rahai-zan Home
معرفی سایت رهایی زن به دوستان
صفحه اول arrow گزارشات arrow گزارش دبير رهايى زن به اولين نشست کانون مرکزى
tv
عکس روز
jashn 8 mars 033.jpg
از نگاه دوربین
همجنبشی




 Afghan Women's Mission
 The Organization of Women's Freedom in Iraq
 Amnesty International
 Support FemAid
 Association of defending children rights
 Terre des hommes
 the Persian Gay & Lesbian Organization
 TERRE DES FEMMES


 
گزارش دبير رهايى زن به اولين نشست کانون مرکزى چاپ پست الكترونيكي
دوستان عزيز!
من براى ارائه گزارش، مجبورم فقط تاکيد کنم که براى ارزيابى فعاليت ما، بايد حتما در نظر گرفته شود که بر بستر چه ناملايمات مهمى که به ما تحميل کردند، سر بر آورديم، کمر راست کرديم و دور هم جمع شديم تا يک سازمانى را بر پا کنيم.
 طى اين مدت ما بر خلاف روحيه عمومى حاکم بر فعاليت ما که عمدتا نارضايت است، بايد بگويم که بخشهاى مهمى از پروژه خودمان را متحقق کرده ايم. ما موفق شديم:
١- رابطه خودمان را با مردم، در يک مقياس گسترده، ترميم و تحکيم کنيم. به چگونگى آن بعدا برميگردم.
٢- در اثر سياستهاى درست ما، انرژيها آزاد شد. ما موفق شديم، شخصيتها و فعالين اين جنبش را بيشتر از قبل در راس يک مبارزات معينى جلو مردم بگذاريم. کمپين نجات ژيلا و بختيار، باعث شد تا در ايران ناهيد رياضى و سازمان رهايى زن به عنوان يک اهرم قوى دفاع از انسانيت شناخته بشود. ٣- ما موفق شديم که با سياست باز کردن درهاى اين سازمان به روى همه، کارى کنيم که در عمل هم اعتمادها را احيا و هم بويژه تعدادى از فعالين نسل جديد را جلب و جذب کنيم. ما موفق شديم هم در خارج و هم در داخل "تشکيلات" بسازيم. يعنى در لحظه بتوانيم گزارش بدهيم کجا و چگونه و چند نفر را متحد و متشکل کرده ايم و باعث شديم، امکان دخالتگرى آنها در حيات سياسى و اجتماعى اين سازمان فرا بيايد. تصوير و الگوى يک سازمان باز، آزاد، مدرن و راديکال را جلو جامعه گذاشتيم و از اين تصوير، استقبالى شد که فراتر از مرزهاى تصور اوليه ماست.
٤- ما موفق شديم که با يک کار عميق زير ساخت اين تشکيلات را بسازيم. رهبرى اين تشکيلات قطب نما را گم نکرد. نگذاشتيم نه به گذشته برگردد، نه در باره آينده غلو آميز برخورد کند، هيجانزده شود. ساختن تشکيلات اصل اول ما بود. و ما موفق شديم. ببينيد ما طى اين مدت، در غالب کشورهاى اروپايى کانونها و يا هسته هاى اوليه فعاليت خودمان را شکل داديم. کار دبيرخانه ايى ما سر و سامان يافته است. امور مالى را راه انداختيم. شبکه پخش را قوى و منسجم کرديم. در داخل کشور، کانون سعادت آباد را ساختيم. ٢ کانون ديگر را در هفته هاى آتى اعلام ميکنيم. فعالين زيادى را در شهرهاى مختلف، به رهايى زن جلب و جذب کرديم. در سليمانيه عراق کانون خود را شکل داديم. در کشورهاى همجوار داريم تدارک نضج گرفتن کانونهاى جديد رهايى زن را مى بينيم. به اعتقاد من، فعالين و مشتاقان جنبش برابرى طلبى زن در داخل کشور بيشتر به استقبال ما آمدند. روند رشد ما در داخل کشور، چند برابر خارج است.
