسل لز فرزندان طبقه دوم آنها شروع شده و دختر عموها با پسر عمو ها عقد بستند. و روایت شده از امام باقر و صادق شیعیان در بحار مجلسی که : هر زن خوشروی و خوشبوی و خوش خوی و خوش سیرت باشد ، نسبش بمادر حوریه میرسد و هر زن بدخوی و بد بوی و بد روی و بد نفس باشد نسبش بمادر جنیه میرسد . جالب است بدانید که برخی فقها گفته اند : حوا مادر بزرگ همه بشر و شاخص تربیت و تعلیم در نشو و نمای فرزندان بود ، او مادر نمونه بود و بیش از 500 پانصد فرزند آورد و همه را بترتیب تعلیم مکتب آسمانی داد و بکمال رساند !.
بررسی : در مورد خلق آدم و حوا از گل و...میگذریم ، کودکانه و غیر علمی بودن این داستان را قبلا در بحث تکامل روشن کرده ایم . اما باید در اینجا توجه کنیم که در قرآن و اسلام حتی از نظر به اصطلاح آفرینش انسانها ، زن در درجه دوم قرار دارد و از همینجاست که درجه دوم بودن و مقام پایین تر داشتن از مرد برای زن یک اصل است . زنی که خدا او را برای آرامش خاطر و آسودگی خیال مرد درجه اول آفریده . در مورد ازدواج به اصطلاح فرزندان حوا با حوریه و جنیه ، به علت بسیار مزخرف بودن آن می گذریم و نکته دیگر اینکه خدای داناو توانای قرآن محمد هیچ خبری از اجتماعات اولیه بشری و انواع ازدواج در پیش از تاریخ و اوائل تاریخ بشری نداشته و مسلمین هم بدین خاطر میخواهند ثابت کنند که حتی از شروع زندگی به اصطلاح فرزندان آدم و حوا ازدواج بین برادر و خواهر نبوده و اخلاقی و شرعی بوده و آنها حرام زاده نبوده اند !
(تقدم مرد بر زن در قرآن و اسلام) : مردان بر زنان قیومت دارند و برتری داده شده اند ، مردان کار گذار و فرمانروایند بر زنان ، زنان برای مردان همچون کشتزارند ، مرد میتواند در یک زمان چهار زن و تعدادی کنیز غیر عقدی داشته باشد ،مرد باید اجازه بیرون رفتن زن از خانه را بدهد ، زن باید خود را برای هر لذتی که مرد می خواهد تسلیم نماید و بدون عذر شرعی از نزدیکی کردن او جلو گیری نکند ، دختری که به حد بلوغ رسیده اگر بخواهد شوهر کند واجب است از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد ،مرد میتواند زن خود را طلاق دهد حتی بدون اینکه زن را آگاه کند ، مرد میتواند زن را قبل از عقد کردن ببیند ( و بقول روایتی که در کافی از ابی عبدالله آمده : باید ببیند که چه چیزی میخرد و مالش را برای چه میدهد!) ، شریعت اسلامی تسلط مرد بر زن را مسلم شناخته : مرد خودرا مالک زن میداند ، مرد در ارث و شهادت دادن دو برابر زن حقوق دارد ، مرد قوی و زن ضعیف است ، مرد حاکم و زن رعیت است ، مرد آقا و زن تابع است ، مرد اجازه دارد زن خود را بزند ، زن از نظر عقل در درجه پس از مرد قرار دارد ، بعلت ضعف مدارک و مشاعر زن طلاق به مرد سپرده شده ، قرآن و اسلام تعدد زوجات را برای مردان تصویب نموده ، باید در امور مالی و قضایی و حقوقی بجای یک مرد دو زن شهادت دهند
بررسی :آنچه در بالا آمد بخوبی برتری مرد بر زن در اسلام و قرآن را روشن میکند ، این برتری مردان بر زنان آنقدر آشکار است که به هیچ صورتی نمی توان آنرا تأویل و توجیه کرد و مترقی جلوه داد میبینیم که چگونه حکومت مردان و مردسالاری بر سر زنان حاکم است و زنان انسانهای درجه دوم و زیر دست مردان و بردگان خانگی محسوب می شوند و اصلا اثری از مساوات و برابری حقوق سیاسی و اجتماعی بین زنان و مردان بچشم نمیخورد !
(تقدم زن بر مرد در قرآن و اسلام) : ببینیم در اسلام و قرآن زن چگونه برتری هائی نسبت به مرد دارد : زن تقدم برمرد دارد و آن از جنبه اخلاقی و احساسات تند و رقیق اوست که چون شدید التأثر است و زود رنج باید او را مقدم داشت در خوردن و لباس پوشیدن و مسکن دادن و خوابیدن و موجبات رفاه و آسایش فراهم نمودن زن مقدم بر مرداست . البته اینها در صورتی است که زن وظایفش را نسبت به شوهر انجام دهد و نا فرمانی نکند .
چنانکه دیدیم برتری و تقدمی که زن به مرد دارد در مورد اموراجتماعی و سیاسی و حقوقی و فرهنگی و اقتصادی نمی باشد ، بلکه از نوعی است که یک کودک را می توان در خوردن و خوابیدن و غیره به بزرگترهابرتری داد، تنها در همین حد پایین و کودکانه است !
