ز او بهرهکشی جنسی کند و هر زمان که خواست او را کنار بگذارد و به سراغ دیگری برود و عدالت اسلامی را در مورد این بردگان متعددش اجرا کند.
محمد در رابطه با زنان سخنان جالبی دارد که برخی از آنها را نیز در قرآن آورده است و به صورت حکمی مطلق و الهی به پیروانش خورانده است. حکمی که از سوی حاکمی مطلق و متجاوز صادر شدهاست. در زیر برخی از این سخنان را مورد بررسی قرار میدهیم.
«دربارهي زنان از خدا بترسيد كه آنها پيش شما اسيرند.»
«از دنيا بترسيد و از زنان بپرهيزيد؛ زيرا شيطان، نگران و در كمين است و هيچيك از دامهاي وي [شيطان] براي پرهيزگاران مانند زنان مورد اطمينان نيست.»
«خطرناكترين دشمن تو همسر توست كه با تو همخوابه است و مملوك تو.»
«در جهنم نگريستم و ديدم كه بيشتر مردمان آن زنانند.»
«اگر زن نبود، مرد به بهشت ميرفت.»
«اگر زنان نبودند، خدا چنان كه شايسته پرستش اوست، پرستيده ميشد.»
«اگر به كسي دستور ميدادم كسي را سجده كنند، به زن دستور ميدادم شوهرش را سجده كند.»
زن اسیر مرد است و بدون او مرد پاکیزه از هر گناهی است چرا که زن دام شیطان است و مانع از پرستش خدا میشود. مانع از رفتن مرد به بهشت میشود و باید مرد را سجده کند. خدایی که به خاطر پرستش شدن، بندهاش را تحقیر میکند، چگونه خدایی میتواند باشد؟ آیا چنین خدایی لیاقت پرستش دارد؟ مسلما نبودن این خدا به نفع انسانها خواهد بود. نبودن این خدا مساوی از بین رفتن برتری دروغینی است که دین به مرد میدهد و نتیجه نپرستیدن او برابری زن و مرد، و بازگشت انسان به خود خواهدبود.
«بهترينِ زنان، آن است كه رويش خوبتر و مهرش كمتر است.»
«از همهي زنان پر بركتتر آنست كه خرجش كمتر باشد.»
«نشان ميمنت زن اين است كه خواستگاريش آسان و مهرش سبك باشد.»
«بهترين زنان شما زنِ عفيفٍ راغب است كه در ناموس خود عفت، و به شوهر خود رغبت داشتهباشد.»
«هر زني كه بدون اجازهي شوهرش از خانه بيرون برود، مورد خشم خداست تا به خانه برگردد، يا شوهرش را راضي كند.»
«اگر زني خود را معطر كند و بر مردمي بگذرد كه بوي او را دريابند، زناكار است.»
«از بي لباسي براي نگه داري زنان [در خانه] كمك جوئيد؛ زيرا زن وقتي لباس فراوان و زينت كامل دارد، مايل به بيرون رفتن است.»
«اگر زن، حق شوهر [را] بداند، هنگام ناهار و شام او ننشيند تا فراغ يابد.»
وقتي زني دور از بستر شوهر خود شب را به روز آورد، فرشتگان تا صبح [يا تا وقتي كه زن به خانه برگردد] او را لعنت كنند.»
از دید محمد زن دارایی مرد است. او باید برای لذت مرد زیبا باشد، برای دلخواه او خود را آراسته کند و آن طور که او میخواهد لباس بپوشد. او نباید خود را معطر کند، نباید از خانه بیرون برود و باید برای هر کاری از شوهرش اجازه بگیرد و مرد برای در خانه نگهداشتن زن میتواند از هر ترفندی استفاده کند. محمد زن را از صحنه اجتماع حذف میکند و او را به صورت موجودی ضعیف و ناتوان درمیآورد که مرد باید بار زندگی او را بر دوش بکشد و مخارج او را تامین کند. در نتیجه چون مرد است که معیشت زن را تامین میکند حق دارد هرگونه که میخواهد در مورد او تصیم بگیرد و در صورتی که از او راضی نبود او را تحت فشار قراردهد. به راستی چرا زنان مسلمان این همه تحقیر پیامبرشان را تحمل میکنند و دم برنمیآورند؟
محمد حتی در پرستش خدا نیز بین زن و مرد تبعیض قائلشده.
«دو كسند كه نمازشان از سرهاشان بالاتر نميرود، بندهاي [بردهاي] كه از آقايان [اربابان] خود گريخته باشد، و زني كه شوهر خود را نافرماني كردهباشد.»
«سه كسند كه نمازشان از گوشهاشان بالاتر نميرود: بندهي فراري تا بازگردد، و زني كه شب بخوابد و شوهرش بر او خشمگين باشد و…»
«اينكه زن در اتاق خويش نماز كند براي او بهتر است تا در ايوان خويش نماز كند، و اينكه در ايوان خويش نماز كند، بهتر است تا در صحن خانه نماز كند، و اين كه در صحن خانه نماز كند، براي وي بهتر است تا در مسجد نماز كند!»
حتی عبادت زن به رضایت مرد بستگی دارد یا به عبارتی زن بندهی بندهای دیگر است. او باید در کنج خانه خود خدایی را عبادت کند که این همه ظلم را نسبت به او رواداشته و او را از انسانی آزاد به بردهای مطیع تبدیل کردهاست. جالبتر اینکه میبینیم ثوابهایی که محمد برای زن برمیشمرد، چیزی جز رنجکشیدن بیشتر او نیست. و زن باید در قبال این رنجکشیدن خشنود باشد و خدای جبار را سپاسگزاری کند.