٥- ابزارهاى ارتباطى خودمان را ساختيم. با تلاش مينو همتى و اسعد يک برنامه تلويزيونى لايف در شبکه اول ماهواره در هفته داريم که چند بار تکرار ميشود. مقدمات برنامه راديوى موج کوتاه را داريم با کمک آنيتا فرزانه فراهم ميکنيم. يک سايت و ٢ وبلاگ رسمى با کمک محمود رهبرى، پرى زارع و کيوان آذرى داريم. ٢ سايت هم به فوريت به وسيله مسئولين کمپينهاى ناهيد رياضى و مريم افراسيابپور ايجاد کرديم. ( بعدا به اين ميپردازم که به چه وسيله ايى رهايى زن در اين مدت روى همه سايتها و وبلاگها و تقريبا همه راديوها و تلويزيونها رفت و معرفى شد، آن هم با دست خالى). مترصد اين هستيم که فورا با کمک هامون کيانى گروه ياهوى رهايى زن را در همين هفته راه اندازى کنيم. مرکز پخش ما طى اين مدت وسيعا به جمع آورى آدرسهاى گيرندگان نشريه پرداخته، آنها را کاتگوريزه کرده است. ما با افتخار ميگويم سازمانى هستيم که مرکز پخش آن مثل يک موسسه مدرن ميتواند بگويد در هفته چند نشريه پخش ميکند و با آمار و ارقام اين را بگويد نه با حدس و گمان. نشريه هفتگى ما، به وضوح به يک نشريه خواندنى، اجتماعى، سياسى و پر مغز و جذاب بدل شده است. هفته نامه رهايى زن توانسته است الگو و سقفى براى سنجيدن يک نشريه خوب و با کيفيت بالاى مضمونى و ژورناليستى بشود. الان به جايى رسيديم که اگر نشريه دير کند، سراغش را ميگيرند.٦- فعاليت کمپينى ما در اين ٣ ماهه بسيار موفقيت آميز بوده است. از دو جهت. يکى ااينکه اولين کمپين ما که با شروع فعاليت رهايى زن به راه انداخته شد، بسيار با موفقيت پيش رفت. با وجوديکه تلويزيون نداشتيم، در همه برنامه هاى تلويزيونى بوديم. با وجوديکه هنوز سايت نداشتيم، تقريبا در همه سايتها و وبلاگها بوديم. در راديوها بوديم. در خانه هاى مردم بوديم. ما موفق شديم به واسطه تلاش و مبارزه و جنبشى که راه افتاد نظام را به عقب برانيم. کمپين دوم ما تا همين جا خوب پيش رفته است. داريم عميق و درست قدمهايمان را برميداريم. کاملا سياستمان درست بود که حساس شديم، از دستگيريها نگذشتيم، فراخوان مقابله با تعرض داديم. با جنبش و حساسيت آن بخش از جنبشمان در داخل ايران چفت شديم. داريم در يک مسير حرکت ميکنيم. اما من دوست دارم اينجا به نکته مهم دوم اشاره کنم. اينکه ما يک سنتهاى جديدى را در جريان اين کمپين پايه ريزى کرديم. اينکه کمپين را شخصيتهاى رهايى زن به پيش ببرند، جامعه با آنها رو برو شود. در عين حال، قدم به قدم سازمان را پشت سر اين شخص و کمپين به حرکت درآورديم و سازمان داديم. ما کارى کرديم که حمايتهاى سياسى، معنوى و اجتماعى از اين کمپين، بدل به يک رابطه و حمايت استوارتر شود. با جامعه بسيار استوار، بدون هياهو، متحد کننده، قابل اطمينان و اعتماد ظاهر شديم. اگر خبرى را نداشتيم، گفتيم نداريم، اگر داشتيم، اگر کارى را کرديم، با همه شريک شديم، به همان نسبت سخن گفتيم و اين باعث مقبوليت و بدست آورد اطمينان مردم به ما شد. درى را باز کرديم و با احترام و برابر به تمام تلاشهايى که شد برخورد کرديم. ممکن است بگوييد خوب اين بديهى است. بايد چنين باشد، من ادعا ميکنم که براى اينکه چنين شود، ما تلاش کرديم. بويژه ميخواهم تاکيد کنم که اين کمپين يک زير ساخت مهم سازمانى داشت. قدم به قدم ما با متانت و فهم و درايت بالاى سياسى آن را دنبال کرديم و هنوز هم تا به اينکه به نتيجه نرسيم، آن را چنان که مى بينيد دنبال ميکنيم. به نظر من اين کمپين بايد بيشتر از اينها مورد مطالعه رهايى زن قرار بگيرد. الگوى يک کار اجتماعى، راديکال، يک کار کمپينى در عين حال سازمان يافته بود. فکر نکنم در اين جنبش تا به حال کسى اقدامى را کرده باشد که ناهيد رياضى کرد. منظورم شرکت و صحبت با مردم در کنسرت ابى در دانمارک است. اين يک الگو بود. يا شرکت سازمان يافته ما در استراسبورگ. به اعتقاد من يکى از دستاوردهاى اين کمپين، نزديکى بيش از پيش ما و تنيده شدن فعاليت ما با همسنگران عراق بود. بدون هوزان محمود، يک پايه اين کمپين در عرصه بين المللى مطمئنا ناقص بود.