(مساوات زن و مرد در قرآن و اسلام): مساوات زن و مرد در اسلام را فقط میتوان در قسمت عبادات و بندگی خدا و به اصطلاح در آمرزش و اجر و عذاب آنها در آخرت دید . بطوریکه در سوره احزاب آیه 35 و 73 آمده : در قسمت عبادات و بندگی زن در کنار مرد می باشد یعنی در گردن نهادن و ایمان به خدا ، در شکیبائی ، در خضوع ، در صدقه دادن ، در روزه گرفتن ، در نگهداری فرجهای خود و در یاد کردن خدا . و همچنین است مساواتشان در عذاب نفاق و شرک .
بررسی : روشن است که ازدید قرآن و اسلام زن از نظر حقوق اجتماعی و سیاسی و غیره هیچگاه برابری با مرد ندارد و فقط برابریشان در عبادت و بندگی و اجر و پاداش و عذاب اخروی ، آنهم در آن دنیاست ! واقعا که عجب مساواتی دارند !
(قوانین اسلامی و نظرات قرآن در باره زن ): زن از نظراسلام یک کارخانه آدم سازی است که باید نخست در مراقبت از مرد شایسته باشد تا بعد هم بتواند مادر شایسته ای باشد . بله کارخانه ایست که در قرآن همچون کشتزار مردان از آن یاد شده ، اسلام برای زن جنگ را واجب نکرده ، اگر زنی مرتد شد کشتن او واجب نیست بخلاف مرد مرتد که باید او را کشت ، شرکت دادن زنان در امور مهم اجتماعی با دیانت اسلام مخالف است ،اسلام زن را ناقص العقل میداند، زن از پرداخت جزیه و دیه عاقله معاف است ، بر زن قسامه و سوگند در باره قتل واجب نیست ،نفقه زن را اسلام بعهده شوهر قرار داده ، امامت و پیشوائی و زعامت و راهنمائی و رهبری نیز در حدود اختیارات زن نیست .در اسلام زن برای قضاوت و حکومت منع شده ، در قرآن یکی از چیزهائیکه عظیم شمرده شده کید و مکر زن است ، اسلام به مقام مادری زن ارج نهاده ، اسلام دختران را از کشتن و زنده بگور شدن نجات داده ! و البته ناگفته نماند که در اسلام زن آزاد است که کنیز و غلام بخرد !!
بررسی : بطوریکه دیدیم زن در اسلام از بسیاری حقوق اجتماعی و سیاسی محروم است ، اسلام زن را در اجتماع قانونی و حقوقی خانه نشین کرده و با مقام مادری زنان را در خانه شوهر ، شریک زندگی مرد قرار داده . این زن که ناقص العقل و در مرتبه دوم قرار دارد نباید در اموری چون قضاوت و حکومت و مقامات اجتماعی شرکت داشته باشد و باید در خانه بماند و بچه داری و خانه داری کند ، البته خرجی اش بعهده شوهر است ! چه لطفی به این زن شده که با این شرایطی که دارد لااقل مجبور به خرجی دادن به شوهر نشده است !
قوانینی که در اسلام راجع به زن آمده در همان زمان محمد ارتجاعی و غیر انسانی بوده چه رسد به این زمان ، بطور مثال یاد آوری می کنیم : برتری مرد به زن ، قانون تعدد زوجات برای مردان ، قوانین عقد و صیغه و طلاق ، ازدواج دختر 9 ساله با مردان میانسال و بیش از پنجاه سال ، قوانین ارث و شهادت و حضانت کودکان وقصاص و سنگسار و...، اینکه مرد میتواند زن خود را بزند و..