«آيا خشنود نيستيد كه وقتي يكي از شما از شوهر خود آبستن است و شوهرش از او خشنود است، ثواب كسي را دارد كه روز روزه گيرد و شب براي عبادت خداي بپا خيزد و هنگامي كه بار ميگذارد، هر جرعهاي كه از شير او درآيد و هر دفعه كه پستان او مكيدهشود، براي هر جرعه شير و هر مكيدهشدن پستان ثوابي دارد و اگر براي مراقبت طفل خود شبي بيدار ماند، پاداش او چنانست كه هفتاد بنده را در راه خدا آزاد كردهباشد؟»
«خداوند رنج هوو داري را نصيب زنان و جنگ را قسمت مردان قرار داد. هر زني كه از روي ايمان و در انتظار پاداش خدا، بر رنج هوو داري صبر كند، ثواب شهيد را دارد.»
محمد زنان را از جامعه میراند و آنان را در کنج تاریک خانه زندانی میکند. زن حق ندارد چیزی بیشتر از یک ریسنده باشد. زمامداری و قضاوت و دخالت در هر کار اجتماعی مسئولیت زن نیست چرا که از دیدگاه محمد و پیروانش زن عقل کافی برای انجام چنین کارهایی را ندارد. زن فقط باید مطیع مرد باشد، نیاز جنسی او را برآورده کند و برای بقای نام و نسل شوهرش باردار شود. در خانه پدری نیز زن باید مطیع باشد. باید از پدر و و برادرانش اطاعت کند و آنها اجازه هرگونه رفتاری را با او دارند. زن ناموس مردانی است که خود را محافظ او میدانند و برای حفاظت از او و در واقع برای حفاظت از چیزی که نامش را آبرو و ناموس میگذارند حق کشتن زن را نیز به خود میدهند.
علاوه بر این سخنان در قرآن نیز که کتاب آسمانی و جاودانی مسلمانان شمرده میشود زن از هیچ حقی برخوردار نیست. در قرآن نیز زن تحقیرشده و به مرد این اجازه داده شده که زن را کتک بزند. زن نسبت به فرزندان خود حقی ندارد. از ارث نصف مرد سهم میبرد و در شهادت و گواهی دادن نیز با مرد برابری نمیکند. او حق طلاق ندارد و با هر شرایطی باید کنار بیاید. چنین به نظر میرسد که خدای اسلام زن را نادیده گرفته و تنها او را مایه گناه آفریده است. به راستی این چگونه دینی است که هیچگونه حمایتی از بنده اش نمیکند؟
جالبتر اینکه زنان نیز این قوانین را میپذیرند و در مواردی خود بیشتر از هر مردی برای اجرای این قوانین تلاش و پشتکار نشان میدهند و اگر در جامعهای اسلامی، زنی از این دستورات سرپیچی کند او را خاطی و گناهکار دانسته و اقدام به تنبیه او کرده تا از گمراهی نجات یابد و در غیر این صورت او را طرد میکنند. مادران آیین و دستورات اسلامی را به فرزندان خود و به ویژه دختران، از سنین خردسالی میآموزند و آنها را ملزم به رعایت آنها میکنند. مادری که از پنج سالگی چادر به سر دخترش میگذارد و او را از بازی با پسران منع میکند، به او نماز خواندن و اطاعت از خدایی را یادمیدهد که او را به رنجهای بیشتری واخواهد داشت؛ مادری که دخترش را مجبور به ازدواج میکند؛ مادری که عروسش را با توجه به زیبایی چهره واندامش انتخاب میکند و این انتخاب را حق انحصاری خود میداند؛ مادری که دخترش را در برابر فرزندان پسرش تحقیر میکند و میان فرزندان دختر و پسرش تبعیض میگذارد. مادری که یک عمر سرکوب و تحقیر شده و اکنون همان رفتار را با دخترانش در پیش میگیرد، همان آموزهها و سنتها را به آنها منتقل میکند و آنها را گرفتار همان رنجهایی میخواهد که خود کشیدهاست؛ او به نوعی میخواهد دیگری را در رنجکشیدن خود سهیم کند. او هنوز به این نیندیشیده که چگونه میشود این وضعیت را تغییر داد و به شیوهای دیگر زندگی کرد، اینکه فرزندش، دخترش، میتواند به گونهای دیگر زندگی کند، میتواند برابر با دیگر انسانها زندگی کند، می تواند تکرار مادر خویش نباشد. تکرار رنجها و تحملها و دم برنیاوردنها. اما این مسئله که آزادی و برابری حق هر انسانیست هنوز برای زنان به خواستی روشن تبدیل نشده که برای آن هزینه کنند. اکثریت زنان به وضعیت خود عادت کردهاند، آنها همیشه سرکوب شدهاند و فریادشان را فروخوردهاند.
با این وجود، این جریان قابل تغییر است. نمونههای بارز مبارزه در همهجا به چشم میخورد. امروز زنان بیشتری نسبت به دیروز خواهان برابری و آزادیاند و هر روز نیز بر شمار آنها افزوده میشود. دیدگاه محمد مرده است چون او خود مرده است و دیدگاه مردان و زنانی که پیروان اویند نیز قابل تغییر است، چراکه شرایط جدید اجتماع چنان قوانینی را نمیپذیرد و خود تغییر را ایجاب میکند. اما باید نیرو و هزینهی مداومی بر سر این قضیه گذارده شود. باید به طور مداوم نقصها و کاستیها و بیعدالتیها را بازگو کرد. باید راه رهایی را در پیش گرفت.