rahai-zan Home
معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول
tv
عکس روز
00280-15.jpg
از نگاه دوربین
از میان وبلاگها
کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان ایران
دانشگاه و کوی دانشگاه
:::::کانون مدافعان حقوق زنان:::::
علیه خشونت




 Afghan Women's Mission
 The Organization of Women's Freedom in Iraq
 Amnesty International
 Support FemAid
 Association of defending children rights
 Terre des hommes
 the Persian Gay & Lesbian Organization
 TERRE DES FEMMES


 
صفحه ویژه دلارا دارابي
هشت مارس روز جهانی زن
آخرین مطالب رسیده
برای دلارا دارابی - زندانی رنگها چاپ پست الكترونيكي

هنوز باور دارم زندگی را
آنجا که لبخند رنگها بر تن بلورین کاغذ،
واژه های عشق را
با عاطفه در امتداد دلتنگی‌ها‌یم نقاشی می کند.
 
من نبض زمین را روی سطح واژه بهار
که شکوفه‌هایش از دل بهمن عبور می کند
تا دیوار بی حوصله گی ام را بر پیشانی لبخند‌ش
شکوفه زند دوست می دارم.
من هنوز زندگی را در زنده بودنم باور دارم
و نمی‌خواهم طپش نبض زندانبانان را که
به سراغم می آیند بشمارم.
 
من اعدام را روی خط طناب زیر چهار پایه‌ی
مرگ که عشق را حلق آویز می کند تنفر دارم.
 
من لبخند زندگی را در امتداد تبسم تاریخ
که آزادی را معنا می کند دوست دارم.
 
من دوست دارم عشق را با رنگ‌هایش که در
انتظار محبت دست‌های من است در آغوش بگیرم.
 
دستها‌یم را بسوی شما که مهربانی را زیر واژه
آزادی معنا می کنید می سپارم
تا کوچک جهان نگا‌هم زیر آسمان آبی رنگ‌هایم عدالت زندگی را برایم معنا کند.
 
من از شلاق قرآن بر سطح کوچک زندگی‌ام می ترسم،
من از عبور خطی که به چهار پایه اعدام منتهی
می شود هراسناکم.
من از این دیوار بی حوصله گی که واژه زندان را یدک می کشد متنفرم.
من زندگی را در سطح واژه‌هایش تجربه می کنم. 
 
آزادی را در اعماق فریاد‌ش
انسا‌نیت را در نهان عاطفه‌ها
جنگ را در عمق شرمساری‌اش
عشق را بر سطح  رنگها
زندان را در دل سیاهی چشمانم
مقاومت را در سکوت تنهایی‌ام
صلح را در لبخند های بهاری‌اش 
و رنگها ی زندگی را تا بی نهایت پرواز پرندگان عاشقم.
من زندانی رنگ‌های زندگی‌ام!
 
 
ی. صفایی
 
1 ژوئیه 2007 (برای آزادی دلارا رنگ‌ها را به هم پیوند دهیم.)


من نبض زمین را روی سطح واژه بهار
که شکوفه‌هایش از دل بهمن عبور می کند
تا دیوار بی حوصله گی ام را بر پیشانی لبخند‌ش
شکوفه زند دوست می دارم.
من هنوز زندگی را در زنده بودنم باور دارم
و نمی‌خواهم طپش نبض زندانبانان را که
به سراغم می آیند بشمارم.
 
من اعدام را روی خط طناب زیر چهار پایه‌ی
مرگ که عشق را حلق آویز می کند تنفر دارم.
 
من لبخند زندگی را در امتداد تبسم تاریخ
که آزادی را معنا می کند دوست دارم.
 
من دوست دارم عشق را با رنگ‌هایش که در
انتظار محبت دست‌های من است در آغوش بگیرم.
 
دستها‌یم را بسوی شما که مهربانی را زیر واژه
آزادی معنا می کنید می سپارم
تا کوچک جهان نگا‌هم زیر آسمان آبی رنگ‌هایم عدالت زندگی را برایم معنا کند.
 
من از شلاق قرآن بر سطح کوچک زندگی‌ام می ترسم،
من از عبور خطی که به چهار پایه اعدام منتهی
می شود هراسناکم.
من از این دیوار بی حوصله گی که واژه زندان را یدک می کشد متنفرم.
من زندگی را در سطح واژه‌هایش تجربه می کنم. 
 
آزادی را در اعماق فریاد‌ش
انسا‌نیت را در نهان عاطفه‌ها
جنگ را در عمق شرمساری‌اش
عشق را بر سطح  رنگها
زندان را در دل سیاهی چشمانم
مقاومت را در سکوت تنهایی‌ام
صلح را در لبخند های بهاری‌اش 
و رنگها ی زندگی را تا بی نهایت پرواز پرندگان عاشقم.
من زندانی رنگ‌های زندگی‌ام!
 
 
ی. صفایی
 
1 ژوئیه 2007 (برای آزادی دلارا رنگ‌ها را به هم پیوند دهیم
 
مطالب مرتبط



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org