و اما در اینجا آقایان روشنفکر اسلامی همه این بیحقوقی ها و قوانین ضد زن و ضد بشری را نادیده گرفته و انگشت میگذارند بر اینکه محمد و اسلام و قرآن دختران را از زنده به گور شدن و کشتن نجات داده است ، اولا اگر این زنده بگور کردن دختران در بین همه شایع و متداول بوده چگونه نسل اعراب منقرض نشده ؟ در ثانی مگر فقط محمد با این امر مخالف بوده ؟ یعنی هیچ کس دیگر در باره نکشتن دختر( در بین عده ای معدود) روشنگری نمی کرده ؟و ازهمه اینها گذشته مگر در تمامی جهان این امر انجام میشده ؟ دین اسلام که به اصطلاح شریعتی جهانی است در این مورد جز برای معدودی از اعراب اگر قبول کنیم کاری کرده برای غیر عربها چه کرده ؟ اصلا اگر قبول کنیم که قرآن کلام خداست ، و ازلی و ابدی و برای همه زمانها و مکانها ، پس اگر امروز شخصی 4 زن بگیرد و یا زنش را بعلت نافرمانی بزند و یا دختر 9 ساله اش را بخواهد شوهر دهد و یا به زنش اجازه ندهد از خانه خارج شود ، آیا دربین خود مسلمین کسی پیدا میشود که او و این اعمالش را تأیید و قبول کند و از او طرفداری کند ؟؟
(کنیزی و بردگی انسانها در قرآن و اسلام ) : در سوره مومنون آیه 6 و نساء آیه 3 و 29 و بسیاری از آیات دیگر آمده که - ...آنچه را مالک شد دستهاتان ،... آنچه را مالک باشد دستهاتان از کنیزانتان که ایمان دارند... - در حاشیه قرآنها نوشته شده که مالک شد دستهاتان یعنی حرام است بر شما زن شوهر دار مگر آنچه را مالک باشید . مثل اسیر هرچند که شوهر داشته باشد همینکه بدست اهل اسلام افتاد و مسلمان شد جایز است نکاحش یا مثل کنیزی که متصرف شود به سببی از اسباب شرعی از جمله بیع و هبه و میراث... بنابراین میبینیم که قرآن کنیز و برده را انسان به حساب نیاورده ،وقتی در آیاتی آمده زنان آزاد و در کنارش آمده آنچه را مالک شد دستهاتان از کنیزانتان ، بخوبی روشن است که خدای قرآن بر روی کنیز و بردگی صحه گذاشته ، ضمن اینکه این کنیزان از حقوق ناچیزی که زنان در نکاح داشتند نیز محروم بوده اند، وقتی آمده : اگر بترسید که عدل نورزید( در میان زنان آزاد ) پس یکی یا آنچه را مالک شد دستهاتان از کنیزان را بنکاح خود در آورید یعنی برای کنیزان لازم نیست که خرج و مهریه بدهید و نوبت را رعایت کنید زیرا آنها را در ردیف زنان معمولی هم نمی دانسته . محمد خود از کنیزان سهم داشت و چندین زن را به عنوان کنیز از غنایم جنگی و هدایا دریافت کرده بود . آیا امروزه میشود و میتوان با استناد به اینکه قرآن کلام خداست وغیر محدود در زمان و مکان ، به خرید و فروش انسانها به عنوان کنیز و برده پرداخت ، درمورد نکاحشان بحث کرد؟ آیا امروزه یکی از خود همین مسلمین جرأت دارد از برده و برده داری که قرآن بر آن صحه گذاشته دفاع و طرفداری کند ؟؟
3-سخنان محمد و امامهای شیعیان در باره زن که در کتب حدیث و اخبار و روایات اسلامی آمده :
= معمولا رسم بر این شده که مسلمین و مخصوصا آندسته از روشنفکران اسلامی که درصدد مترقی جلوه دادن سخنان محمد و امامانشان در باره زنان می باشند، سخنانی را از کتب حدیث و روایت می آورند که کمتر جای ایراد داشته باشد تا چهره آنان ارتجاعی نشان داده نشود . اما در همان کتب حدیث و غیره در کنار آن سخنان به اصطلاح خوب و اخلاقی ، سخنان ارتجاعی و زننده و توهین آمیزی نسبت به زنان وجود دارد که روشنفکران مسلمان آنها را ندیده میگیرند که برخی از آنها را در زیر می آوریم لازم به ذکر است که منبع این احادیث و روایات کتب از نظر شیعیان معتبری همچون، اصول اربعه و وسایل الشیعه و بحار وحلیته المتقین و..... ، نوشته کلینی ،شیخ صدوق ، شیخ طوسی ، حر عاملی ، مجلسی و.....میباشد:
= محکمترین سلاح شیطان زنانند _ زنان وسایط شیطانند که وسوسه و انحراف می یابد و مردان را اسیر بدبختی های دنیا و آخرت می نمایند _ قسمت اعظم جهنمیان زنانند _از جنس زن آنچنان بیمناکم که از شیطان زیرا در قرآن در باره کید شیطان میفرماید کید شیطان ضعیف است اما کید زن عظیم است _ در بهشت نگریستم و دیدم که بیشتر مردم آن فقیرانند و در جهنم نگریستم و دیدم بیشتر مردم آن زنانند _ بیشتر زنان دوزخ آنها هستند که نا سپاس گله شوهر کنند و غیبت نمایند و طلاق بخواهند _ اگر زن نبود مرد به بهشت می رفت _اگر زنان نبودند خدا چنانکه شایسته پرستش اوست پرستیده میشد _اگر زنان نباشند خدای متعال بدرستی و شایستگی عبادت می شود زیرا زن عامل اشتغال خاطر مرد است و در یک دل دو محبت نگنجد _ از زنان بد بخدا پناه برید و از نیکانشان بپرهیزید _برای مردان فتنه ای زیان انگیز تر از زنان نخواهد بود _خطر ناک ترین دشمن تو همسر تو است که با تو همخوابه است و مملوک تو _ زن از دنده ای خلق شده که به هیچوجه راستی پذیر نیست اگر با کجی او بسازی ساخته ای و اگر خواهی به راستی اش باز آوری او را می شکنی و شکستن طلاق دادن است_ من زنی را که از خانه خود دامن کشان برای شکایت از شوهرش بیرون شود را دشمن دارم _ندیدم کم خردی که خرد مندان را فریب دهد و عقلا را برباید مانند زن _حکایت زن پارسا در میان زنان چون کلاغ نشاندار است که یک پای آن سفید باشد _از گفتگو با زنان بپرهیز که هر وقت مردی با زنی خلوت کند ، قصد او می کند _ بهترین سرگرمی مومن شناست و بهترین سرگرمی زن دستگاه نخ ریسی است _
