|
مانتوها قد نخواهد کشید - علی راستین |
|
|
جمهوری اسلامی به کمک نیروی انتظامی از اول اردیبهشت طرح مبارزه با چیزی که نامش را ”بد حجابی“ نهاده است، آغاز کرده است کلیت این طرح مثل طرح های سال های گذشته محدود کردن زنان در پوشش و بازستاندن ”کم حجابی“ های کم و بیش محدودی است که زنان در چند سال گذشته توانسته اند آن را هم به جمهوری اسلامی و هم به عنوان هنجار اجتماعی به سنت های عقب مانده موجود در جامعه تحمیل کنند.
فکر نمی کنم که احدی پیدا شود که بتواند تصور کند که چنین طرح هایی موثر خواهد بود و این تصور را داشته باشد که بتواند زنان و دختران در ایران را در این مورد به عقب بزند. جمهوری اسلامی در چند سال اخیر با آمدن فصل گرما هر بار چنین طرح هایی را اجرا کرده است که با نگاهی ساده هم می توان دریافت که شکست خورده است.
مبارزه زنان برای گرفتن حق آزادی پوشش در جامعه ایران، تحمیل خواسته های خود، در جامعه یک پدیده دو سویه است. یعنی حاکمیت تنها یک وجه تحمیلگر این موضوع است و وجه دیگر آن خود فرهنگ عقب مانده اسلامی و شرق زده ای است که بر مبنای ناموس پرستی مردسالارانه اش سعی به عقب راندن زنان داشته است. در چهار-پنج سال گذشته، شکل نوین پوشش دخترانه در ایران (بخوانید ”بدحجابی“) به شدت همه گیر شده است. در سال های اخیر حتی در شهر های کوچک، محلات مذهبی و سنتی شهرها و روستاها، رفته رفته چادر جای خود را به مانتو، و مانتوها هم به مرور زمان کوتاه شده اند. این شکل نوین از پوشش امروزه دیگر به یک فرهنگ مفروض در آمده است که متحجرانی که قصد تغییر آن را دارند، به خوبی می دانند این کار در عمل شدنی نیست. سردار طلایی، که ریاست ناجا را به عهده دارد، در مصاحبه تلویزیونی روز دوشنبه خود به نکته جالبی اشاره می کند که گویای حال و روز این طرح است. او با اشاره به اینکه مساله ”بدحجابی“ مساله ای نیست که با اعمال زور و محدودیت حل شود، و در ازایش باید ”راهکار فرهنگی“ ارائه داد؛ به وضوح تمام اعتراف می کند که می خواهد با نیروی قهریه سرکوبگرش با فرهنگی مبارزه کند که هیچ خوانایی با معیارهای اسلامی حاکمیت ندارد. و راهکار فرهنگی شان همان فرهنگ عقب مانده اسلامی است که زن را نه به مثابه یک انسان برابر با مرد، بلکه تا سر حد یک سوژه جنسی که باید خود را بپوشاند، تنزل داده است.
و از سوی دیگر خود جمهوری اسلامی هم که دریافته است که از اعمال چنین محدودیتی در سطح گسترده و بطور متداوم عاجز است، خود ”مجازات“ بدحجابی را تخفیف داده است. جمهوری اسلامی در ابتدای روی کار آمدنش با کسانی که تن به حجاب با معیار های اسلامی نمی دانند، با خشونت تمام رفتار می کرد. نظامی که اوباشش به صورت زنان اسید می پاشیدند و تیغ موکت بری می کشیدند. امروز در برابر زنانی که بارها و بارها از زنان ابتدای انقلاب ”بدحجاب ترند“ تنها به جریمه مالی بسنده کرده است. حتی رژه نمایشی اوباش بسیجی حزب اللهی در هفته گذشته در برابر مجلس شورای اسلامی و طومار جمع کردن در نماز جمعه تهران نمی تواند غلظت این طرح را بالا ببرد. استراتژیست های حکومتی به نیکی می دانند که فرهنگ واقعی پوشش جوانان (در اینجا دختران) در جامعه ایران در تضاد و تقابل کامل با آن فرهنگ رسمی شرقی-اسلامی است که سعی در حقنه کردن آن به نسل جوانی دارند که در قرن بیست و یکم زندگی می کند. جمهوری اسلامی در رسانه های ”غیر رسمی تر“ و ”خصوصی ترش“ برای جلب مخاطب و ایجاد ارتباط با نسل جوان، فاتحه این تصویر رسمی اسلامی خود را خوانده است و شاید به اکراه مجبور شده که پا به عرصه فرهنگ واقعی بگذارد. برای مثال نگاهی به سر و شکل و وضعیت حجاب در تلویزیون ”مهاجر“ که متعلق به رژیم است بیاندازید. اگر واقعا برنامه جمهوری اسلامی مبارزه با ”بدحجابی“ بود و یا اصولا می توانست این مساله را مهار کند، تلویزیون خودش شکل دیگری داشت.
