مجید نفیسی
به منصور اسانلو آهان، همان را می گویم یک کارت ساده ی نوروزی با حاشیه ی زری دالگوش و نقش یک گل نرگس و عطر بیسکویت گرجی که دستی پنهانی آن را میان دفترچه ات گذاشته بود،
امسال اگر او را می بینی آن را با خود ببر و در اتاق ملاقات دور از چشم نگهبان به پشت شیشه بچسبان و بگو که او را دیده ام در خوابها و بیداریهایم وقتی که دخترها و پسرها را با خط بامدادی از ایستگاههای خواب آلود به کوهپایه های پر برف می برد تا آوازهای نوروزی را در خلوت کوه بخوانند. نوروز خواهد آمد از قله ی سپید دماوند تا تنگنای زندان و تبعید و هیچ فرمانی آمدنش را به عقب نخواهد انداخت. چهارم مارس 2009 *منصور اسانلو رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که در زندان به سر می برد.
|