= سعادت و برکت زن برای مرد به کمی مهر اوست و شومی زن برای مرد کثرت مهر اوست _بهترین زنان آنست که رویش خوبتر و مهرش کمتر است _از همه زنان پر برکت تر آنست که خرجش کمتر باشد _زن خوب آن است که گندم گون و دارای چشمهای غزالی و آهوئی باشد ،نرم پوست و بزرگ کفل و با ملاحت و جذاب و متبسم باشد چه زن جمیل دافع بلغم است _بهترین زنان زنی است که فرزند آور باشد _برترین زنان امت من زنی است که خوشرو تر و خوش منظر تر و کم مهرتر باشد
= پرهیز کن از اینکه با زنها مشورت کنی هما نا رآی و اندیشه زنان ضعیف و ناقص و عزم و اراده آنان سست و موهون است _ گروهی که زمام کار خویش به زنی بسپارند هرگز رستگار نمی شوند _ مردان که اطاعت زنان کنند به هلاکت افتند _با زنان مشورت نمائید که آنها در تشریک مساعی بذل سعی نمایند ولی بر خلاف گفته آنها عمل کنید!علی گفته : مردم زنها در ایمان و عقل کم بهره تر از مرد هستند اما نقصان ایمان آنها از حکم رفع نماز و روزه در حال حیض آشکار است و اما نقصان خردشان در قبول شهادت است که گواهی دو زن بجای یک مرد قبول است اما نقصان حقوق آنها بهره ارث آنها نصف مرد است_ صفات و شجاعت و سخاوت در مرد فضیلت است و در زن نیست _
=هر زنی که بدون اجازه شوهر از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا بخانه برگردد یا شوهر از او راضی شود _ زنان را بی لباس بگذارید تا در خانه بمانند _خدمتی که به زن می کنی صدقه است _ زنان اسیران در دست شما هستند و مقدرات آنها بدست شماست _زنان اختیاری از خود ندارند و اسیر مردانند ، در باره آنها نیکی کنید_زن باید در حضور شوهر ذلیل و متواضع و منقاد باشد _زن باید سخن شوهر را بشنود و امر او را اطاعت کند و در خواسته او تمکین نماید _ محمد به فاطمه گفته ، اگر جایز بود بغیر خدا سجده کردن می گفتم زنان بشوهران سجده کنند _
=برای نطفه های خود جای مناسب انتخاب کنید و از سیاهان بپرهیزید که سیاهی رنگ زشتی است _زن خوبروی نازا را واگذارید و سیاهی که فرزند بسیار آرد برگزینید _حصیری در خانه افکنده باشد بهتر از زن که عقیم باشد _ محمد به علی گفته ، با زن خودت در اول ماه و نیمه ماه و آخر ماه جماع مکن که ممکن است اولاد تو به مرض جنون یا جذام مبتلا شود _ بعد از ظهر جماع مکن که اولاد مات و متحیر و سبک مغز شود _ در شب فطر و شب اضحی و نیمه شعبان و شب 29 و 30 شعبان ، در زیر آفتاب و زیر درخت میوه دار جماع مکن که نقایص در اولاد پدیدار شود _ بین اذان و اقامه جماع مکن که اولادت حریص میشود _ محمد به علی گفته ، جماع شب اضحی فرزند را 4 و 6 انگشتی می نماید ،در نیمه شعبان جماع نباشد که صورتش پر مو میشود ،جماع درشبهای دوشنبه فرزند را حافظ قرآن و راضی به قسمت میسازد ، در آخر رجب موجب بهت و جنون فرزند میشود ، در شب سه شنبه شهید میگردد و رقیق القلب و سخی الطبع میشود ، شب پنجشنبه حاکم و عالم میگردد ، شب جمعه فقیه میگردد ،و عصر جمعه دانشمند و محقق میشود ، جمعه شب بخواست خدا از ابدال میگردد و در اول شب موجب سحر و توجه به دنیا می باشد .
امام صادق بنقل از صدوق گفته : کسی که میخواهد با زن خود برای اولاد ذکور مجامعت نماید دست راست خود را برچشم راست خود بگذارد و 8 مرتبه سوره انا انزلنا بخواند پس از آن مجامعت کند بهمان اراده و هر روز صبح و عصر 7 مرتبه سبحان الله و 10 مرتبه استقفرالله و 9 مرتبه سبحان العظیم را بخواند _ علی گفته ، دشمن ما اهل بیت نیست مگر کسیکه ولد زنا یا مادرش در حال حیض باوحامله شده باشد _ از امام صادق روایت شده، در وقت جماع سخن مگو که بیم لال شدن اولاد است ،و در آن وقت نظربفرج زن مکن که بیم کور شدن اولاد است و کراهت دارد رو به قبله جماع کردن _
= کنیزان خویش را برای شکستن ظرفهایتان مزنید که ظرفها را نیز مثل مردمان اجل هاست _دو کسند که نمازشان از سرشان بالاتر نمی رود ، بنده ایکه از آقای خود گریخته باشد تا هنگامیکه باز گردد و زنیکه نافرمانی از شوهر خود کرده باشد _بندگان خود را رعایت کنید هرچه میخورید به آنها بخورانید و هرچه می پوشید به آنها بپوشانید و اگر گناهی کردند که نمی خواهید ببخشید آنها را بفروشید و غذابشان ندهید _ در باره دو ضعیف خدا را در نظر بگیرید و رعایت حال آنها را بنمائید اول زن و دوم بندگان و مملوکان و غلامان که جز شما چشم عنایتی ندارند _
== سخنانی که در بالا آمد آنقدر ارتجاعی ، بی محتوا ، احمقانه ، خنده دار ، خرافی ، بی ارزش و توهین آمیز نسبت به زن و انسانیت است که به هیچ وجه ارزش بررسی و نقد را ندارد .
