یکی از آسیبهای جدی که جامعه ما را تهدید میکند گسترش روزافزون دختران فراری و روسپیان میباشد.بی شک خانواده نقش و اهمیت ویژه ای در رابطه با این موضوع دارد.همچنین محیط و عوامل اجتماعی در بوجود آمدن آسیبهای اجتماعی بی تاثیر نیستند.ما میبینیم که فقر مادی به طرز وحشتناکی در جامعه مان رو به رشد است پس کاملا طبیعی است که فحشا هم روز به روز افزایش مییابد چونکه بی عدالتی و فاصله طبقاتی در جامعه مان حرف اول را میزند.
بنابراین وقتیکه ستم طبقاتی در جامعه از بین نرود مطمئنا ستم جنسی نیز از بین نخواهد رفت چونکه این دو رابطه ای بسیار نزدیک با یکدیگر دارند. جوانان شرایط ازدواج را ندارند بخا طر بیکاری ، گرانی ، نداشتن مسکن و شغل. چونکه پول یکی از مهمترین مسئله شروع یک زندگی مشترک در ایران است.بنابر این جوانان دنبال رابطه های پنهانی میروند که در ایران این رابطه ها ممنوع میباشد و جوانان در این رابطه ها دچار فشار و مشکلات زیادی از طرف سیستم ایران میشوند و مجبورند دنبال راه های کوتاهتر باشند که این هم راه مناسبی برای جوانان نیست. در کشوری چون ایران که مردان نقش اول را در جامعه دارند طبیعی است که زنان بیشترین ضربه را میخورند و مشکلاتی چون فقر مادی یا فرهنگی.بیکاری،طلاق،بالا رفتن سن ازدواج،اعتیاد، عدم حمایت بنیادهای حمایتی که باعث میشوند زنان به روسپیگری روی بیاورند و یا دختران از خانواده هایشان فرار کنند. کاملا روشن است که همه اینها مشکلات ریشه ای دارند مانند فقر،طلاق پدر یا مادر،اعتیاد والدین،بیکاری،بزه کاری و تعصبات و تبعیض جنسی در خانواده یا جامعه،بی سرپرستی کودکان و جوانان،اغفال توسط دوستان یا اطرافیان،وضعیت بد تحصیلی همچنین سرکوبهای سیستماتیک جمهوری اسلامی و عدم توجه به نیازهای عاطفی نوجوانان و جوانان همچنین فقدان سازمانهای حمایت از دختران فراری و زنان تن فروش میباشد. به عقیده من تن فروشی یک نوع تحمیل به زن است نه انتخاب.یکنوع تجاوز است نه سکس . تن فروشی یک نوع خشونت وحشیانه بر علیه زن است یعنی تجاوز به جسم و جان و روح روانش است که زن فقط حق دارد بین زنده بودن و نبودن یکی اش را انتخاب کند که انتخابی کاملا غیر عادلانه میباشد. زن تن فروش مستقیما مورد تحقیرو توهین در اجتماع قرار میگیرد در واقع دور از اجتماع هست. ما می بینیم که این زنان هیچ گونه سودی از تن فروشی نمیبرند و فقط بخاطر فقر اقتصادی مجبورند که از طریق تن فروشی زندگی روزمره شان را بگذرانند. هر چند که ما می بینیم فحشا یکی از پردرآمدترین شغل ها در ایران میباشد البته نه برای زن تن فروش ، بلکه برای باندهایی که ازاین زنان سوءاستفاده میکنند کما اینکه زنان تن فروش در ایران بسیاری اوقات باید سرویسهای مجانی به آخوندها و مسئولان ارگانهای مربوطه بدهند تا از بعضی مشکلات رها شوند که بتوانند کا ر کنند. تن فروشی شغلی است با در آمد خیلی کم برای زن تن فروش و بالا بودن فشار روحی و جسمی و جنسی و یا مریضی ها ی زیادی که بر زن تن فروش وارد میشود. با وجود اینکه زنان تن فروش باید زیر حمایت بی قیدو شرط سازمانهای حمایتی باشند که زندگی راحتتری داشته باشند. ولی ما میبینیم که در ایران بر عکس این قضیه وجود دارد بطور وحشتناکی به زنان تن فروش تحقیر،توهین و خشونت میشود .