اجازه بدهيد در ادامه بحث نقشه عمل آتى را يکجا با برشمردن نقاط ضعف عنوان کنم.
١- دخالتگرى افراد رهبرى رهايى زن در مسائل مهم و روزمره سياست جنبش برابرى طلبى بايد بسيار گسترده تر از وضعيت فعلى باشد. رهبرى خود يک حلقه مهم رابطه سازمان با جامعه است. حرف از دهان کسى عليه زن بيرون نيامده، بايد دهها نفر عليه او بنويسند. ما هنوز در اين قامت ظاهر نمى شويم. پتانسيلش را داريم. بايد به اين سمت حرکت کنيم. علاوه بر اين بايد کارى کنيم که فعالين فى الحال جنبش، که بيرون ما شمشير ميزنند، جايشان را در صفوف ما پيدا کنند. ما احتياج به اين داريم که اين سازمان به وسيله فعالين نسل سوم تصرف شود. بايد راهها و مکانيسمش را پيدا کنيم. فى المثل، در کمپين نجات ژيلا و بختيار، بيش از ٤٠ درصد نامه ها از دختران و پسران ميانگين سنى ١٥ تا ٢٣ ساله است. اين کمپين آنها را صدا زد و آمدند. بايد کارى کرد که حداقل ١٠ درصد اين نيروى پر شور در مدت کوتاهى جزو سوخت و ساز اصلى فکرى، سياسى و اجتماعى اين سازمان باشند. در مشغله ها، در انتخاب مخاطب، در تبليغات، در لحن، در کاراکترى که در بيرون خودمان داريم ارائه ميدهيم، بايد جوانگرا بشويم. بايد کارى کنيم که يک دختر ١٩ ساله به راحتى بتواند مسئول اين سازمان و يا نهادهاى آن بشود. به اعتقاد من، يکى از اين مکانيسمها پر جنب و جوش بودن و تحرک بالا و وقوف به مسائل جامعه و اين نسل در زمينه مسئله زن است. رابطه کانون مرکزى با دبير سازمان بايد تقويت و تحکيم شده تر باشد. به درجه ايى که رهبرى و مسئولين رهايى زن در مسائل جامعه و در جنبش برابرى طلبى دخالت روزمره و فعال کنند، براى ما امکان پذير است که افق را بسازيم، نقشه هاى ماکرو بياوريم. توقعات را بالاتر ببريم. به نظر من بعد از کمپين نجات ژيلا و بختيار، نبايد به دامنه عمل کمترى رضايت ميداديم.
٢- همچنان بايد معطوف به ساختن تشکيلات باشيم. از کار در محل گرفته تا کار سراسرى. ما احتياج به بحث داريم. احتياج به اين داريم که نگذاريم هر نسيمى ما را از اين کار اصلى منحرف کند. رابطه کانونهاى ما با تشکلات کاملا علنى و ان جى او ها چيست؟ تصويرى که جلو فعالمان از تشکل يابى ميگذاريم چيست؟ اين تصوير هنوز در دسترس نيست. روى آن کار فکرى نشده. الگو نداريم. ما بايد به يک سازمان توده اى تبديل بشويم که بتوان بدون هيچ دغدغه ايى آمد و در آن عضو شد و از اين سازمان براى لغو کردن حجاب، گرفتن حق طلاق، از بين بردن آپارتايد جنسى و ..... استفاده کرد. چگونه؟ هم الان ميان ما و فعالين و دست اندرکاران جنبش بحث هست، سئوالات جدى مطرح است. در ثانى مسئله مهم تحليل ما از اوضاع ايران است. در اين باره احتياج به برگزارى يک سمينار و تدوين آيين نامه کار کانونها و تعريف رابطه آنها با جهان پيرامون خودشان داريم. براى اعضا رهايى زن بايد کاملا روشن باشد که روز اولى که به اينجا سر زدند، چه کارى ميتوانند بکنند. هنوز آيين نامه نداريم. موردى جواب ميدهيم، تکرار ميکنيم خودمان را.