4-کلیاتی از نظرات درباره زن که ریشه در قرآن و فقه اسلامی دارد و در میان مسلمین رواج داشته و دارد:
= زن، علیا مخدره ، جنس لطیف یا ضعیفه یا متعلقین یا منزل یا مادربچه ها در زندگی جزء ملازم و لاینفک و دست آویز تمایلات مرد می باشد ، که به تنهایی انسان نیست بلکه با و بکمک یک مرد انسان میشود ، که کلیه مفاهیم حیات ، این نشئه دنیوی در سایه او ست ، که نفقه خوار و تابع مرد است که برای عشرت و تسکین خاطرو برآوردن حاجت و دفع غریزه جنسی مرد آفریده شده که فرزندان او را هم در رحم خویش بپروراند . لذا زن باید نیکو سرشت ، اصیل و با خانواده ، خوش خلق و جمیل باشد و پوشیده ، و عقیم نباشد، فریفته جاه و مقام و جمال و مال نگردد ،
و بعلت اینکه زن ، ضعف طبیعی دارد و ناقص العقل است و دقت نظر، تعمق، تفکر و تدبیر عمیق در او نیست و در چهار چوب احساسات گرفتار است ، که برای همین خدا ولایت برصغار و رای در طلاق را به او نداده و در شهادت و ارث و دیه نصف مرد حساب شده، و دارای صفاتی است همچون دروغگوئی، سخن چینی و غیبت ، بخل و رشک و حسد و تظاهر و خودنمائی و تقلید و چشم و هم چشمی ، دلربائی و طنازی و ناز و افاده وسست وفای دل شکن ، مکار و خود پرست ،آفت جان و مال ،... و نیز از وسایل تحریک شیطان است و سرچشمه فتنه و فساد وچون باتلاقی سرکش ترین مردان را در خود فرو میبرد ، بنا براین برای اصلاح او و اطاعت و فرمانبرداری اش هیچ نیروئی قوی تر از دین و علل درونی نیست ، ضمن اینکه تأدیب او هم کار ساز است . تا اینکه از خانه بیرون نرود ، و بنحو احسن شوهر داری ، بچه داری ، خانه داری ، رفت و روب ، شستوشوی پخت و پز و مادری کند ، تا در مال و جان شوهر خیانت نکند ،و همیشه در جهت بهره برداری جنسی و کامجوئی یک طرفه مرد ، با خوشرویی و طنازی آماده باشد ، خاطر شوهر را آسوده کند و به او آرامش دهد و در عین حال فرو دست و برده شوهر باشد .
= چند بیتی هم از شاعران پر آوازه در باره زنان :
- سعدی چو زن راه بازار گیرد بزن و گرنه تو در خانه بنشین چو زن
ز بیگانگان چشم زن کور باد چو بیرون شد از خانه در گور باد
-کشکول از سلامان و ابصال - در جهان از زن وفاداری که دید غیر مکاری و عیاری که دید.
- نظامی زن چیست نشانه گاه نیرنگ در ظاهر صلح و در نهان جنگ
(( قبل از ادامه مطلب ، از کلیه خوانندگان و بخصوص دختران و زنان ، در باره نقل اینهمه مطالب و جملات توهین آمیز ازقرآن ، کتب مذهبی ،جامعه سنتی و مرد سالار در باره زنان پوزش می خواهم ))
5-چگونگی پیدائی بردگی زنان در خانه از نظر تاریخی : یاد آور مشود که بینش مذهبی بما می آموزد که زن از اول پس از مرد قرار داشته ، در خلقت پس ازآدم ، حوا خلق شده ، زنان همیشه تحت نظر و سرپرستی مردان بوده اند . از زمان به اصطلاح آدم وحوا تا کنون ازدواج اخلاقی ، دینی و در یک شکل بوده و.. اماازاین افسانه های کودکانه می گذریم و به تاریخ روابط و اشکال زندگی انسانها می پردازیم
جوامع مادر شاهی و پدر شاهی : انگلس در کتاب منشاء خانواده... به تفصیل در مورد وضعیت زنان درجوامع مادر شاهی و پیدایش بردگی زنان در جوامع پدر شاهی و اشکال عمده ازدواج در طول تاریخ ، مطالبی را نوشته که به اختصار به برخی از آن مطالب میپردازیم .
(( اینکه زن ، در آغاز جامعه ، برده مرد بوده ،یکی از مزخرفترین تصوراتی است که از عهد روشنگری قرن هجدهم بما رسیده است . زنان در میان تمام وحشی ها و تمام بر برها نه تنها موقعیت مستقل ، بلکه موقعیتی بسیار محترم داشته اند .))