تن فروشی بزرگترین خشونت اجتمائی بر ضد زنان ما میباشد. بر طبق آمارهای رسانه های دولتی تعداد دختران فراری در کشور به 300 هزار نفر رسیده است که حدود 86 در صد از این دختران که برای اولین بار از خانه فرار میکنند و مورد سوء استفاده جنسی قرار میکیرند که بیشتر این دختران بعد از تجاوز جنسی از سوی خانواده هایشان پذیرفته نمیشوند. این دختران در 32 مرکز بنام خانه های سلامت به مدت 6 ماه تا یکسال به صورت شبانه روزی نگهداری میشوند تا از معرض آسیبهای اجتمائی مصون بمانند. در صورتیکه سردمداران جمهوری اسلامی با فراموش کردن سنگسارها،اعدامها و با از یاد بردن پرونده آخوند کثیف منتظری مقدم رئیس دادگاه انقلاب شهرستان کرج که تجاوز و فروش دختران فراری به کشورهای عربی را با همکاری تعدادی از وزراء سابق و فرمانده هان سپاه کرج و همچنین افراد مهم رژیم سازماندهی میکرد، مبتلا به ایدز شد. با لو رفتن خانه هدایت و مسئول اصلییش، آخوند منتظری مقدم بدست دو دختر جوان فعال سیاسی که با گرفتن اطلاعات از دو دختر فراری از خانه هدایت و با شورش مردمی و رسانه های گروهی، جمهوری اسلامی مجبور شده بود که این آخوند کثیف و حیوان صفت را به یکسال زندان محکوم کند. ولی فقط با بودن هشت ماه در زندان او را آزاد کردند به اضافه دیگر همدستانش که همه شان زیر شش ماه آزاد شدند و به زندگی کثیفشان برگشتند فقط دختران و زنان بودند که نابود شدند و روز به روز رو به نابودی میروند. با توجه به این مشکلات جمهوری اسلامی سعی کرد با ایجاد خانه های سبز و ریحانه برای نگهداری از دختران فراری و روسپیان و کودکان خیابانی وضعیت را به حالت بهتری برگرداند که این روش هم نتوانست هیچ تاثیری بر این معظلات اجتمائی بگذارد. به وضوح می بینیم که تحقیر به زنان ، ضرب و شتم، فحاشی ، تجاوز جنسی، سنگسار یا اعدام رو به افزایش است و چنین اقداماتی نه تنها باعث نشد که این معضلات اجتمائی کمتر شود ، بلکه بنا به اقدام سردمداران جمهوری اسلامی پس از گذشت به سه دهه تن فروشی به یازده سال هم رسید. از سوی انجمن دفاع از قربانیان خشونت نشان میدهد که فقط ماهانه 45 دختر 16 تا 25 ساله ایرانی در کراچی توسط افراد ثروتمند خریداری میشوند که پاکستان و امارات معمولا دختران 10 تا 16 ساله را برای دو مناسبت عید فطر و قربان در مراسمی بنام ((حلقه)) بفروش میرسند که خریداران معمولا مسلمان هستند . با توجه به قوانین وضع شده در ایران طبیعتا مشکلات جوانان و زنان سیر صعودی پیدا میکند و برای رفع مشکلات و معضلات مادی و معنوی زنان ، رفع نا برابری بین زن و مرد، و با توجه به رابطه عرضه و تقاضا ، روسپیگری زنان در ایران دقیقا نشانگر این است که متقاضیان مرد برای این موضوع زیاد است در حالی که اوج مظلومیت زنان و ستمگری مرد سالارانه به حدی رسیده که جمهوری اسلامی تنها زن روسپی را به محاکمه میکشاند، زندانیش میکند، سنگسار یا اعدامش میکند ولی مرد را فقط به عنوان همخوابه به او می بیند و محکومیتی برایش قائل نمیشود و اینطور میفهمد که فقط زن روسپی میباشد نه مرد، زن خلاف کرده نه مرد، زن باید سنگسار شود نه مرد، زن باید تحقیر و توهین شود نه مرد، فقط زن زن زن...... ولی من بعنوان یک زن فعال سیاسی سوالی از خوانندگان دارم : ما انسانها در برابر این همه سقوط انسانیت در کشورمان چه وظیفه ای بر عهده داریم¬؟ به عقیده من باید امکانات رسانه ای خودمان را در هر کجای دنیا که هستیم قویتر کنیم و برای نشان دادن چهره زشت سر دمداران جمهوری اسلامی و حتی قدرتمندان جهان امروز که مدعی دموکراسی و حقوق بشر و آزادی هستند ، با تشریح جنایات آنها ، واقعیتهای پنهانشان را افشاء نمائیم و زنان را از بند اسارت و بردگی رها سازیم. زنده باد آزادی و برابری فرشته ایلکا