٣- نبايد به کم رضايت بدهيم. برنامه تلويزيونى يکبار در هفته خوب است، ولى آيا واقعا رهايى زن نميتواند موجبى براى دائر کردن يک تلويزيون ٢٤ ساعته براى خود و طيف وسيعى از سازمانها و شخصيتهاى مختلف مدافع حقوق زن، اعم از دورى و نزديکيشان باشد؟ يک شبکه ايى شبيه سى ان ان ( به مثل مثبته آن) در امور مربوط به زنان در خاورميانه! يک تلويزيونى که افغانستان و عراق را هم بپوشاند. راديو هم همينطور. ما راديوى موج کوتاه احتياج داريم. ما هنوز يک نشريه انگليسى زبان که براى ما حياتى و مماتى است نداريم. يک نشريه ايى که مخاطبش افکار عمومى غربى باشد. در حاليکه در ميان خود اين افکار عمومى کسانى هستند که حاضرند مثل ونگوگ براى آزادى عقايد آزاديخواهانه خودشان، هزينه بالايى را بدهند. ما يک فصلنامه ميخواهيم. يک مجله ايى که مباحث پايه ايى جنبش ما را زيرو رو کند. خيلى از فعالين ما، تشنه عميق شدن آگاهى خودشان هستند. اينترنت را بايد تسخير کنيم. بايد طرحهاى اجتماعى بياوريم که چگونه ميشود آرمان رهايى بخش و برابرى طلبى را روى قلب جامعه مهر کنيم. ببينيد ما عادت داريم براى گسترش عقايدمان فقط مقاله بنويسيم. اين خوب است، ولى کافى نيست. به جنبش مقابل ما نگاه کنيد، روزانه فقط مقاله نمى نويسند براى اينکه آدم را ناسيوناليست کنند، قوم پرست کنند و .... چرا فعالين رهايى زن مبتکر ساختن فيلم نميشوند؟ يا يک ترانه قشنگ؟ يک رمان؟ پوستر؟ اين ابتکارات چيست؟ بشناسيم و بدست بگيريم. سعى کنيم مثل يک سازمان در راس جنبش اجتماعى عمل کنيم.
٤- من اين را وظيفه خودم ميدانم که تا نشست آتى کانون مرکزى، با يک طرح دوفوريتى اساسنامه سازمان و هم منشور حقوق زن را تدوين و ارائه کنم. به خاطر همين اقدامات مهم هم هست که بر سهم گزارى بيشتر کانون مرکزى در برداشتن بار کار و بار روزمره تاکيد ميکنم. در عين حال ما بايد حتما در حول و حوش ٨ مارس روز جهانى زن، اولين کنگره خودمان را برپا کنيم. بياييد به اين مناسبت خوب که تاريخ جنبش ماست، هر ساله جمع شويم. اين گردهمايى بايد وسيع باشد. با شکوه باشد. بحثهاى خوب، ارزشمند و کار شده در آن ارائه و سکوى پرش ما شود.٥-موقعيت مالى ما، بايد همپاى پيشرفت فعاليتمان بهبود پيدا کند. براى گردآورى امکانات مالى بايد ديناميکتر عمل کنيم. اجتماعيتر و سازمانيافته تر عمل کنيم. آيين نامه امور مالى ما بايد تدوين شود.٦- از کنار نقطه قوت رابطه خودمان با سازمان آزادى زن عراق نبايد بدون خودآگاهى بگذريم. تمام فعالين سرشناس جنبش برابرى طلبى عراق الان جزو فعالين و موسسين رهايى زن هستند. سازمان آزادى زن عراق يک سازمان شناخته شده، يک سازمان محبوب و برابرى طلب در سطح بين المللى است که بدون هيچ شبهه ايى در امر سازختن سازمان ما دخالت داشته است. ما هم موظفيم براى ارتقا و انسجام کار اين سازمان تلاش کنيم. کنفرانسها و اقدامات مشترک بگذاريم. وجود اين فعالين در سازمان ما و وجود ما در کنار سازمان آنها، يک امر داده شده عادى در اين جنبش نيست. شما يک مثال ديگر در زمره اين اقدام بزنيد؟ يک سازمان ديگر را سراغ داريد که توانسته باشد، با فعالين سرشناس جنبش آزاديخواهى و برابرى طلبى در عراق بنشيند و سازمان بسازد؟ تمام اين چهره ها جزو يک جنبشى هستند که زير فشار سناريوى جنگ و تروريسم آمريکا از يک طرف و جنبش تروريسم اسلامى از طرف ديگر دارند برابرى طلبى را نمايندگى ميکنند. دنيا الان ينار محمد، هوزان محمود، ناسک احمد، ناديه محمود، ريگا رئوف، سارا محمد و.... را ميشناسد. بايد با اين مسئله با حساسيت و نقشه برخورد کنيم. ما راحت ميتوانيم، بويژه در خارج با هم يک سنگر بندى قوى ضد تروريسم اسلامى درست کنيم.
بر مبناى اين خطوط ميتوانيم، اقدامات عملى خود را ريزتر و کنکرتتر بيان کنيم.

 
مطالب مرتبط



Copyright © 2005 rahai-zan.org     All Rights Reserved    مسئول سایت م.رهبری postmaster@rahai-zan.org