همچنین در مورد روابط جنسی بشر و یا ازدواج نیز اکثر محققان تاریخ و جامعه شناس و باستان شناس به این نتیجه رسیده اند که در عهد قدیم روابط جنسی انسانها در داخل قبیله ها به هیچ قانون و قاعده ای مقید و محدود نبوده ، بطوری که هر زن به هر مرد و هر مرد به هر زن تعلق داشته است . یعنی نه تنها در آن دوران برادر و خواهر با یکدیگر زن و شوهر بودند بلکه در آن دوران اساسا فکر ( زنای با محارم) و قبیح بودن این عمل که امروزه ما بدان اعتقاد داریم وجود نداشت و امری طبیعی و معمولی بوده . در آن شکل از ازدواجهای گروهی درون قبیله ها که به جامعه مادر شاهی معروف است ، پدر فرزندان معلوم نمی شد اما مادر مشخص بود. و اصل و نسب و تبار از سوی مادر معین می شد ، بعدا در طی تاریخ ، در روابط جنسی زن و مرد محدودیتهائی پدید آمد ، یعنی به مرور زمان روابط بین والدین و فرزندان تحریم شد و بعدها روابط جنسی خواهر و برادر.
انگلس در جائی دیگر از آن کتاب در مورد برده شدن زن و برافتادن حق مادری در جوامع مادر شاهی می نویسد: ((برافتادن حق مادری - از بین رفتن تبار و نسب از جانب مادر -شکست جهانی ، تاریخی جنس مونث بود . مرد فرمانروائی خانه را نیز بدست آورد . زن تنزل مقام یافت ، برده شد ، بنده شهوت مرد و ابزاری صرف ، برای تولید فرزندان . این موضع تنزل یافته زن که بخصوص در میان یونانیهای عهد نیم خدایان ، و از آن هم بیشتر عهد کلاسیک ، به چشم میخورد به تدریج بزک شده و آراسته گشته و تا اندازه ای در لفاف شکلهای ملایم تری پیچیده شد ، اما بهیچوجه از بین نرفت .اولین اثر حکومت مطلقه مرد ، که اکنون پا برجا شده بود ، در شکل بینا بینی خانواده که اکنون ظاهر می شود - خانواده پدر سالار نشان داده میشود، صفت اصلی آن چند همسری- گو که بعدا چنین میشود - نیست ، بلکه سازماندهی تعدادی افراد ، تحت تقید و آزاد ، در یک خانواده تحت قدرت پدر سالارنه رئیس خانواده است . این رئیس خانواده ، در شکل سامی ، بصورت چند همسری زندگی میکند ، افراد تحت تقید، یک زن و چند فرزند دارد ، و هدف تمام سازماندهی ، نگهداری رمه و گله در یک منطقه محدود است.))
در جائی دیگر می نویسد ((در مورد تساوی حقوق مرد و زن در حین ازدواج هم وضع بهتر از این نیست ، نابرابری طرفین در مقابل قانون - که میراث شرایط اجتماعی گذشته است - نه علت ، بلکه معلول سرکوب اقتصادی زنان است . در خانواده اشتراکی اولیه که زوجهای متعدد و فرزندان آنان را در برمی گرفت ، اداره امور خانه که بعده زن بود ، همانقدر یک صفت عمومی و اجتماعا ضروری تلقی میشد که تهیه غذا بوسیله مرد. این وضع با پیدایش خانواده پدر سالار - و از آنهم بیشتر با خانواده فردی یکتا همسری - تغییر کرد . اداره امور خانه خصلت عمومی خود را از دست داد ، و دیگر امری نبود که مربوط به جامعه باشد که یک خدمت خصوصی شد . زن اولین خدمتکار خانگی گشت ، و از شرکت در تولید اجتماعی بیرون رانده شد . تنها ، صنعت بزرگ نوین ، راه تولید اجتماعی را بروی زن مجدد باز کرد ))
در مورد ازدواج و اشکال آن انگلس می نویسد : (( بنا براین سه شکل اصلی ازدواج وجود دارد ، که حدودا با سه مرحله عمده تکامل انسانی منطبق اند. برای دوران توحش -ازدواج گروهی ، برای بربریت -ازدواج یار گیری ، برای تمدن - یکتا همسری بانضمام زنا و فحشاء ، در مرحله بالائی بربریت ، بین ازدواج یارگیری و یکتا همسری ، فرمانروائی مرد بر بردگان زن و چند همسری خود را جا داده است . در حقیقت چند همسری از جانب مرد بطور وضوح محصول برده داری است و محدود به موارد استثائی می باشد. در خانواده پدر سالاری سامی ، فقط پدر سالار و حد اکثر یکی دو نفر از پسرانش چند همسر بودند. دیگران مجبور بودند که هر کدام به یک زن راضی باشند .امروزه نیز در سراسر شرق چنین است . چند همسری امتیاز ثروتمندان و بزرگان است . زنان را عمدتا توسط خرید بردگان زن بدست می آوردند . توده های مردم در حالت یکتا همسری بسر میبرند . ))
در مورد چند همسری و تعدد زوجات اشاره می کنیم که در جنگهای صدر اسلام ، زنانی که اسیرمیشدند بنام کنیز تبدیل به مایملکی برای ارضاء شهوات فاتحین می شدند . که در قرآن نیز اشاره شده که آنچه را مالک شد دستهاتان ... و معمولا بهترین زن به عنوان کنیز به محمد می رسید و بقیه یارانش نیز بترتیب زیبا ترین آنها را برای خود انتخاب میکردند . وجود برده داری و همچنین قوانین تعدد زوجات برای مردان در اسلام ، و کنیزانی که مردان می توانستند در اثر خریدن و یا جنگ بدست آورند . در کنار یکتا همسری ، که برای توده مردم وجود داشت، از ابتداء یکتا همسری را فقط برای زنان و نه مردان مهر زد. که تا امروز نیز این خصیصه خود را حفظ کرده است .