اما سوالی ممکن است برای ما ایجاد شود. پس چرا جمهوری اسلامی که می داند نمی تواند این سیل را مهار کند، و در عمل هم کاری از دستش ساخته نیست، اینچنین ژست مبارزه با بد حجابی را میگیرد؟ و اینقدر روی این موضوع مانور می دهد؟ در اینکه حجم زیاد تبلیغاتی که رژیم بر سر این مساله کرده است، در برابر برخوردی که می کند، بسیار نامتناسب است شکی نیست. اما مساله اصلی را باید در این نکته گفت که این کار رژیم بیشتر حالت تبلیغاتی و استراتژیک دارد. جمهوری اسلامی در حال حاضر در موقعیت خاصی قرار دارد که ایجاد چنین مانورها و قدرت نمایی ها لازمه کارش است. اساسا مانور برای نشان دادن قدرت در برابر دشمن است. این مانور شاید در آبهای خلیج اجرا شود و شکل نظامی بگیرد. و شاید هم ممکن است در میدان ونک، ولیعصر و انقلاب باشد و بقول خودشان شکل ”تذکر لسانی“ داشته باشد. مساله ای که مسجل است، جمهوری اسلامی تحت فشار امریکا و غرب بخاطر مساله اتمی از یک سو، و از سوی دیگر تحت فشار جامعه ای است که از فقر، فلاکت و سرکوب به ستوه آمده اند، در تنگنا قرار گرفته است. و سیاست جمهوری اسلامی استفاده از بهانه اولی برای سرکوب دومی است. رژیم به سادگی دارد فشاری را که از سوی غرب به او وارد آمده است را به مردمی که این وضعیت را نمی خواهند تسری می دهد. همانطور که حزب حکمتیست در سیاست های خود نشان داده است، رژیم از مناقشه اتمی و فشاری که جامعه بین المللی بر او وارد ساخته است، به نحو احسن برای سرکوب جنبش های اجتماعی، سرکوب فعالین سیاسی و محدود کردن آزادی های نسبی ای است که مردم در طی چند سال گذشته کسب کرده اند. علت بروز چنین ”طرح های فرهنگی“ ای را باید در متن چنین اوضاعی فهمید. رژیم با سادگی می خواهد قدرتش را به رخ مردم معترض بکشاند. یک روز با سرکوب اعتصابات کارگری و دستگیری فعالین کارگری؛ و روز دیگر با تنگ کردن عرصه بر زنان و جوانان! اما جامعه برای خلاصی از این وضع باید کاری اساسی تر و ریشه ای تر انجام دهد. صرفا روسری را کمی عقب بردن یا مانتو را کمی تنگ کردن نمی تواند حرکت تاثیر گذاری در روند اوضاع داشته باشد. سیاست به غایت ارتجاعی غرب و مناقشه ای که بوی جنگ از آن بلند شده است، جامعه ایران را در موقعیت به مراتب خطرناک تری از آنچه در عراق و افغانستان روی داد، قرار داده است. جمهوری اسلامی هم با هر درجه افزایش فشار از سوی دولتهای غربی، فشار را بر جنبش سرنگونی بیشتر می کند. راه خلاصی مردم از چنین وضعیت خطرناکی، متشکل شدن، اتحاد و قدرتمند کردن خود مردم است. یکسره کردن کار جمهوری اسلامی با قیام مردمی و کوتاه کردن دست جنگ افروزان از زندگی و حیات خود تنها می تواند اوضاع را به نفع بشریت تغییر دهد. وگرنه مساله ”بد حجابی“ تنها نمونه کوچکی از ضرب شستی است که دولت در برنامه خود دارد. باز هم تکرار می کنیم که این طرح خاص بعید است موفق عمل شود، اما باید این طرح را در مجموعه سیاستی دید که جمهوری اسلامی برای به عقب راندن کلیت جامعه دارد
|