ببینیم انگلس در مورد یکتا همسری چه گفته : (( این شکل از خانواده متکی برتفوق مرد است . هدف آشکار آن تولیدفرزندان با ابویت مسلم است ،این ابویت برای اینکه فرزندان در زمان لازم بتوانند ثروت پدرشان را بمثابه ورثه طبیعی او به ارث ببرند ضروری است . خانواده یکتا همسر از لحاظ سختی بسیار بیشتر علائق ازدواج ، که دیگر اکنون نمیتواند بدلخواه طرفین فسخ شود ، از ازدواج یار گیری متفاوت است . اکنون علی القاعده فقط مرد میتواند آنرا فسخ کند و زنش را رها کند.))
6-برابری و مساوات کامل و انسانی بین زن و مرد در دنیای امروز :
= انگلس در باره اخلاق سرمایه داری مذهبی در کتاب آنتی دورینگ نوشته :((...ولی اگر ملاحظه کنیم که هر سه طبقه جامعه مدرن ، اریستو کراسی فئودالی ، بورژوازی وپرولتاریا هر کدام اخلاقیات مربوط به خود را دارند ، میتوانیم چنین نتیجه بگیریم که انسانها آگاهانه و نا آگاهانه ، بالاخره بینش های اخلاقی خود را از روابط واقعی شان استنتاج می کنند { نه از روی قوانین به اصطلاح ازلی ابدی کتب مذهبی }، ازروابطی که در آن شرایط طبقاتیشان نهفته است ، از مناسبات اقتصادی که طی آن تولید و مبادله می کنند . از لحظه ایکه مالکیت خصوصی بر اشیاء منقول شکل گرفته است ، باید در تمامی جوامعی که این مالکیت خصوصی معتبر{ و محترم } بوده ، این دستور اخلاقی وجود میداشت : نباید دزدی کنی . آیا این دستور به دستور اخلاقی جاودانی مبدل می شود ؟ به هیچ وجه . در جامعه ایکه انگیزه های دزدی برطرف شده باشد ، در جامعه ایکه دزدی حد اکثر فقط توسط بیماران روانی صورت می گیرد ، دیگر واعظ اخلاقی که بخواهد مرتبا حقایق جاودانی را موعظه کند که نباید دزدی کرد ، مورد تمسخر قرار می گیرد. بنابراین ما هر گونه ادعائی را که بخواهد یک جزم اخلاقی را بعنوان قانون اخلاقی ابدی ، قطعی و همواره لایتغییر را بما تحمیل کند ، به این بهانه که جهان اخلاقیات هم پرنسیب های پا برجائی دارد که ورای تاریخ و تفاوتهای خلقهاست ، رد می کنیم .{همانند قوانین اسلامی به اصطلاح ابدی در مورد زنان } برعکس ما ادعا می کنیم که تمام تئوریهای اخلاقی تاکنون ، سر انجام نتیجه ی شرایط اجتماعی ، اقتصادی همان مرحله است . و همانطوریکه جامعه تا به امروز بر اساس تضاد طبقاتی در حرکت بوده ، همانطور هم اخلاق ، اخلاق طبقاتی بوده که یا تسلط و منافع طبقاتی طبقه حاکم را توجیه کرده و یا اینکه هنگامیکه طبقه تحت ستم به اندازه کافی قوی بوده ، نا رضایتی علیه این تسلط و منافع آینده زحمتکشان را نمایندگی نموده است.
اینکه در مورد اخلاق، نظیردیگر بخش های شناخت انسانی ،پیشرفتی صورت پذیرفته بهیچ وجه مورد شک و تردید نیست . ولی ما هنوز از اخلاق طبقاتی بر تر نرفته ایم . اخلاقی که ورای تضاد طبقاتی و ورای خاطره ی این تضاد باشد . اخلاقی واقعا انسانی ، فقط در آن مرحله اجتماعی میسر است که نه تنها تضاد طبقاتی مرتفع ، بلکه همچنین این تضاد در عملکرد زندگی فراموش شده باشد .))
= بنا براین برایمان روشن میشود که علت اصلی و واقعی نا برابری زن و مرد، بی حقوقی زنها و اسارتشان توسط مردان در جوامع طبقاتی و مذهبی ، علت جسمانی و یا روانی ندارد و مربوط به قراردادی خدائی و ازلی و ابدی نیست ، بلکه علت آن در ماهیت نظام های طبقاتی بهره کشی و امروزه بویژه سرمایه داری و در استقرار مالکیت خصوصی بر و سایل تولید نهفته است .
در این باره لنین می گوید (( زن این جنس ستمدیده تحت انقیاد اقتصادی سرمایه داری است . مهم نیست تا چه حد دمکراسی موجود باشد . زن یک برده خانگی ، برده زنجیر شده به اتاق خواب ، بچه داری و آشپزخانه باقی می ماند. )) در نظامی که مالکیت خصوصی و مذهب حاکم است ، ازدواج میتواند بصورت یک قرارداد تجارتی و جود داشته باشد ، برای مثال : نامزد کردن کودکان ، ازدواج زوجهای با اختلاف سنی بالا ، ازدواج های اجباری ، خرید و فروش دختران ، ازدواج با جهیزیه و مهریه و شیربها ، انتخاب عروس و داماد بر مبنای اقتصادی ، در آمد ، موقعیت و مقام اجتماعی و شغلی و طبقاتی ، ازدواجهائیکه بر مبنای قدرت پدر و اعمال نظر او صورت می گیرد و....
و اما اینها به هیچ وجه نمی توانند قوانین ابدی بمانند و با سیر حرکت جامعه و تغییر نظام حاکم همواره تغییر می یابند . و یا برای مثال حق طلاق بمانند قدیم نمی تواند در بست در اختیار مردان باشد ولی در شرایط کنونی نیز بقول لنین ((...در جامعه تحت سرمایه داری حق طلاق بدون استثناء مثل همه حقوق دمکراتیک دیگر ، مشروط ، محدود ، تشریفاتی ، تنگ و فوق العاده مشکل برای تحقق است )) و فقط روزی تغییر واقعی می کند و زنان و مردان از حقوقی برابر در طلاق برخوردار میشوند که نظام نوین سوسیالیستی واقعی ، جایگزین مالکیت خصوصی گردد .
تساوی طلبی زن و مرد نباید ظاهری و شعاری باشد بلکه باید بطور واقعی و در زمینه های حقوقی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی هم تحقق یابد . لنین می گوید (( شگفت نیست که زنان را بردگان خانگی می نامند ، موقعیت اجتماعی زنان در همه کشورهای متمدن ، حتی پیشرفته ترین آنها چنین است . زنان از برابری کامل حقوق در هیچ دولت سرمایه داری، حتی آزاد ترین جمهوریها بهره مند نیستند.))
بنا براین زنان که در طول تاریخ پر فراز و نشیب زندگی بشری و با پیدایش طبقات ، همواره اسیر ستم کشی دو گانه ای بوده اند و از آن رنجها دیده اند ، یعنی از سوئی همانند مردان فرو دست ( بردگان ، دهقانان ، کارگران و دیگر زحمتکشان ) مورد استثمار طبقات فرادست ( برده داران ، فئودالها ، سرمایه داران و تجار ) جامعه قرار گرفته اند و از سوئی بوسیله شوهران و پدران و برادران خویش و یا برخی سنتهای مذهبی و خرافاتی و نادرست و ظالمانه جوامع مورد بهره کشی و ستم قرار گرفته اند ، فقط در نظامی که اثری از این طبقات بالادست و سنتهای نادرست نباشد ، یعنی فقط در نظام سوسیالیستی است که به آزادی و رهائی واقعی دست می یابند .
= باید ستم کشی و بی حقوقی و تبعیض علیه زنان از بین برود ، باید همه محدودیتهای حقوقی زنان در مقایسه با مردان لغو گردد . برابری کامل زن و مرد در انتخاب کردن و انتخاب شدن در هر ارگان و در مصادر اجرائی و قضایی تضمن شود . باید تک همسری هم برای مردان و هم برای زنان تنها نوع ازدواج قانونی باشد . زن و مرد باید از آزادی کامل و برابر درازدواج برخوردار گردند .باید ازدواج دختران و پسران زیر 18 سال ممنوع گردد . باید اساس ازدواجها و تشکیل خانواده به اراده خود طرفین باشد و نه بر اساس فشار و اجبار پدر و در نظر نگرفتن رای طرفین و زور و ملاحظات مادی و اقتصادی . برابری کامل زن و مرد در امر طلاق و تکفل فرزندان باید جایگزین قوانین یک طرفه در اینمورد شود . برای از بین بردن تمامی تبعیضات بر زنان در هر یک از شئون اجتماعی ، باید خواست جدائی مذهب از دولت همراه باشد . و تمامی تبعیضاتی که در مورد زنان به استناد قوانین شرعی صورت می گیرد نظیر تعدد زوجات و بردگی در خانه لغو شود . برای رفع ستم کشی زنان باید با ایجاد رختشویخانه ، غذا خوری ، مهد کودک ، شیر خوارگاه و از این نوع اماکن در محلات مسکونی ایجاد گردد تا به فشار کار خانگی زنان کاهش داد . باید مزد برابر برای کار برابر به زنان و مردان تعلق گیرد و تبعیضات موجود از بین برود . و با اجرای بسیار دیگر از این موارد میتوان از تساوی حقوق زنان با مردان بطور کامل و برابر سخن گفت .
تهران سال1386 بابک - حکمت